یک نفر را می شود فریب داد، گروهی را همچنین، اما ملتی را نمی توان برای همیشه تاریخ فریفت.
گوینده این سخن هرکس که باشد و به هردلیلی آن را بر زبان رانده باشد آن چه که مسلم است تیغ تبلیغات متکی بر زر و زور و تزویر کند است!
امام! کجایی که ببینی میراث خواران چگونه به تاراج آن چه که به یادگار گذاشته ای مشغول هستند و در این راه از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند .
کجایی تا ببینی نام تو را با آوای جلی سر می دهند و بر مرامت شمشیر می کشند.
نامت را گرامی می دارند و نانت می خورند!
زمانی اکبر گنجی گفته بود امام خمینی دیگر به موزه تاریخ پیوسته است و این تمام آن چه که در ضمیر اصلاح طلبان بود را هویدا می کرد ولی مصلحت چیز دیگری را اقتضا می کرد.
خبر به زودی تکذیب شد و تمامی گناه ها و تقصیرها متوجه مترجم بخت برگشته ای شد که سخنان این نویسنده رمان نویس قتل های زنجیره ای و سرمقاله نویس روزنامه وزین صبح امروز را ترجمه می کرد .
آری !
خبر تکذیب شد ولی چندین سال از آن روزگار گذشت و اینک گنجی و گنجی ها در محظور نیستند تا آنی را بگویند که بدان معتقد نیستند.

گنجی به همراه خواننده مجاهد اصلاح طلب!
اصلاحات را باید از گوگوش تا سروش تعریف کرد
دیگر زمان نفاق به سر رسیده بود و گنجی به صراحت در مانیفست جمهوری خواهی خویش نوشت:
" برخی از اصلاحطلبان، مدعی ارائه قرائتی جمهوریخواهانه از آراء آیتالله خمینیاند. گویی در دانش هرمنوتیك هرج و مرج مطلق حاكم است و لذا هر كس مجاز به هر قرائتی، حتی كاملاً متعارض با متن، است و یا گمان میكنند دانش هرمنوتیك مسیحا نفسی معجزهگر است كه میتواند از ته چاه اقتدارگرایی، دموكراسی و آزادی بیرون كشیده و تشنگان را سیراب كند. از آن جالبتر اینكه به صراحت میگویند ما نباید بگذاریم آیتالله خمینی در جبهه مقابل قرار بگیرد. مهم نیست كه ایشان به دموكراسی و آزادی اعتقاد داشت یا نه، ضرورتهای سیاسی ایجاب میكند كه او در جبهه دوم خرداد باشد. لذا میگوییم او جمهوریخواه، دموكرات و آزادیخواه بود. این رویكرد، استفاده ابزاری برای مقاصد سیاسی نام دارد، نه هیچ چیز دیگر."
آری ؛ همه را نمی شود برای همیشه فریفت!
اماما !
از روحت که ناظر است بر اعمال ما پوزش می طلبم که این سطور را می نگارم اما چاره ای نیست آنگاه که گرگ ها در لباس میش ظاهر شده اند!
نیک آهنگ کوثر را اهالی مطبوعات نیک به یاد دارند هنگامی که کاریکاتور موهنش علیه آیه الله مصباح یزدی جنجال برانگیز شد و حوزه علمیه را به تحصن واداشت !
وی آن زمان خود را مطیع امام خمینی می دانست و ما فی الضمیرش را پنهان می داشت !
ولی او نیز امروز هیچ محدودیتی ندارد و در محظور نیست.
خدا را شکر !
کاریکاتورهایش را هر روز می شود در وبلاگش و نیز در بالاترین دید و از این بابت غمی نیست .
او امروز که دیگر مثل دوستان اصلاح طلب داخل کشور در موضع تقیه نیست به راحتی می نویسد:
"اتفاق کمی نیست. وقتی عطاالله مهاجرانی در باره اعدامهای ۶۷ بنویسد، یعنی فرمان [امام] خمینی را زیر سوال برده. یعنی جان انسانها بالاتر از ایدئولوژی است. یعنی ولایت فقیه کشک. یعنی همه چیز این سی سال بر باد فنا رفته.
این یعنی شکستن خویشتن. این یعنی بازنگری. این یعنی نگاهی جدید به خود.
[امام]خمینی در ذهن من یک قاتل است. حالا ممکن است خویشان [امام]خمینی که این وبلاگ را میخوانند دلگیر شوند. چرا بشوند؟ واقعیت چیست؟"
یادم رفت بگویم عطاء الله مهاجرانی نیز دیگر محدودیت های دوران وزارت راندارد ، سروش ، کدیور و الخ همه و همه دیگر آسوده خاطر می گویند و می نویسند و آروغ می زنند!
روزنامه ها را ببینید !
خبرگزاری ها را همچنین ! اصلاح طلبان با نام امام فراکسیون ها زده اند و بر مکتب امام یورش برده اند.
"خاتمی با رد سخنانی که رهبران اصلاح طلب را به براندازی متهم می کند ، تاکید کرد : " ما همچنان روی حرف های اصلی خودمان هستیم."
به گفته او : " انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع میکنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع میکنیم."(خاتمی به روایت العربیه فارسی)

اگر توهینی در این تصویر باشد وبال گردن کاریکاتوریست آن
شاید فردا روزی خاتمی نیز از این دوگانه گویی ها رها شود .
به امید آن روزی که بزرگانی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همه کسانی که به گفته اکبر گنجی از نام امام خمینی برای رسیدن به مقاصد سیاسی استفاده می کنند آسوده بگویند و بنویسند!
نه مثل امروز که شوربختانه نام امام می برند و نان او می خورند.
به امید آزادی دربند های قلعه نفاق و دورویی .



