تبليغاتX
بسیج جهانی

بسیج جهانی

ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

از پروژه 72 تن‌سازی تا سکوت در برابر کشته‌شدگان ناکارآمدی دولت اصلاحات

اشاره :

انتخابات ریاست جمهوری دهم اولین انتخابات در تاریخ دموکراسی ایرانی نبود که در درگیریهای پیش یا پس از آن خون هایی ریخته شد .

با این وجود گروه هایی که با کشاندن رای دهندگان به خیابان ها نتوانستند نتایج قانونی انتخابات را تغییر دهند سعی کردند با تکیه بر بی توجهی های همیشگی نخبگان سیاسی ایران کشته شدن افراد در ماجرای این اعتراضات خیابانی غیر قانونی را امری فوق العاده بزرگ ، بدیع و نافی کل مشروعیت نظام جلوه دهند .

کشته شدن معترضین (حتی در جریان یک اعتراض سیاسی غیر مجاز)نشانه ناکارآمدی "بخش هایی از نظام " است اما هیچ گاه نمی تواند نافی مشروعیت کل نظام باشد . مخصوصا آن که علم نفی مشروعیت نظام از جانب عده ای بلند شده باشد که سابقه کشتار معترضین در جریان اعتراضات اجتماعی و سیاسی دوران حکومت خود و همفکران سیاسی شان کم نیست.

آن چه در زیر می خوانید نمونه هایی از این موارد است.

سبزوار : برخورد قانونی با عوامل یک سوء تفاهم

چهارشنبه هفتم شهریور 1380 در پی انتشار خبر تقسیم استان خراسان به سه استان و اعلام نشدن نام سبزوار به عنوان مرکز یکی از سه استان تازه تاسیس ، اعتراضات در این شهر آغاز شد. روز اول دفتر سید آبادی یکی از نمایندگان سبزوار و همچنین فرمانداری این شهر هدف هجوم معترضین قرار گرفت . روزنامه ایران در شماره روز یکشنبه 11 شهریور ماجرا را به نقل از خیر آبادی دیگر نماینده سبزوار این گونه توصیف کرده است :

"پنجشنبه گذشته مردم سبزوار با بستن راه تهران – مشهد راهپیمایی را به خشونت کشاندند و این خشونت به داخل شهر کشیده شد و منجر به درگیری  نیرو های نظامی و انتظامی با مردم شد که طبق آخرین خبرها یک نفر از عزیزان سبزواری جان خود را از دست داد ، حدود 37 نفر مجروح شدند که 12 نفر آن ها دچار شکستگی دست و پاشدند . دو نفر از مجروحان که حالشان وخیم است با انتقال به مشهد از مرگ نجات یافتند . دکتر خیر آبادی در مورد عده بازداشت شدگان گفت : منابع غیر رسمی دستگیر شدگان را 154 نفر اعلام کردند."

سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت در نخستین مصاحبه خبری خود حوادث سبزوار را "سوء تفاهمی که برای مردم این شهر رخ داده" توصیف کرد و بدون این که از آسیب دیدگان دلجویی کند و یا به تلفات این اعتراض اجتماعی اشاره ای بکند ابراز امیدواری کرد " همه مقصران و کسانی که از این وضعیت رخ داده فرصت طلبی کرده و به همبستگی مردم لطمه وارد ساختند ، برخوردی قانونی ، منطقی و درست صورت گیرد".

سمیرم : قربانیان اعتراض به یک تقسیم

27 مرداد 82 خبری روی تلکس خبرگزاری ها قرار گرفت مبنی بر این که هشت نفر در درگیری ماموران نیروی انتظامی استان اصفهان با مردم سمیرم کشته شده اند. 6 تن از کشته ها از مردم بودند و 2 تن از ماموران نیروی انتظامی . آن چه مردم سمیرم را به اعتراض واداشته بود مصوبه پنج روز قبل هیات دولت درباره جدایی دهستان وردشت و سمیرم و الحاق آن به شهرستان تازه تاسیس دهاقان بود . سایت خبری بازتاب آن زمان تعداد معترضان را 3 هزار نفر اعلام کرد.

علی افشاری عضو شورای شهر وقت سمیرم چند روز بعد از حادثه در گفتگویی با خبرگزاری فارس گفت :

اعتراض مردم سمیرم به جدایی دهستان وردشت از شهرستان شان در آغاز کاملا عاری از خشونت بوده و خشونت ها پس از سه چهار روز تحصن آرام در فرمانداری سمیرم و پاسخگو نبودن هیچ یک از مسئولان استانداری یا وزارت کشور دولت اصلاحات آغاز شده است .

کرامت الله عمادی نماینده وقت سمیرم  هم یک روز قبل در نطقی در مجلس شورای اسلامی "عناد و غرض ورزی عده ای که با برخی افراد در استانداری اصفهان در ارتباطند " را علت تشنج و در گیری درسمیرم توصیف کرده بود.

در آن سو حسن رمضانیان پور نماینده شهرضا (همسایه سمیرم)در مجلس در گفتگویی با خبرگزاری فارس عامل تشنج در سمیرم را "برخی اعضای فرصت طلب شورای این شهر " که به گفته او " برای پوشاندن نقطه ضعف خود موضوع وردشت را بهانه قرار داده اند" معرفی کرد.

محمود میرلوحی ، معاون حقوقی و امور مجلس موسوی لاری هم در گفتگویی با ایسنا ضمن دفاع از تصمیمی که که درباره انتزاع وردشت از سمیرم گرفته شده بود بدون نام بردن از کسی عده ای را عامل بروز درگیری معرفی کرد که به گفته او " همیشه سعی می کنند بر موقعیت ها و مشکلاتی که پیش می آید موج سواری کنند "میر لوحی سپس ادامه داده بود که استاندار اصفهان مکررا ماموران نیروی انتظامی را از تیراندازی منع کرده بود اما اوضاع از کنترل خارج می شود و حتی تلاش وزیر کشور هم برای آرام کردن اوضاع به جایی نرسید . در نهایت در تیر اندازی ماموران نیروی انتظامی به سوی مردم سمیرم 6 نفر از آن ها کشته شدند.

بسیاری از کسانی که آن روزها پیگیر ماجرای کشته شدن مردم سمیرم بودند متوجه نشدند با عوامل این رویداد (هرکس که بود)چه برخوردی شد . آن زمان هیچ کس تلاش نکرد اتهام "کشتار مردم"را به پای کل نظام بنویسد و آن را زیر سوال برنده مشروعیت نظام بداند . خون آن شش نفر هم دامن هیچ یک از مقامات دولت اصلاحات ، نظام و حتی مقامات درجه دو و سه استان اصفهان را نگرفت.

روزنامه اعتماد دوازدهم مهر 82 موضع موسوی لاری وزیر کشور خاتمی را این گونه منتشر کرد:

" وزیر کشور درباره رویکرد این وزارتخانه نسبت به عوامل پدید آورنده حادثه سمیرم گفت : نباید هیچ محدودیتی دربرخورد با عوامل این حادثه وجود داشته باشد . موسوی لاری درحاشیه همایش فرمانداران با اعلام این مطلب که گزارش حادثه سمیرم هنوز به صورت رسمی در اختیار وی قرار نگرفته گفت : وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی به ما اعلام کردند که عوامل اصلی این حادثه را شناسایی کرده اند . اما امیدواریم در فرصتی مناسب با "عوامل تخریب و آشوب " و" کسانی که کشته شدن تعدادی از افراد را در این شهرستان موجب شدند" برخورد شود و دستگاه قضایی هم ان شاء الله در این مساله با ما همکاری خواهد کرد."

اصل موضوع انتزاع وردشت از سمیرم هم در نهایت با ابطال مصوبه هیات دولت در دیوان عدالت اداری به پایان رسید:

"هیات همومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره 28822 ت \22099مورخه 22 مرداد 82 کمیسیون م.ض.ع اصل 138 قانون اساسی را در خصوص انتزاع دهستان وردشت از بخش مرکزی سمیرم و الحاق آن به مرکزیت شهر دهاقان را صرف نظر از این که موجب اغتشاش و بی نظمی در منطقه را فراهم نموده بود ، برخلاف مادتین 10 و 13 و تبصره یک ماده چهار قانون تقسیمات کشوری قلمداد و به اتفاق آرا ابطال نمود . این بخشنامه خلاف قانون و اختیارات کمیسیون سیاسی – دفاعی دولت تشخیص داده شد . "(خبرگزاری فارس ، دوم شهریور 1382)

فیروز آباد و ایذه قربانیانی از جنس شهروندان درجه دو

شنبه دوم اسفند 1382 در پی اعلام نتایج انتخابات مجلس هفتم در حوزه فیروزآباد ، تعدادی از اهالیشهر در اعتراض به نتایج اعلام شده به سمت فرمانداری حرکت کردند . ظاهرا در جریان حرکت مردم به سوی فرمانداری ماموران یکی از پاسگاه های نیروی انتظامی با معترضین درگیر می شوند و در تیراندازی با مردم یک نفر کشته می شود . پس از این حادثه درگیری ها شدت می گیرد و با اضافه شدن به جمعیت ، اوضاع شلوغتر و تخریب شهر آغاز می شود و چند روز ادامه می یابد.

معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور دولت خاتمی چهار روز بعد ، در گفتگویی با خبرگزاری ایسنا تعداد کشته های این ماجرا را چهار نفر اعلام کرد . علی اصغر احمدی در همان مصاحبه تلفات درگیری های مشابهی را که همان روز (شنبه پس از انتخابات)در ایذه روی داده بود ، سه نفر اعلام کرد . این درحالی است که معاون سیاسی امنیتی استانداری خوزستان که به صحنه نزدیک تر بود دو روز قبل در گفتگویی با خبر گزاری ایسنا کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات در این شهر را چهار نفر اعلام کرده بود.

ایسنا ماجرای درگیری های بعد از انتخابات مجلس هفتم در این شهر به نقل از فرماندار وقت ایذه این گونه توصیف کرد :

"وي در مورد حادثه‏ي شهرستان ايذه، گفت: بعد از اينكه نتايج آرا مشخص شد تعدادي به خيال اينكه مي‏توانند انتخابات را زير سوال ببرند، به طرف فرمانداري حركت و قصد داشتند كه آن را تصرف كنند.

فرماندار ايذه، در مورد اوضاع فعلي شهر گفت: اوضاع شهر آرام و زندگي عادي در جريان است، البته نزديك به سه ميليارد تومان خسارت مالي به اماكن دولتي اين شهرستان وارد شده است و تاكنون در ارتباط با اين حادثه سي نفر شناسايي شده‏اند كه تعدادي از آنها اعتراف كرده‏اند. "

کشته شدن هفت نفر از معترضان در انتخاباتی که وزارت کشور دولت خاتمی مسئول اجرای آن بود نه تنها به پای او و وزارت کشور ثبت نشد حتی به نام فرمانداران ایذه و فیروزآباد هم نوشته نشد و هیچ کس هم به کشته شدگان لقب شهید نداد.

امروز پس از شش سال بسیاری از نخبگان و روزنامه نگاران ایرانی حتی بک بار هم به گوششان نخورده که پیش از ظهر دوم اسفند 82 هم هفت نفر از کسانی که با هر استدلالی به این نتیجه رسیده بودند که رای آن ها دزدیده شده و باید "رای من کو؟" سر بدهند در درگیری های پس از انتخابات در دو شهر که جمعیتشان سرجمع سیصد هزار نفر نمی شد کشته شدند .  آیا چون آن هفت نفر تهرانی نبودند کسی به آن ها لقب شهید نداد ؟ یا به خاطر آن که شهروند درجه دو بودند؟ یا اصلا به خاطر این که صرف نمی کرد...؟!

 نکته :

۱-این مقاله را می توانید درنشریه فرهنگی تحلیلی راه ، شماره ۴۲ ، تیر و شهریور 1388 ، ص 56 ببینید.

۲ - در این نوشتار به حوادث رخ داده در دولت ۸ ساله آقای هاشمی از جمله آشوب های مشهد و قزوین نپرداخته ام.

علت این امر را می توان نبود منابع رسانه ای معتبر که این آشوب ها را پوشش داده باشد عنوان کرد.

آن چه که مسلم است دیکتاتوری رسانه ای در ۱۶ سال دولتین هاشمی و خاتمی مانع انعکاس اخبار این قبیل آشوب ها می شد و شاید معترضان با چماق مخالفان آزادی سرکوب می شدند ! و یا همانند دولت میرحسین موسوی که مخالفان را با اتهام وابستگی به اسلام آمریکایی ساکت می کردند کسی را یارای سخن گفتن در مورد اقدامات این حضرات نبود.

انشاء الله در آینده نزدیک به این دو رخداد نیز خواهم پرداخت.

بازتاب این مقاله :

از پروژه 72 تن‌سازی تا سکوت در برابر کشته‌شدگان ناکارآمدی دولت اصلاحات(رجانیوز)

روایتی تازه از کشته شدگان در دولت اصلاحات (روزنامه جوان)

پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز

پایگاه خبری تحلیلی خادم نیوز

پایگاه خبری تحلیلی حق نیوز

ایران دیپلماسی

 خردنیوز

پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی

سایت خبری تحلیلی جهان آینده

بازخوانی چند پرونده درباره کشته های اعتراضات اجتماعی - سیاسی دهه گذشته(پایگاه خبری تحلیلی حاشیه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 16:18  توسط روح الله امین آبادی  | 

خروش طالوت بر سروش جالوت!

دیروز با یکی از دوستان که در دانشکده الهیات دانشگاه تهران ادیان می خواند صحبت می کردم ، شنیدم سروش نامه ای خطاب به رهبر نوشته و در آن سخن ها گفته .

با ادبیات سروش آشنا بودم و مطمئن !

مطمئن از این که او هیچ کس را حتی اگر برادرش باشد از تیغ کین بی نصیب نخواهد کرد!

نامه هایش را به این و آن خوانده بودم و حتی یادم می آید با یکی از دوستان قرار گذاشتیم تا تعداد ناسزاهای مستقیم به کار رفته در یک صفحه از نامه های این روشنفکر دین زده را بشماریم ولی موفق نشدیم و یا بهتر بگویم در توانمان نیامد چه او استدلال را با دشنام های رنگین مخلوط کرده و آن چه مستحق خود بود به غیر نثار کرده بود!

به یاد آوردم پاسخ سروش به محمود دولت آبادی را که 28 اردیبهشت ماه در صفحه اول روزنامه اعتماد ملی منتشر شد نامه ای که خود یک نوع پورنوگرافی ادبی بود .

  شاید  جایگاه مادام‌العمر و تقدس مدرن و تریبون غیر پاسخگو است که موجب شده برخی روشنفکران همچون دیکتاتورها به خود جرأت دهند که  بی مهابا حدود و ثغور اخلاقی را زیر پا بگذارند. وای به حال ملت آن روزی که چنین روشنفکرانی به قدرت دست یابند و بخواهند این همه خشونت کلامی را در مرحله عمل به اجرا گذارند!  

آن روز دوستم می گفت بر روشنفکران حرجی نیست ؛ چرا که آنان روحی عصیانگر دارند که وادارشان می کند شطح بگویند و مگر شطحیات حلاج ها را در تاریخ نخوانده ای و گفتم حلاج انا الحق گفت و جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد و چشید آن چه که باید می چشید ! اینان چه سری را واگویه می کنند و یا سر بر آستان کدامین حقیقت گذاشته اند که با حلاجشان قیاس می کنی ؟

کار پاکان را قیاس از خود مگیر      گر چه  باشد در نوشتن شیر ،شیر

بگذریم،

سروش نامه ای را خطاب به رهبر عزیزمان نوشته و در آن آن چه را که مستحق اربابان زمینی و آسمانی اش هست به مولای مظلومان و مستضعفان نثار کرده است!

بنگرید که در کدامین ایام قرار گرفته ایم؛

مولای متقیان را در آئینه تاریخ بنگرید آن دم که در محراب کوفه  فزت و رب الکعبه گفت و آن لحظه را به یاد آورید که طفلان کوفه هر کدام پیاله های شیر بر دست مقابل درب خانه مولا بست نشسته بودند که پزشکان گفته اند  حامی مستضعفان برای بهبودی نیازمند شیر است و یک آن به دربار معاویه بروید که خبر مضروب شدن امیرالمومنین را شنیده و خوشحال گشته است !

معاویه ها در تاریخ بسیارند ، معاویه هایی که عمارها را کشتند و خونش را بر گردن علی انداختند ، معاویه هایی که دیکتاتور بودند و دارای روحیه استبدادی ولی آزاده های جهان را دشنام  می دادند و علی را چه باک که اگر مستبدین عالم او را دشنام دهند که مستضعفان هوادار اویند.


جالوت های تاریخ بدانندکه اگر آنان را لشگری از باطل باشدکه لباسی از حق پوشیده باشد اگر چه این لشگر در قالب کلمات باشد طالوت ها را سنگی است که غرش کنان لباس باطل رادر چشم بر هم زدنی  از دیدگان محو خواهد کرد .

**********

شاید  تعدادی از  دوستان بگویند چرا با این اشخاص استدلال کلامی نمی کنید و چه بگوئیم جایی که حریف بی محابا دشنام می دهد و ما دشنام را شعبه ای از شعبه های استبداد می دانیم ومستبدانه سخن گفتن در شان همان روشنفکران استبداد زده است!

این هارا هم بخوانید 

 الهامات فجورزده سروش و 3 دهه غفلت در علوم انساني

پاسخي به نامه پر از تناقض سروش (آهستان) و آیا سوال پرسیدن از سروش ایرادی دارد؟(آهستان)

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 12:40  توسط روح الله امین آبادی  | 

بازي با حيات كاپيتاليسم

يك هفته قبل از سفر رئيس جمهور ونزوئلا به ايران، هفته نامه اكونوميست به عنوان بلندگوي نظام ليبرال سرمايه داري از روابط رو به رشد تهران- كاراكاس اينگونه ابراز نگراني كرد كه «آمريكاي لاتين در حال نزديك شدن به ايران و در نتيجه دور شدن از آمريكاست.» اين فرآيند كه در مقصد خود تئوري «اتحاد جنوب عليه شمال» را عملي مي كند، به دليل وابستگي هايي كه كشورهاي شمال به منابع و ذخاير جنوب دارند، در حقيقت فرآيند « بازي با حيات كاپيتاليسم» است.
هوگو چاوز در روزهاي آغازين دور دوم رياست جمهوري دكتر محمود احمدي نژاد پا به ايران گذاشت تا نگراني هاي اردوگاه غرب شدت يافته و بار ديگر نظرها به سوي آمريكاي لاتين و روابط استراتژيك ايران با اين منطقه حساس معطوف شود.
مطالعه رفتار خارجي كشورهاي آمريكاي لاتين، بيانگر اين واقعيت است كه تحت تاثير شرايط پس از جنگ سرد، گرايش جديدي در ميان كشورهاي اين منطقه با هدف ارائه تعريفي جديد از جايگاه آن در جهان و زدودن عنوان «حياط خلوت» (Back yard) آمريكا شكل گرفت و به سرعت گسترش يافت.
پس از روي كار آمدن جريان چپ در ونزوئلا، بوليوي، اكوادور و نيكاراگوئه، مولفه هاي سياست خارجي جديد آمريكاي جنوبي به اين شكل دسته بندي شد: تلاش براي به دست آوردن نقش مستقل در سياستگذاري و خروج از فشار عوامل خارجي؛ تلاش براي اثرگذاري بيشتر در صحنه هاي منطقه اي و بين المللي؛ تلاش براي به دست آوردن جايگاه حقيقي متناسب با ظرفيت هاي ملي در تجارت جهاني؛ شكستن حصار ارتباط محدود با آمريكا و اروپا و گسترش روابط با كشورهاي خارج از اين دو حوزه سنتي، تضمين رشد و جهش اقتصادي و...
صرف نظر از ارزش هاي ملي و معيارهاي درون مرزي، مشاهده مي شود كه بسياري از مولفه هاي سياست خارجي در آمريكاي لاتين، مي تواند نقطه همگرايي جمهوري اسلامي ايران با اين منطقه باشد. از اين رو، اين احساس هماهنگي و همگني طرفين در روابط خارجي سبب شده تا تهران درصدد توسعه و گسترش روابط با اين كشورها باشد.
در سالهاي اخير، تعدادي از كشورهاي آمريكاي جنوبي در زمره كشورهاي دوست و هم پيمان ايران قرار گرفته اند و تعدادي ديگر نيز از رده كشورهاي متخاصم به رده كشورهاي غيرمتخاصم تغيير مسير داده اند.
روابط نزديك ايران با كشورهاي آمريكاي لاتين و به ويژه ونزوئلا علاوه بر نزديكي سياست هاي خارجي كه ناشي از رويكرد استقلال طلبانه دو كشور در نظام بين الملل است، داراي صبغه اقتصادي نيز مي باشد.
توسعه روابط اقتصادي به منظور متنوع سازي روابط تجاري و ايجاد شركت هاي مختلط براي سرمايه گذاري مشترك را مي توان از زمره دلايلي شمرد كه روابط اين دو كشور را ضروري مي سازد. در اين زمينه همكاري هاي منطقه اي از جمله ايجاد زمينه براي همكاريهاي بلوكي بين اكو و مركوسور در بلندمدت درنظر گرفته مي شود. با توجه به موقعيت و توانمندي هاي اقتصادي و تجاري آمريكاي لاتين به عنوان يك بلوك قوي در اقتصاد جهاني و همچنين توانمندي هاي ايران در منطقه به عنوان دروازه ورود به آسياي ميانه و قفقاز، و نيز زمينه هاي موجود براي سرمايه گذاري هاي دو جانبه روابط محكمي در آينده پيش بيني مي شود.
مي توان پنج هدف عمده اقتصادي براي جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با آمريكاي لاتين متصور شد: 1- استفاده از ظرفيت هاي اقتصادي منطقه 2- جذب سرمايه و صدور خدمات فني و مهندسي 3- توسعه بازارهاي صادراتي ايران 4- متنوع ساختن بازارهاي وارداتي ايران و 5- زمينه سازي براي تعامل در دادوستد تكنولوژيك.
در پي اعمال برخي از تحريم هاي تجاري و اقتصادي عليه كشورمان در سال هاي اوليه انقلاب، جمهوري اسلامي ايران به منظور متنوع سازي بازارهاي تجاري و اقتصادي خود، ظرفيتهاي تجاري و اقتصادي منطقه آمريكاي لاتين را مورد توجه قرار داد. مطالعه روابط تجاري ايران طي دوران پس از انقلاب اسلامي، بيانگر افزايش سريع و پر حجم روابط تجاري ايران با كشورهاي منطقه است. اين روابط تا سال هاي اخير صرفا در حوزه واردات كالاهاي اساسي و به صورت يك طرفه بوده است؛ به طوري كه در اين مدت براساس يك تخمين ميزان واردات كالا از كشورهاي منطقه، بيش از 25 ميليارد دلار بوده است. طرف هاي مهم تجاري ايران در منطقه عبارت بودند از: برزيل، آرژانتين و مكزيك.
دولت نهم با عنايت به اهميت روابط اقتصادي، راهبردجديد را در توسعه روابط سياسي بر پايه متنوع سازي مقاصد تجاري در منطقه آمريكاي لاتين، اتخاذ كرد و توازن در روابط سياسي و اقتصادي و افزايش صادرات به كشورهاي منطقه را در دستور كار قرار داده و در اين ارتباط، با ظرفيت هاي سياسي به وجود آمده در منطقه به ويژه در كشورهاي ونزوئلا، بوليوي، نيكاراگوئه و اكوادور سعي وافري به منظور ايجاد فرصت هاي تجاري براي تجار ايراني و صادرات خدمات فني و مهندسي كشورمان به اين منطقه فراهم كرده است.
احداث كارخانه تراكتورسازي مشترك ايران و ونزوئلا «ون ايران» با ظرفيت سالانه 12000 دستگاه تراكتور) و صدور توليدات اين كارخانه به كشورهاي منطقه از جمله بوليوي و اروگوئه؛ احداث كارخانه اتومبيل سازي مشترك ايران خودرو و سايپا در ونزوئلا با ظرفيت سالانه 24000 دستگاه؛ صادرات صنايع كوچك به ونزوئلا و بوليوي و كوبا از جمله احداث كارخانجات توليد لبنيات و آردسازي و ماشين آلات تزريق پلاستيك؛ اجراي پروژه مطالعات اكتشاف زمين شناسي در ونزوئلا؛ برقراري اولين خط پرواز مستقيم خاورميانه به آمريكاي لاتين از مبدا تهران به كاراكاس؛ اجراي دو قرارداد براي احداث 17 هزار واحد مسكوني در ونزوئلا؛ خريد اولين محموله بنزين از ونزوئلا در راستاي تنوع سازي منابع وارداتي براي كاهش آثار تحريم هاي احتمالي؛ افتتاح دفتر وزارت صنايع در كاراكاس و برقراري روابط كارگزاري بانك توسعه صادرات ايران با تعدادي از بانكهاي ونزوئلايي (در اين ارتباط مذاكرات براي ايجاد روابط كارگزاري با تعدادي از بانك هاي لاتيني از جمله برزيل در جريان است) از جمله پروژه هاي به انجام رسيده ميان ايران و ونزوئلا است.
ايجاد صندوق مشترك مالي ايران و ونزوئلا و تاسيس شركت مشترك نفتكش ايران و ونزوئلا نيز از جمله ديگر پروژه هايي است كه قرارداد آن ميان ايران و ونزوئلا منعقد شده است و مسلما اجراي اين پروژه ها فوايد اقتصادي فراواني را نصيب دو كشور ايران و ونزوئلا خواهد كرد.
دنباله هاي داخلي دشمنان جمهوري اسلامي، در طي سال هاي اخير سعي كرده اند با استفاده از روش هاي عمليات رواني، روابط ايران - آمريكاي لاتين را كم اهميت و بي ارزش جلوه دهند. حتي در مواردي برخي رسانه ها دست به استهزاي هوگوچاوز در طول مدت اقامت وي در تهران زده اند.
اين جريان نفاق داخلي سعي دارد اين فرضيه را القا كند كه منافع ملي ايران فقط در گرو روابط تجاري با كشورهاي اروپايي است؛ اما حقيقت اين است كه كشورهاي غربي به هيچ رو بازار خود را به روي محصولات ايران نخواهند گشود و در اين ميان، سياست گرايش به آمريكاي لاتين - و نيز آفريقا- فرصت بي بديلي براي صادركنندگان داخلي فراهم كرده است.

روزنامه ها و سایت هایی که این مقاله را انعکاس داده اند:

روزنامه کیهان

سایت خبری تحلیلی خدمت

پایگاه خبری تحلیلی قلم پرس

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 13:25  توسط روح الله امین آبادی  | 

سربازانی که پیشمرگ فرماندهانشان شده اند!

 1- غبار فتنه همه جا را فرگرفته بود ، سربازانی که تا دیروز در رکاب رسول خدا شمشیر می زدند امروز دچار حیرت شده اند .

دو جبهه رویا روی هم قرار گرفته و جنگ پس از ساعتی در می گیرد و به ساعتی نیز خاتمه پیدا می کند و اینک اجساد کشته شدگان در صحنه رها شده و حالت رقت انگیزی را به ناظران داده است حضرت علی (ع) بر خلاف تصور عده ای که می پندارند مولا این پیروزی را جشن خواهد گرفت بر سر اجساد کشته شدگان حاضر می شود و گریه می کند و قاتل زبیر را مژده جهنم می دهد ، امیر المومنین طلحه و زبیر را دشمنان حقیقی خویش نمی داند اگر چه برخورد با آنان را واجب می داند چرا که پیمان شکسته اند و بر حق شوریده اند.

          2- عوامل معاویه در سپاه امام حسن (ع) نفوذ کرده اند و فضا بر جبهه حق بسیار تنگ شده است .امام ناچار می شود برای حفظ مصالح مسلمین با معاویه صلح کند. معاویه مزورانه از امام می خواهد تا با او در نبرد علیه خوارج همکاری کند با این استدلال که خوارج دشمن مشترک امام حسن (ع) و معاویه هستند و هیهات که امام در تشخیص دشمن حقیقی دچار بی بصیرتی شود :

اگر قرار بر جنگ  بود کسی را لایق تر از تو برای نبرد نمی یافتم .

آری امام راس فتنه را به خوبی تشخیص داده است ، کسی که برای رسیدن به قدرت لوازم خلیفه کشی را فراهم می کند و بعد از کشته شدن خلیفه سوم به دست مخالفان پیراهن خونین او را بر نیزه می کند و فریاد انتقام سر می دهد ، طلحه و زبیر را به جنگ تحریک می کند و هنگامی که از هیچ کدام طرفی بر نمی بندد خود وارد کارزار می شود و زمانی که قدمی تا نابودی کامل جبهه کفر نمانده است به قرآن تمسک می کند ، قرانی که تا دیروز حنجره قاریانش را با نیزه پاره می کرده است و اینک نیز با زر و زور و تزویر و با فریب ساده لوحان بی بصیرت به هدفی که می خواسته رسیده است .

          3- انتخابات پایان یافته ، عده ای با اسم رمز تقلب در انتخابات و با حربه آشوب به قصد رسیدن به منافع بر باد رفته خویش به پا خواسته اند .

ساعاتی بعد از انتخابات و با روشن شدن شعله های فتنه عده ای دستگیر می شوند که نقش پیاده نظام دشمن را بر عهده داشته اند .

ابطحی ،عطریانفر،سعید شریعتی و همه و همه اگر چه مجرمند اما راس فتنه نیستند.

پیاده نظام فتنه های اخیر اینک در داخل زندان به سر می برد و به اتهامات ریز و درشت خویش پاسخ می گوید و نام و نشان تک تک فرماندهان خویش را افشا می کند ، فرماندهانی که نامشان بر هیچ کس پوشیده نیست ولی با مصونیتی که یافته اند با آزادی هرچه تمام مشغول جذب پیاده نظام هایی تازه نفس هستند !

چگونه است که پیاده نظام باید مسئولیت گفته ها و کرده های خود را پذیرا باشد و در دادگاه به اتهاماتش پاسخ گفته و از محضر ملت عذر خواهی کند ولی راس فتنه سخنش و کرده اش حجت گردد و هیئت هایی پشت سر هم از سوی ارکان نظام از جمله مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه برای بررسی صحت و سقم ادعاهای آنان تشکیل شود.

خنده دار نیست؟!

در کلیه نظام های حقوقی اگرچه سربازان نمی توانند با استناد به دستور فرمانده از زیر بار مجازات شانه خالی کنند ولی اولین کسانی که باید در دادگاه محاکمه شوند فرماندهانی هستند که دستور قتل و کشتار را صادر کرده اند نه سربازانی که از بد حادثه دچار توهم شده و جرمی هر چند بزرگ مرتکب شده اند.

تساهل در مقابل راس فتنه فرصت را برای سیلی خوردگان از ملت فراهم می کند تا با جذب پیاده نظام هایی تازه نفس که به عمق نیات شیطانی این فرماندهان هنوز پی نبرده اند به اهداف خود نزدیکتر گردند!

ولی هیهات که امت حزب الله در تشخیص راس فتنه دچار بی بصیرتی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 18:58  توسط روح الله امین آبادی  | 

کار خیر خاندان هاشمی در حق ملت ایران!

اول انقلاب بود!

ملت دارای شور و شوق وصف نشدنی خاص آن دوران بودند و در این میان دشمنان داخلی و خارجی دنبال این بودند که نظام را در همان اول کار ساقط کنند که اگر دیری بگذرد این کار بسی دشوارتر می شود!

در این میان نقش سفارت خانه های خارجی از جمله سفارت آمریکا را نمی شد انکار کرد.

سفارتخانه ای که جاسوسی جزو رزومه کاری مشروع و همه روزه اش بود و اگر کسی می گفت داخل این سفارت جاسوسی می شود می گفتند پس بندگان خدا چه کار کنند ؟ سفارتخانه برای این کارهاست دیگر!

جاسوس خانه اشغال شد و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام گفتند ما به وظیفه مان عمل کردیم و آن ها نیز به وظیفه شان !

اگر کار آمریکا جاسوسی است کار ما هم تعطیلی جاسوسخانه !

به همین راحتی !

رئیس جمهور وقت آمریکا روابط کشورش را با ایران اسلامی قطع کرد و امام گفت:

"ملت شريف ايران! خبر قطع رابطه بين ايران و آمريكا را دريافت كردم و اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است، همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت به پاخاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين المللي با يك چپاولگر عالم خوار، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي گيريم؛ چون كه اين قطع رابطه، دليلي بر قطع اميد آمريكا از ايران است. ملت رزمنده ايران، اين طليعه پيروزي نهايي را كه ابرقدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه ـ يعني خاتمه دادن به چپاولگري ها ـ كرده است اگر جشن بگيرد، حق دارد. "

و امروز سی سال از آن روزها می گذرد و ملت مسلمان ایران پس از درک حماسه تاریخی ۲۲ خرداد و تلخی ها و شیرینی های این دوران نوید پیروزی های بزرگتری را نیز احساس می کنند.

در خبرها به نقل از مهدی هاشمی رفسنجانی آمده بود که شکایت خانواده هاشمی رفسنجانی از محمود احمدی نژاد به قوه قضائیه ارسال شده است.

شکایت اکبر، محمد، محسن، مهدی، یاسر، فائزه و فاطمه هاشمی از احمدی نژاد

وقتی این خبر را خواندم بی نهایت خوشحال شدم و آرزو کردم ای کاش احمدی نژاد از این شکایت استقبال کند و در یک نامه به ملت مسلمان ایران این رخداد تاریخی را تبریک گفته و آمادگی خودش را برای حضور در دادگاه و بیان دلایلش اعلام کند.

خاندان هاشمی باید بدانند که تقابل آن ها با احمدی نژاد بر محبوبیتشان نخواهد افزود بلکه محبوبیت فرزند ملت را در افکار عمومی ملت زجر کشیده افزون از پیش خواهد کرد .

شکایت ۶ تن از خوانواده آقای هاشمی از رئیس جمهور فرصت مناسبی است تا  غده چرکین فساد در خانواده مسئولان نظام یک بار برای همیشه از دامن تاریخ انقلاب زدوده شود.

شکایت این ۶ نفر از آقای احمدی نژاد انسان را یاد آن پیام تاریخی امام امت می اندازد

و باید به مهدی هاشمی و خانواده محترمش گفت که :

اگر شما در عمرتان یک کار کرده باشید که به خیر و صلاح ملت مظلوم ایران باشد شکایتتان از احمدی نژاد است .

نکته :

رهبر معظم انقلاب در خطبه های تاریخی نماز جمعه تهران به این نکته حساس اشاره کردند که هیچ کس در نظام اسلامی از رسیدگی قضایی مصون نیست و طبیعتا مسئولان و خانواده آنان نیز در زمره ملت ایران هستند و باید در دادگاهی صالحه به شکایت های آنان و شکایت ها علیه آنان رسیدگی شود.

از این رو است که ما این خبر را به فال نیک می گیریم و آن را نوید بخش روزهای روشنی برای ملت ایران می دانیم.

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 15:59  توسط روح الله امین آبادی  |