نقدی بر جریان اصول گرایی
الف -روز های سیزده و چهارده شهریور ماه اجلاسیه سالانه مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه داده و طی این اجلاس رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. بعد از ارتحال آیه الله مشکینی آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست این نهاد بسیار مهم انتخاب گردید.
تعداد زیادی از اشخاصی که پرونده آنها مملو از نفاق و دورویی است از این انتخاب اظهار خوشحالی کرده و خواستند تا زهر خود را بریزند آنانی که در جریانات بعد از دوم خرداد بالاخص انتخابات مجلس ششم از هیچ گونه تخریبی بر علیه آقای هاشمی اجتناب نکردند حال با انتخاب آقایی هاشمی دارند با دم خود گردو می شکنند. متاسفانه ملت ایران دارای حافضه تاریخی نیست .عده کمی هستند که به خاطر می آورند همین اشخاصی که امروز دایه مهربانتر ازز مادر شده اند در دوران بعد از دوم خرداد در روزنامه های خویش از جمله صبح امروز ، مشارکت ، خرداد ، فتح و بیان و ...به ک ترور شخصیت بی سابقه بر علیه شخصیتی پرداختند که امروز برای آن ها رکن رکین انقلاب و مجتهدی توانا و یار دیرین امام و رهبریی و ... شده است. هنوز کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری از پیشخوان برخی کتاب فروشی ها جمع نشده است و...
ب – مساله ای که امروز باید بدان توجه کنیم مظلومیت واژه هاست . اصولگرایی و اصلاح طلبی و کارگزاران سازندگی و ... چگونه توسط عده ای به لجن کشیده می شوند .
اصولگرایی مرامنامه خویش را از قران کریم و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و فرمایشات ائمه اطهار و رهنمود های حضرت امام و رهبر معظم انقلاب می گیرد و جز در پیشگاه خداوند متعال برای خویش دنبال پاداشی نیست . یک اصولگرا هرگز خود را طلبکار انقلاب نمی داند بلکه همیشه خود را مدیون و بدهکار به انقلاب می داند که عزت و شرف و انسانیت و آزادگیش را در گرو حفظ اسلام و انقلاب می داند نه اینکه خواستار سهمی از قدرت در قبال کارهایی که در این انقلاب انجام داده است باشد . یک اصولگرا خود را همانند رهبر معظم انقلاب خادم ملت می داند نه حاکم بر ملت .
اصلاح طلبی نیز چنین است .اگر بر روی این واژه با تعمق نگاه کنیم خواهیم دید که بهترین و اصیل ترین اصلاح طلبان تاریخ همان پیامبران وائمه اطهار بوده اند. امام حسین بودند که در راه اصلاح امر امت به شهادت رسیدند و با شهادت خویش خطی را ترسیم کردند که امروز نیز نشاندهنده راه برای همه جویندگان حقیقت می باشد در عصر ما نیز امام راحل بودند که برای اصلاح امور امت قیام کردند و اصولا مبنای انقلاب ما بر اصلاح قرار گرفته است . پس چگونه است که عده ای چنین بیشرمانه واژه مقدس اصلاح طلبی را به نفع خویش مصادره می کنند و خویش را پرچمدار اصلاحات می نامند.
واژه کارگزاران سازندگی نیز از همین قاعده مستثتی نیست .چه افتخاری بالاتر از این که یک انسان کارگزار حکومت نبی معظم اسلام و یا مانند مالک اشتر کارگزار حکومت امیرالمومنین باشد . آیا افتخاری بالتر از کار گزاری برای انقلاب و نظام مقدس اسلامی وجود دارد؟ آن چیزی که ننگ است خیانت در امانت و خیانت به انقلابی است که خون بهای میلیون ها شهید می باشد. مفاسد اقتصادی در هر حکومتی ننگی غیر قابل پاک شدن از دامان انسان می باشد ولی سیاهی این ننگ در حکومت اسلامی و حکومت منتسب به ائمه اطهار بیشتر است. پس چرا عده ای از نام مقدس کارگزار نظام سوء استفاده می کنند؟
اگر کار گزار و خادم حرمین شریفین بودن برای آل سعود این خائنین به حرمین شریفین در پیشگاه الهی دارای ارج و ثوابی باشد برای این عده ای که به دروغ خویش را کارگزار نظام مقدس اسلامی می دانند نیز دارای ارج و قربی خواهد بود.
ج – شاید بپرسید بند الف و ب این نوشته چه تناسبی با هم دارند؟
مساله این است که در مکتب حزب الله هدف وسیله را توجیه نمی کند .یک انسانی که خویش را اصولگرا می داند نمی تواند از هر روشی برای اثبات مدعیات خویش استفاده کند.
اخیرا هفته نامه پرتو سخن در شماره روز چهار شنبه 21 شهریور 1386 طی مقاله ای تحت عنوان دکترای افتخاری آری اجتهاد افتخاری هرگز مطالبی را بیان داشته که بنده را به عنوان شخصی که به جریان اصیل اصولگرایی علاقه دارد متاثر ساخت.
این مقاله متاسفانه در جهت خلاف فرمایشات رهبر معظم انقلاب- که خواستار دوری احزاب و گروه ها از ساحت مجلس خبرگان رهبری و سوء استفاده از این جایگاه و وارد کردن آن به بازی های سیاسی شده بودند-عمل کرده و دقیقا مطلبی را نوشته که دشمنان نظام مقدس اسلامی را خوشحال کرده است.
اینکه آیا به آقای هاشمی باید آیه الله گفت یا نه مطلبی نیست که هفته نامه پرتو سخن و یا هر نشریه ای که داعیه اصولگرایی دارد از آن حرفی بزند.
و نیز مساله اجتهاد آقای هاشمی ،
مقام معظم رهبری علنا در یکی از سخنرانی های خویش از آقای هاشمی به عنوان مجتهد مطلق یاد کرده است و نیز چنان چه خود هفته نامه پرتو سخن در شماره اخیر در صفحه اول نوشته اند یکی از شرایط ورود به مجلس خبرگان رهبری داشتن اجتهاد می باشد و مسلم است که آقای هاشمی که جزو این مجلس و رئیس آن می باشند مجتهد می باشند.
انتقاداتی این چنینی از آقای هاشمی عده ای شیطان پرست را خوشحال می گرداند که آری کف گیر جریان اصول گرایی به ته دیگ خورده است و انتقاداتی که از آقای هاشمی دارند در چنین اموری دور می زند که به راحتی قابل نفی و ابطال هست .
انتقادات زیادی بر مواضع آقای هاشمی وارد است از جمله :
الف – نوع رفتار ایشان در قبال دولت نهم که بر خلاف فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب می باشد.
ب – نظرات ایشان در مورد رابطه با آمریکا
ج- برداشت های ایشان از شخصیت امام و خاطرا ت سوال برانگیز ایشان
د – نظرات ایشان در باب مشروعیت ولایت فقیه و انتساب این نظریات به حضرت امام
و ...
با وجود چنین انتقاداتی نباید از هر وسیله ای برای اثبات ادعای خویش بهره ببریم. چنان چه هفته نامه پرتو سخن نیز در شماره های متوالی به نقد اصولی نظرات و عملکرد های آقای هاشمی پرداخته است که انصافا نقد هایی منصفانه بوده اند .
من از همه دوستان و برادران در این هفنه نامه و دیگر جریانات اصولگرایی خواهش می کنم که در قول و عمل اصولگرا باشند و از خط اسلام ناب محمدی که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب آن را ترسیم کرده اند عدول نکنند.
