نامه ای از یک طلبه کوچک به شیخ برجسته!
نکته :
نامه ای که در پی می آید نوشته ای است دردمندانه از یک طلبه مکتب جعفری خطاب به شخصی که خود را مرجعی می داند که برجستگی وی در امور روحانی شهره انفس و آفاق است !
اگر شیخ یوسف صانعی خود را عالمی برجسته می داند(۱) این طلبه خود را اقل حوزه شریفه علمیه می داند و ای کاش علم بر غرور انسان نیفزاید .
دوست و برادر عزیزم که خود را در ذیل نامه با عنوان حوزوی داودابن رضا معرفی کرده نامه را به بنده سپرد تا هرگونه که صلاح می دانم آن را منتشر کنم و خود توصیه کرد اگر می شود در وبلاگ شخصی خود منتشرش کن و اینک من نامه را در این محیط قرار می دهم و تاکید می کنم که این نامه از سوی طلبه ای ساده از مکتب امام صادق نوشته شده است و نه از سوی علمای بزرگی ! که این روز ها سرگشاده هایشان را می بینیم و می شنویم .
بسم الله الرحمن الرحیم
إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا والآخرة والله يعلم وأنتم لا تعلمون
با سلام پروردگار تبارک و تعالی بر امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف -
این نامه هشداری است از سوی یک طلبه اقل حوزه شریفه علمیه به جناب آقای یوسف صانعی
اما بعد پس از آنکه خبر گفتار ناصواب و فتنه انگیز در نسبت های زشت و خارج از شان و شرع و اخلاق شما به رئیس جمهور را شنیدم قبح مطلب مانع قبول عقل و قلبم گردید لکن پس از مشاهده با گوش و چشم خویش باورم آمد که می شود کار انسان به جایی برسد که نفسش جهانی را به آتش بکشد و جهنمی برپا کند که اهل دین و دنیا در آن بسوزند که " اذا فسد العالم فسد العالم "
آقای صانعی ! این چه رفتاری است که از شما مشاهده می شود ؟ آن هم برای کوتاه شدن ید از چیزی اذل از استخوان خوک ! پس اف بر این دنیا و لوازمش که شما و امثال شما به آن گرفتار آمده اید!
والله بنده به عنوان یک طلبه از این عمل شما خجلم ! از خدا بترس ! از ناظر کل ولی عصر (عج)پروا کن و به خودداری در نفس و جوارحت بپرداز . اگر نبود زشتی این عمل شما هیچ گاه جرات نوشتن این چند خط را نیز به خود نمی دادم و در این مسئله خطرناک که حاصل عمر شما را به باد داد وارد نمی شدم چه این که بنده خود مقلد آن مرجع تازه گذشته ـرحمه الله - هستم .

آنگاه که مطلب مسجل شد بی وقفه به آن داستان افتادم که سیدالشهدا - علیه السلام - روزی در مسجد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم - از منبر بالا رفته و با خطاب و عتاب به خلیفه دوم م فرمود: از منبر پدرم پائین بیا که این جا جایگاه تو نیست !
اگر کسی به کس دیگری اتهام دزدی بزند آن می شود که شما گفتید؟!
آیا این را اجتهاد به شما گفته یا بی واسطه به شما وحی می شود ؟
اگر اتهام دزدی و عدم اثبات آن تعزیر دارد اتهام مذکور که انسان از ذکرش شرم دارد چه؟ کدام اشد است؟آنکه تعزیر دارد یا آن که مشمول حد آن هم ۸۰ ضربه شلاق می گردد؟ که اگر توبه نکنی البته و فی الاخره عذاب الیم .
اگر در اتهام ایشان احتمال اثباتی نبود چرا دوستان و اخلاء شما که وعید شکایت به محکمه می دادند پیش قدم نشدند تا او را تعذیر کنند؟آیا نمی دانید این چنین تهمت به کسی که از سوی مادر نسب به حضرت زهرا ـ سلام الله علیهاـ می رساند چه عقوبتی دارد؟از خدا بترس و جایگاه جهنمی خود را هم شان "شلمغانی"ها قرار مده و بیش از این اعتبار اهل دین و اجتهاد و منبر را فدای نفس پرستی های خویش مکن !
مقام بیش از این گنجایش مقال ندارد .
خداوند همه ما را از مضلات فتن آخرالزمان در امان دارد.
إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت، وما توفيقي إلا بالله، عليه توكلت واليه أنيب
والسلام من التبع الهدی
الاقل داود ابن رضا
۲۸ مرداد ماه ۱۳۸۸
پی نوشت:
۱- قسمتی از سخنرانی اخیر آقای صانعی : "...بنده را نمي توانند كه كلك بزنند. بنده هم سه پشتم آخوند است، هم خودم يك معتقداتي دارم، امام مي فرمود روحاني برجسته است..."



