خاتمی به نفع میر حسین موسوی کنار کشید !
خبر کوتاه بود ولی قابل انتظار.
چندی پیش که خاتمی جمله معروف یا من یا میرحسین را مطرح کرد تعداد کمی گمان می کردند که هر دو در صحنه انتخابات حاضر شوند و اینک یکی به نفع دیگری کنار کشید و ای کاش خاتمی تا آخر می ماند و کنار نمی کشید.
عده ای گمان می کنند که میر حسین موسوی و خاتمی با هم تفاوت های بنیادین دارند و هرگز میر حسین در جبهه اصلاحات نمی تواند قرار بگیرد . نخست وزیر زمان جنگ را چه به دولت مرتد پرور خاتمی ؟!
در این راستا به نکاتی هر چند کوچک باید توجه کرد و حداقل ابهاماتی را رفع نمود :
اول این که
میر حسین موسوی نزدیک بیست سال است که سکوت اختیار کرده و اکثریت نسل بعد از انقلاب که در موقع ارتحال حضرت امام (رض)حداکثر ده ساله بوده اند سابقه ای از ایشان به خاطر ندارند ، چه زمانی که دولت آقای هاشمی با نام توسعه اقتصادی فقرا را زیر چرخ های توسعه له می کرد از ایشان سخنی شنیده نشد و چه زمانی که در هشت سال دوران اصلاحات تیشه به ریشه دین و مذهب زده می شد. و اینک سوال این است :
واقعا چه شد که موسوی بعد از بیست سال ریاضت و دوری از عرصه اجتماعی به دامان ملت باز گشته اند؟
اگر سیر من الخلق الی الحق ایشان بیست سال طول کشیده باشد بارگشت ایشان به عرصه اجتماع باید قرن ها طول بکشد!
واقعا چه اتفاقی افتاد و کدامین آرمان از آرمان های بنیادین انقلاب مورد هجوم وحشیانه دشمنان قرار گرفته که بیشتر از هجمه 16 سال پیش است و ایشان به خاطر این هجوم برآشفته شده اند و این چنین بی محابا وارد عرصه شده اند ، آیا پیامبر اکرم (ص) مورد اهانت قرا گرفته ، مشروعیت حکومت مولای متقیان زیر سوال رفته ، امام حسین قربانی خشونت جدش دانسته شده و امام زمان مورد استیضاح قرار گرفته و یا فراتر از این مسائل بر علیه خدا تظاهراتی صورت گرفته که میر حسین موسوی این چنین برآشفته شده و وارد کارزار شده اند؟
از همه این ها گذشته میر حسین موسوی بعد از 20 سال سکوت در مقابل همه انحرافات پای در عرصه انتخابات گذاشته اند و چرایی سکوت ایشان در مقابل انحرافات سوالی است که ایشان باید پاسخ گویند.
2- میر حسین موسوی بعد اقتصادی خاتمی را پوشش می دهد و خاتمی نیز تفسیری سیاسی از میر حسن موسوی است.این دو در مقابل هم نیستند بلکه مکمل همند و آنانی که گمان می کنند رقابت بین احمدی نژاد و میر حسن موسوی یک بازی برد – برد است پی به عمق نزدیکی دیدگاه های خاتمی و میر حسین موسوی نبرده اند.
بنده به شخصه اگر قرار باشد بین خاتمی و میر حسین موسوی به یکی از این دو رای بدهم (اگر قرار باشد!)به خاتمی رای خواهم داد،( چرا که حداقل خاتمی در این بیست واندی سال سکوت نکرده و عقاید خویش هرچند به نظر بنده اشتباه و خطرناک گفته و ملت با افکار و آراء او آشنا هستند) و اگر بین خاتمی و اصولگرایان مذبذب مجبور به انتخاب یکی شوم باز خاتمی را انتخاب خواهم کرد ، چرا که از حضور انسان های مذبذب در عرصه سیاسی کشور بیم داردم و چه بهتر کسی در مسند اجرایی کشور تکیه بزند که تکلیف ملت با او روشن باشد.
ولی ما از لحاظ فلسفی قائل به اخیتار هستیم و انسان را موجودی مختار می دانیم وبنده در انتخابات آینده صد درصد به آقای احمدی نژاد رای خواهم داد ، احمدی نژادی که اصولگرایان مذبذب تا اصلاح طلبان فرصت طلب ، از لیبرال ها تا مارکسیست ها و از متحجرین پیشانی پینه بسته تا روشنفکران سکولار بر علیه اش شمشیر را از رو بسته اند و نمونه اش مجلس هشتو و اتفاقاتی که این روزها شاهدش هستیم !
شاید تعدادی از دوستان گمان کنند که حامیان احمدی نژاد از حضور میر حسین موسوی و ائتلاف اصلاح طلبان بر روی وی واهمه دارند که این گونه از میر حسین موسوی انتقاد می کنند ولی همگان باید بدانند که هرچند ما هم به خاتمی و هم به کروبی و در نهایت به میر حسین موسوی انتقاد داریم ولی شدیدا مشتاقیم که همه این بزرگواران در عرصه انتخابات شرکت کنند و با احمدی نژاد رقابتی جدی را تجربه نمایند و حتی اگر خواستند همه به همراه پدر معنویشان یعنی آقای هاشمی به نفع یک کاندیدای واحد تبلیغ کنند ، هیچ باکی نیست !و خلاصه این که صد شکر که این (میر حسین )آمد و صد حیف که او (خاتمی ) رفت!
**********
مقاله ای با عنوان سودابه بگو به فکر آتش باشد در وبلاگ دانشجویان حامی احمدی نژاد در دانشگاه مذاهب اسلامی قرار داده ام که خواندنش خالی از لطف نیست!
در نظام های دموکراتیک این مردم هستند که نتایج انتخابات را مشخص می سازند ولی هرگز دموکراسی فی نفسه نمی تواند کشوری را از گرداب های سهمگینی که با آن ها روبروست نجات دهد!(اگر به دموکراسی با نگاه حداکثری هم نگاه کنیم تغییری در مسئله ایجاد نمی کند).از این روست که در سال های منتهی به جنگ جهانی دوم کشورهایی با نظام دموکراتیک ولی وابسته به خارج نتوانستند در برابر تحولات پی در پی مقاومت کنند و در مقابل ارتش جرار هیتلر سرفرود آوردند.
از این روست که دموکراسی بدون استقلال (چه از لحاظ داخلی و خارجی و...)مزیتی برای یک حکومت محسوب نمی شود.
**********
در اوج بحران غزه آقای هاشمی سخنانی درباب انتخابات و لزوم صیانت از آراء مردم و جلوگیری از دخالت های سازمان یافته در جهت تقلب در انتخابات بر زبان راندند که از جهتی جای تقدیر دارد و از سویی تاسف !
"وظیفه همه است که واقعا انتخابات را جدی بگیرند و سالم عمل کنند و اگر رقیب بی تقوایی می کند ، آن ها بی تقوایی نکنند . باید انتخابات سالمی برگزار شود و اگر انتخابات سالمی برگزار شود ، مطمئنا نمره خوبی از سوی ناظرین بین المللی خواهد گرفت"
حدود 12 سال پیش نیز آقای هاشمی در آخرین روزهای ریاست خویش بر قوه مجریه از تریبون نماز جمعه بر لزوم صیانت از آرائ مردم تاکید کرد و این التهاب را در جامعه به وجود آورد که امکان تغلب در انتخابات و آن هم به نفع یک کاندیدای خاص وجود دارد و الحق که جناح موسوم به اصلاحات از این گفتار آقای هاشمی کمال استفاده را برد و با مظلوم نمایی حریف را به زیر پا گذاشتن اصول اخلاق انتخاباتی متهم نمود !
آش نخورده و دهن سوخته !
این که آقای هاشمی نگران برگزاری سالم انتخابات هستند امر ی است قابل تحسین ولی گویا این نگرانی ایشان همیشه به نفع یک جریان خاص تمام می شود و کسی نیست که بگوید آقا شما را به خدا یک بار هم به این طرف بیفتید!
از سویی دیگر آقای هاشمی ابراز نگرانی می کنند که کاری نکنید خارجی ها و ناظرین بین المللی ناراضی شوند و صحت انتخابات را تائید نفرمایند!
ایشان گویا یادشان رفته که هیچ یک از انتخابات صورت گرفته از اول انقلاب تاکنون به تائید این مراجع بین المللی نرسیده است و اصلا نیازی هم نبوده که برسد!
انتخابات یک مسئله داخلی است و دخالت اجانب در این امر استقلال و امنیت ملی کشور را خدشه دار می کند و از این روست که رهبری عزیز در انتخابات مجلس هفتم که عده ای بر لزوم نظارت بین المللی بر انتخابات تاکید داشتند اعتراض کردند و فرمودند هرگز اجازه این کار را نخواهند داد.
آقای هاشمی !
انتخابات ریاست جمهوری ویا هر انتخابات دیگر در ایران اسلامی حتی اگر با اصول مورد توافق غرب هم صورت پذیرد باز مورد تائید آنان نخواهد بود و اگر بر ما منت بگذارند خواهند گفت استبداد اکثریت بر اقلیت در ایران جریان دارد!!!نه دموکراسی نابی که اصلش پیش ماست (ورژن 2009 این دموکراسی در زندان ابوغریب آزمایش شده و اگر فرصت بکنند به کل جهان صادرش خواهند کرد).
***********
بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم آقای کروبی حزب اعتماد ملی را تشکیل داد وفعالیت انتخاباتی برای دور بعد رو به صورت مدون و برنامه ریزی شده شروع کرد و در اولین قدم برای آشنایی با اشیوه کار احزاب در ممالک مترقی به چین رفت و با مسئولین حزب کمونیست چین دیدار کرد !
این که منابع مالی سفر آقای کروبی و هیات همراه به چین از کجا تامین شده بود جای خود دارد و هر پاسخی به این مسئله مستلزم دور می شود و به قول فلاسفه فلیتسلسل !
آقای خاتمی ماه آینده به استرالیا سفر خواهند کرد !
شروع سفر های استانی با استرالیا!
به قسمتی از خبر سایت بنیاد باران به نقل از از روزنامه ایج ( چاپ استرالیا) توجه کنید تا کل مطلب دستتون بیاد:
"خاتمی یک اصلاح طلب اسلامی است که به اعتدال باور دارد. محمد خاتمی که عموما رهبر جنبش اصلاح طلب ایران تلقی میشود، نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه آینده اعلام کرد. این سیاستمدار ادیب 65 ساله با عبای روحانی بسیار پاکیزه، تبسم گرم و سخنرانی فصیح ، مغایرتی خیره کننده ای با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کنونی تند رو نشان می دهد. "
انشاءالله که خیره و اصلا تو این نقل قول توهین و تخریبی بر علیه احمدی نژاد صورت نگرفته !
************
این که زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟ زیاد مهم نیست !
آن چه مهم است این نکته حیاتی است که برای بزرگان اصلاحات زنگ ها از خارج به صدا در می آیند!
شهید؟!
چه می گویم ؟!
شهدا را تیر باران کردند !
به قدرت نرسیده انتقامشان را گرفتند!
خون شهید عجب غوغا می کند... خدایا ! عده ای حتی تاب دیدن جنازه های شهدا را ندارند!
مگر این شهدا چه کار کرده اند که این گونه مورد غضب مراکز زرو زور و تزویر و شهوت قرار گرفته اند؟
هزار و چهارصد سال پیش...بله ! هزار و چهارصد سال پیش درست در روز شهادت امام حسن علیه السلام که امروز در سالگردش قرار گرفته ایم جنازه آن حضرت تیرباران شد و امروز فرزندان معنوی ابوسفیان به جای تیر بطری نوشابه ! به سوی تابوت شهدا پرتاب می کردند.
چی فکر می کردیم چی شد!
عربده می زدند !
گویا دشمنی را به دست آورده باشند و بخواهند انتقام بگیرند!
کسی نبودیعنی حدود پنج شش هزار نفری بودند در مقابل اون پنجاه سگ وحشی که بتوانند سخن بگویند و نگذارند بر جنازه شهدا تعرض شود!
ولی! حیف ...
کاری نمی شد کرد ؟
اگر اعتراض می کردی فردا تیتر می زدند حامیان احمدی نژاد با سلاح های کشتار جمعی فرزندان ملت را به خاک و خون کشیدند!
و تنور انتخابات به نفع خاتمی و اعوان و انصارش تا روز انتخابات درست و حسابی گرم میشد !
فقط یک جمله می گم !
یعنی اگه نگم خفه می شم و نفسم بالا نمیاد!
هی !
اون آقایی که مخالف دفن شهید تو دانشگاهی و الان با امنیت خاطر می تونی نیشت رو تا بنا گوش باز کنی و هر هر بخندی و عربده های مستانه بکشی که ناشی از پر شدن شکمت از مال حرامه ! بله تو رو می گم!
اگه اون شهید نبود الان معلوم نبود شما و اعوان و انصارت فرزند نمی گم کدوم سرهنگ و درجه دار عراقی ! که فرزند کدوم سرباز صفر عراقی بودی!
و تو کدوم زندان (ابو غریب و یا ...)به کدوم سرباز عرق خور آمریکایی خدمات ارائه می کردی!
شايد اين تيتر در بادي امر عجيب به نظر برسد و تعدادي از دوستان با تعجبي آميخته به خشم بگويند اولا حفاظت از جان خاتمي ! چرا؟ و ثانيا به ما چه ! و ثالثا مي خواهيم سر به تن خاتمي و اعوان و انصارش نباشد و الخ !
ولي آن چيزي كه بايد به آن اشاره كرد خطري است كه خاتمي را تهديد مي كند و اين تهديد يك شخص و يك جريان خاص سياسي نيست .
دوستان نپندارند كه حذف فيزيكي خاتمي به نفع جريان اصيل انقلابي كه احمدي نژاد نماد آن مي باشد خواهد بود بلكه در ذهن توده مردم اين گونه القا خواهد شد كه مخالفين خاتمي از حضور ايشان در انتخابات به هراس افتاده و با حذف فيزيكي ايشان راه را بر پيروزي كانديداي مورد نظر خويش هموار نموده اند چنان چه اين بازي در قضيه ترور سعيد حجاريان اعمال شد و ديديم كه چگونه فرصت طلبان از اين بازي بهره ها گرفتند و چگونه سپاه و بسيج و روحانيت انقلابي به ناحق مورد اتهام واقع شدند در حالي كه آقاي رسايي در كتاب "بازي ترور"به وضوح و با اتكا به اسناد و مدارك موجود اثبات كرده اند كه ترور سعيد حجاريان نه از سوي عناصر حزب اللهي كه از سوي كساني صورت گرفت كه در آن شرايط بحراني قصد تحريك عواطف و احساسات عمومي به نفع جريان اصلاحات و به ضرر انقلاب داشتند.
بنده به همراه تعدادي از دوستان قبل از حضور رسمي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري قصد داشتيم كه از سوي دانشجويان بسيجي حامي احمدي نژاد نامه اي در دعوت از آقاي خاتمي جهت حضور در انتخابات تهيه كنيم و آن رابه امضای ساير وبلاگ نويسان حامي احمدي نژاد برسانيم (البته آناني كه موافق اين حركت ما بودند) و به جد معتقديم و بر اين اعتقاد خويش تاكيد داريم كه آقاي خاتمي با تمامي وجوددر انتخابات حاضر گردد تا در يك انتخابات سالم و بدون هيچ گونه تخريب از سوي طرفين با احمدي نژاد رقابت كند تا نتيجه انتخابات معلوم سازد كه ملت مسلمان ايران به كدامين اعتقاد و تفكر ايمان دارد و به آن راي مي دهد.
ولي به هر حال فرصت نشد و آقاي خاتمي قبل از اقدام ما حضور رسمي خويش در صحنه انتخابات را اعلام كرد و ما اين حضور را به فال نيك مي گيريم و از سويي نگرانيم كه اتفاقي براي آقاي خاتمي از سوي عناصر فرصت طلب جريان اصلاحات كه به دفن تاريخي تفكر منحط خويش در انتخابات آينده اطمينان دارند بيفتد و اين جريان از اين حادثه به نفع خويش بهره برد و با متهم كردن حزب الله و بالاخص حاميان احمدي نژاد به خشونت همان بازي دوران اصلاحات را به شكلي خطرناك دنبال كند.
از اين روست كه آمادگي خويش را جهت همكاري با هر نهاد امنيتي كه متصدي اين امر - حفاظت از جان كانديدا ها - است اعلام مي كنيم و حاضريم در اين راه از هيچ گونه همكاري دريغ نكنيم.
کلیه دوستانی که با این درخواست موافقت دارند با قرار دادن لینک این نوشته در قسمت پیوند های وبلاگ خود ما را مطلع کنند تا اسامی آنان را به همراه وبلاگشان در لیست قرار دهیم.
امضاء کنند گان این در خواست :
۱ - روح الله امین آبادی نویسنده وبلاگ های بسیج جهانی و مصباح دین و کتابخانه اسلامی
۲- احسان عابدی نویسنده وبلاگ پابرهنگان
۳- حامیان نیوز ارگان رسمی ستاد مردمی حامیان دولت مهر آذربایجان شرقی
۴- تقی دژاکام نویسنده آب و آتش
احمدي نژاد به شهر قنات و قنوت و قناعت سفر كرد و مورد استقبال تاريخي ملت شريف ايران در يزد قرار گرفت .
اين استقبال آن چنان عظيم و غير مترقبه (البته براي كساني كه ملت ايران را نشناخته اند)بود كه معاندين دولت اسلامي را به توجيه و هر از گاهي توهين به ملت و دولت منتخبشان واداشت !
از منظر حضرات توده مردم عوامند و عوام نيز نابخرد !
ملت اگر به آنان راي بدهند و خواسته هاي آنان را تكرار كنند ملتي روشنفكر و داراي افكار مترقيانه خواهند بود و اگر از آنان روي بر تابند مورد بي رحمانه ترين توهين ها قرار خواهند گرفت.
******
در شان دولت نيست كه ملت را به بهانه صبحانه و ناهار و شام به استقبال رئيس جمهور بياورند!
آناني كه به استقبال رئيس جمهور آمده بودند عناصر اطلاعاتي بودند ونه توده مردم!
به هر كدام از كساني كه به استقبال آمده بودند به فراخور حال مبلغي پول داده بودند!
مردم ايران حتي اگر مرگ موش هم بدهيد صف مي كشند !
كميته امداد از كساني كه مي خواستند به استقبال رئيس جمهور بروند ثبت نام مي كرد!
و ...
*****
چغدر انسان بايد پست و نامرد باشد كه اين گونه نان و نمك ملتي را بخورد و اينگونه نمكدان بشكند و ناجوانمردانه به مردمش توهين كند
*****
اين كه استقبال كنندگان از رئيس جمهور مامورين دولتي و يا مامورين وزارت اطلاعات بوده اند انسان را از سويي متعجب مي كند و از سويي خوشحال !
تعجب از اين كه مخالفين براي عدم پذيرش واقعيت به چه لاطاعلاتي تمسك مي جويند و خوشحال از اين كه اين حضرات نيز به عظمت ملت ايران پي برده اند.
دولتي كه اين همه عنصر اطلاعاتي داشته باشد هرگز از هجوم دشمنان داخلي و خارجي آسيبي نخواهد ديد .
از سويي ديگر بعيد نيست مخالفين دولت چند روز بعد در نشريات و سايت هاي خبري خويش تيتر بزنند كه دولت براي هزینه های استقبال مردمی در یزد از صندوق ذخيره ارزي بدون مجوز مجلس پول برداشت كرده است و به اين بهانه نيز مدتي خويش را سرگرم سازند و شايد فردا ياري نيوز تيتر بزند كه يك وبلاگ نويس حامي دولت منبع مالي استقبال از رئيس جمهور در يزد را افشا كرد!
بگذار تيتر بزنند .
دروغ كه كنتور ندارد!
******
حضرات انتظار دارند ملتي كه براي ديدن متنخبشان از راه دور آمده اند با يك كيك و سانديس نيز استقبال نشوند و البته در اين صورت نيز بعدا خواهند گفت مردمي كه به استقبال رئيس جمهور آمده بودند از سوي مامورين دولت مورد بي مهري واقع شدند!
اينك كه اين جملات را مي نويسم گريه امانم را بريده است .
چرا بايد با چشم بستن بر واقعيات چنان از نظر انساني تنزل كرد كه عظمت ملتي را ناديده گرفت و به آنان ناسزا گفت.
اما ملت ايران كريمتر از آن است كه از اين ناسزاها برنجد چرا که
ز دست عشق به جز خير بر نمي آيد
وگرنه پاسخ دشنام مهرباني نيست.



