تبليغاتX
مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم بسیج جهانی
بسیج جهانی
ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

چند روزی است که مشغول مطالعه کتاب "پنهانکاری و دموکراسی" نوشته "استانسیفلد ترنر" رئیس سابق سازمان سیا در زمان کارتر هستم.

مطالعه کتاب هایی که در آن ها مسئولین رده بالای کشورها به خاطرات زندگیشان می پردازند همیشه برایم جالب بوده است.آن چیزی که در کتاب خاطرات مسئولین اطلاعاتی کشورها بیشتر به نظر می آید و طبیعی است سانسوری است که نویسنده خود در نوشته اش اعمال می کند و یا به اصطلاح دچار خودسانسوری می شود. البته بخشی از این سانسور ارادی است و طبیعتا مسئول اطلاعاتی یک کشور هرچند از نوع سابقش نمی تواند و اگر خائن نباشد نمی خواهد که اسرار کشورش را برملا کند!

آقای "ترنر"خود در کتاب خاطراتش اذعان می کند که حدود یکصد مورد از مطالب کتابش در جریان گذر از صافی سانسور سیا حذف شده است و آن چه انتشار یافته هرگز اطلاعات محرمانه ای را که مضر به حال امنیت ملی آمریکا باشد برملا نمی کند. ولی با این حال آن چه در کتاب آمده به قدری مطلب بکر و قابل استفاده دارد که بدون در نظر گرفتن مسائل سانسور شده می تواند توشه ای ارزنده برای راهیان تحقیق در تاریخ سیاسی معاصر را فراهم سازد.

" در آن زمان -۱۹۷۴- نام و نشان حدود ۳۰۰ هزار آمریکایی که به نظر می رسید اقداماتشان برای امنیت ملی آمریکا خطرناک است در کامپیوترهای سیاوجود داشت و برای ۷۲۰۰ نفر از این عده در سیا پرونده تنظیم شده بود ... گروه بیشماری از اتباع آمریکایی که خطرناک تشخیص داده شده بودند به طرق مختلف از قبیل کنترل مکالمات تلفنی - گذاردن میکروفون مخفی در اتاق خواب و یا جستجوی بی اجازه از منزلشان تحت مراقبت قرار داشتند . لیست عملکرد مالیاتی افراد در اداره مالیات ها مورد بررسی قرار می گرفت تا از آن برای کسب اطلاعات راجع به اتباع آمریکایی استفاده شود . سازمان اطلاعات ارتش...توانسته بود طی سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۱ حدود ۱۰۰هزار پرونده برای مردم آمریکا تشکیل ذهد . ضمن همه این اقدامات چندین توطئه نیز برای قتل سران کشورهای خارجی که دست به تحریکاتی علیه حکومت آمریکا می زدند طراحی شد که البته هیچ یک از آن ها به مرحله اجرا در نیامد..."(۱)

تعدادی از روشنفکران و اساتید دانشگاه همیشه از توهم توطئه سخن می گویند و نگرانی از توطئه کشورهای خارجی از جمله آمریکا و انگلیس را توهمی می دانند که ذهن انسان شرقی و بالاخص ایرانی دچار آن شده است در حالی که رئیس بالاترین سازمان اطلاعاتی آمریکا در زمان کارتر در کتاب خاطراتش که از زیر تیغ سانسورچی های سیا بیرون آمده است به مسائلی اذعان می کند که دیگر بوی توطئه نمی دهد بلکه سخن از اجرای توطئه های فراوان است سخن گفتن از توهم توطئه  طنز تلخی است که به نظر بنده توطئه توهم  را به اذهان متبادر می سازد.(۲)

در یک پاراگراف کوچک از خاطرات رئیس سابق سازمان سیا مسائل زیر به چشم می خورد :

۱-سخن از طراحی نقشه ترور سران کشورهایی که با سیاست های آمریکا همراهی نمی کردند و البته اذعان به این که هیچ کدام از این نقشه ها عملی نگشته است !

البته مشخص است که رئیس سابق سیا طبق اذعان خودش نمی تواند همه مسائل را رک و پوست کنده بنویسد چنان چه خود ترنر در صفحه ۳۳ کتابش صراحتا می نویسد که مسئولین سازمان سیا هیچ کدامشان عادت ندارند حرف راست و درست تحویل کسی بدهند !

۲-گویا مردم آمریکا در اتاق خواب خودشان نیز امنیت ندارند و به مقتضای این که کسی برای امنیت ملی آمریکا مضر تشخیص داده شود مکالمات تلفنش باید شنود شود منزلش بدون اجازه جستجو گردد درون اتاق خوابش میکروفون گذاشته شود و بدون این که بداند برایش پرونده ای قطور درست شود . انسان هایی که با ملت خویش این گونه برخورد می کنند باید هم با سایر ملل به شیوه ای وحشیانه تر برخورد کنند !

۳ - اشخاصی که برای امنیت ملی آمریکا خطرناک تشخیص داده شده اند آن قدرزیادند که رئیس سازمان سیا از آنان با لفظ "تعداد بیشماری" یاد می کند چنان چه توانسته اند از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ برای صد هزار نفر پرونده تشکیل دهند و حدود سیصد هزار نفر اسمشان به عنوان عناصر خطرناک در کامپیوترهای سازمان سیا ثبت بوده و تعداد بیشمار دیگری نیز در خیابان ها ول می گشته اند. کشوری که تعداد بیشماری از شهروندانش طبق اظهارات رئیس سیا خطرناک تشخیص داده شده اند چگونه میتوانند الگویی برای آزادی و دموکراسی برای سایر ملل باشند؟

۴ - البته جناب ترنر راه های دیگری را نیز برای به زانو درآوردن حکومت های مخالف آمریکا معرفی می کند که سازمان سیا در آن ها تبحر دارد از جمله تلاش در جهت صدور مواد مخدر به ایران و ...که علاقمندان می توانند به لیست عریض و طویلی از این شیوه ها که ترنر از آن ها در کتابش یاد کرده مراجعه کنند.

و بالاخره این که بنده تعجب می کنم در حالی که رئیس سازمان اطلاعاتی یک کشور از توطئه های فراوان بر علیه سایر ملل از جمله کشورهای مخالف آمریکا پرده بر می دارد ما چگونه و بر اساس چه استدلالی میگوئیم انشاءالله که گربه است !

 ۱ - آقای ترنر حتما سرنوشت سالوادور آلنده را فراموش کرده اند که به این راحتی از عدم اجرای این توطئه ها سخن می گویند. شخصی که با انتخاب آزاد مردم شیلی به قدرت رسید و با کودتای نظامی آمریکا به رهبری سیا و توسط ژنرال پینوشه سرنگون و کشته شد !

۲- البته هیچ وقت الفاظ را نباید برای خودمان حجت بالغه قرار بدهیم . توطئه توطئه است حتی اگر اسم دموکراسی خواهی و تلاش برای استقرار دموکراسی بر روی آن گذاشته شود مانند استعمار که در لفظ به معنای عمران و آبادانی است ولی در عمل چیزی به جز تلاش در جهت استثمار و خالی کردن منابع سرشار و غنی ملل مستضعف نیست. حال اگر کسانی با تعابیری مضحک به توطئه تعاریفی خوشایند می دهند مشکل از خودشان است نه کسانی که به ماهیت حقیی توطئه گران بین المللی پی برده اند.

ارسال در تاريخ دوشنبه 22 مهر1387 توسط روح الله امین آبادی

دو روز پيش مقاله اي رو در مورد اظهارات اخير گنجي در وبلاگ قرار دادم و در اين مقاله نوشتم كه گنجي مسلمان نيست كه شما نگران شيعه بودن يا نبودن ايشان هستيد!

ديروز پيامي را در قسمت پيام هاي وبلاگ مشاهده كردم كه به اين جمله از مقاله بنده اعتراض كرده بودند و ناراحت شده بودند كه چرا شما بي محابا آبروي يك مسلمان را دستمايه نيات خويش كرده ايد؟! و يا مگر خود شما مسلمانيد؟! در اين مورد خاص بايد به نكات زير توجه كرد :

۱ - چند روز پيش علنا در سايت هاي خبري سخن اكبر گنجي مبني بر اين كه وجود امام زمان (عج)يك امر خيالي است و آن حضرت وجود خارجي ندارند آمده بود . آنچنان كه همه ميدانيم يكي از اصول اساسي مذهب شيعه اثني عشري اعتقاد به وجود امام زمان (عج) مي باشد و از اين رو به صراحت مي توان اذعان كنيم كه اكبر گنجي شيعه نيست.

۲ - البته شيعه نبودن گنجي ايشان را از حوزه اسلام خارج نمي گرداند چرا كه ما برادران اهل سنت خويش را كه به وجود امام زمان حي اعتقاد ندارند را نيز مسلمان مي دانيم ولي مستندات روشن و واضحي وجود دارد كه گنجي مسلمان نيست :

۲ -۱ : گنجي در مانيفست جمهوري خواهي صفحات زيادي را به تضاد اسلام و دموكراسي اختصاص داده و آيات زيادي از قرآن را مثال زده كه با زير بناهاي نظام دموكراسي منافات دارد. البته ايشان اين تقسيم بندي سروش مبني بر ذاتي و عرضي دين و اين كه فقه كلا در عرضيات دين قرار دارد و مختص ۱۴۰۰ سال پيش است را مورد نقد و رد و ابطال قرار مي دهد و مي نويسد اسلام بدون فقه اسلام نيست و با اين اسلام ما هرگز نمي توانيم رژيمي دموكراتيك داشته باشيم و يا قرائتي دموكراتيك از اسلام را ارائه دهيم :

" مدعاي ما اين است دانه دموكراسي (ليبرال دموكراسي)را به دست هرمنوتيك در مزرعه دين نمي توان نشاند"

گنجي در تعارض بين دين و دموكراسي به صورت عام و اسلام و دموكراسي به صورت خاص ، دموكراسي را برگزيده است و به اين برداشت روشنفكران كه ميخواهند با تفسيري هرمنوتيك از متون ديني ، دين را با دموكراسي جمع كنند انتقاد كرده است . پس تا اين جا مي توانيم به صراحت تاكيد كنيم كه گنجي اعتقاد دارد بين دموكرات بودن و مسلمان بودن و يا ديندار بودن منافات وجود دارد.

۲-۲: گنجي حدود يك ماه پيش (۲۳ شهريور ۱۳۸۷)مقاله اي را با عنوان " گزاره هاي غلط و غير عقلاني دين " منتشر كرد . ايشان در اين مقاله ۱۸ گزاره را از متون ديني نقل كرده و آن ها را مغاير عقل و حقوق بشر عنوان نموده است . البته بايد اين نكته را نيز خاطرنشان كنم كه مقصود از متون ديني در نظر آقاي گنجي چنان كه صراحتا در مقاله عنوان نموده است قرآن كريم مي باشد .

۲-۲-۱ : گنجي در اين مقاله صراحتا به اين اصل اساسي كه قرآن كلام خداوند است انتقاد مي كند و مي نويسد گزاره هاي غير عقلاني موجود در قرآن ، تنها با اين اعتقاد كه قرآن كلام پيامبر اسلام است تبيين مي شود .

۲-۲-۲ : گنجي با تفسيري ساده لوحانه از آيه "امن يجيب ..." به قرآن اشكال مي گيرد كه وجود بيماري هاي فراوان و جنگ هاي خانمان سوز نافي سخن قرآن است كه دعاي مضطرين اجابت مي شود !

۲۲-۳ : او با اين مقايسه كه در آيه اي از قرآن مومنان كساني معرفي شده اند كه از خدا مي ترسند و در آيه اي ديگر تنها ياد خدا را باعث آرامش عنوان نموده است مي نويسد ترس با آرامش منافات دارد!

۲-۲-۴ :گنجي آياتي از قرآن را ذكر كرده و آن ها را مغاير با حقوق بشري كه زيربناي دموكراسي است دانسته است از جمله آيات مربوط به قوم ثمود و ...

۲-۲-۵ :گنجي در گزاره هفتم اعتقاد به اين كه عيسي (ع)پدر نداشت را اسطوره و غيرواقعي اعلام كرده است.

۲-۲-۶ : گنجي با كنار هم قرار دادن آيات قران با تورات تحريف شده تهمت كثيفي را متوجه حضرت لوط عليه السلام نموده است كه آن حضرت دختران شوهردار خويش را به قوم نابكار لوط پيشنهاد كرده است !

۲-۲-۷ : گنجي صراحتا مي نويسد " دست شسن از احكام معارض با حقوق بشر توسط نو انديشان ديني عدول از احكام خداست و تفسير مغاير با متن" و با اين سخن ميخواهد اثبات كند كه نمي توان ديندار بود و همزمان معتقد به حقوق بشر.

و ...

آيا با وجود دلايلي كه در دو بند قبل آمد ميتوان گنجي را مسلمان دانست؟!

۳ - اين جمله كه " گنجي مسلمان نيست" هرگز توهين به ايشان نيست بلكه بيان واقع ميباشد. چنان چه اين جمله گنجي در مانيفست كه "آيه الله خميني دموكرات نبود"بيان واقع مي باشد و توهين به حضرت امام نبايد تلقي گردد چرا كه حضرت امام معتقد به ولايت فقيه و جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر بود.

۴ - در حالي كه تعدادي از روشنفكران ديني ! در تعارضي كه بين اسلام و يافته هاي انسان غربي احساس مي كنند دست به اصلاح دين مي زنند تا جامه فرهنگ منحط غربي را بر پيكره دين و اسلام هموار سازند و در اين مسير از فقه اسلامي به سود فرهنگ و تمدن ! غربي چشم پوشي مي كنند و صراحتا فقه را در زمره عرضيات دين قرار مي دهند گنجي مي نويسد : " نمي توان فقه را از اسلام زدود" و يا به عبارت ديگر نمي توان هم دموكرات بود و هم مسلمان.

به اعتقاد بنده گنجي تعارفات رايج بين روشنفكران به ظاهر ديني را كنار گذاشته و اعتقادات خويش را رك و پوست كنده بيان مي كند.

و دست آخر اين كه

نوشته هاي گنجي در حوزه اديان و دين اسلام آن قدر سخيف است كه نيازي به پاسخگويي به آن ها نيست . نوشته هاي گنجي برداشت هاي سطحي و غالبا ساده لوحانه از نوشته هاي ديگران است و به عبارت ديگر سخنان خودش نيست.

با اين حال عده اي به اين اظهارات پاسخ گفته اند از جمله :

واکنش خاتمي به اظهارات گستاخانه گنجي

واکنش اساتيد حوزه به اظهارات گستاخانه گنجي:سكولاريسم به نفى مهدويت منجر مى شود

واکنش مهاجرانی به اظهارات گستاخانه گنجی

ارسال در تاريخ چهارشنبه 17 مهر1387 توسط روح الله امین آبادی

حدود دو روز پیش مقاله ای رو در مورد تئوریسین قدیمی جبهه اصلاحات نوشته بودم و منتظر فرصتی بودم که این نوشته رو در وبلاگ قرار بدم.

امروز سایت های خبری رو که مطالعه می کردم دیدم که نوشته اند اکبر گنجی وجود امام زمان (عج) را انکار کرده است.

البته از اکبر گنجی انکار امام زمان بعید نیست زیرا ایشان حتی مسلمان نیستند چه برسد به شیعه ."۱"

البته عده ای خواهند گفت که به یک مسلمان تهمت نزنید و بنده به این دوستان می گویم که مقاله اکبر گنجی با عنوان گزاره های غلط و غیر عقلانی در اسلام را مطالعه کنند که حدود یک ماه پیش نگاشته شده است تا بدانند که از چه کسی می خواهند دفاع کنند !

البته بنده قصد این را ندارم که نوشته های گنجی را در مورد تاریخ ادیان نقد کنم زیرا نوشته های ایشان در این حوزه به مراتب بی محتواتر از سایر نوشته هایش در حوزه سیاست و حکومت می باشد.

چند روز پیش مانیفست جمهوری خواهی اکبر گنجی را مطالعه می کردم . اگر چه با نظرات و آراء ایشان اصلا موافق نیستم ولی بنده اکبر گنجی را جوانمردتر از هم مسلکان قدیم و جدیدش می دانم !

اکبر گنجی مسلمان نیست و بعضی ها تازه فهمیده اند که گویا او شیعه نیست ولی با همه این اوصاف او جوانمردتر از سایر دوستان و هم مسلکانش در جریان اصلاحات می باشد.

او به صراحت در مانیفست جمهوری خواهی می نویسد :

" برخی از اصلاح طلبان مدعی ارائه قرائتی جمهوری خواهانه از آراء آیه الله خمینی اند . گویی در دانش هرمنوتیک هرج و مرج مطلق حاکم است و لذا هر کس مجاز به هر قرائتی حتی کاملا متعارض با متن است ... از آن جالبتر اینکه به صراحت می گویند ما نباید بگذاریم آیه الله خمینی در جبهه مقابل قرار بگیرد . مهم نیست که ایشان به دموکراسی و آزادی اعتقاد داشت یا نه . ضرورت های سیاسی ایجاب می کند که او در جبهه دوم خرداد باشد . لذا می گوئیم او جمهوری خواه و دموکرات و آزادیخواه بود . این رویکرد استفاده ابزاری برای مقاصد سیاسی نام دارد ، نه هیچ چیز دیگر . "

گنجی نظام مطلوب خویش که همان جمهوری و دموکراسی است را برگزیده و واضح است که با این فرموده حضرت امام که می گفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر مخالف باشد ولی او هرگز مانند باقی اصلاح طلبان به دنبال توجیه و تفسیر آراء دیگران مطابق با عقائد و آراء خودش نیست چنانچه مدعیان اصلاحات به قول گنجی می خواهند از دانش هرمنوتیک مسیحانفسی بسازند که بتواند از داخل نظام جمهوری اسلامی دموکراسی مد نظر خودشان را بیرون بیاورند.

هدف بنده از نقل عین نوشته گنجی در مانیفست جمهوری خواهی این بود که عزیزان بدانند که این عقیده و نظر که عده ای به تحریف وسیع نظزات و آراءامام پرداخته اند تا ایشان را جزو جناح و مسلک خاص سیاسیشان قلمداد کنند مختص بنده و تعداد زیادی از دوستان اصولگرا نیست این سخن مربوط به شخصی است که کتاب هایش سال ها و سال ها به عنوان مانیفست اصلاحات و دوم خرداد در پیشخوان کتاب فروشی ها به چشم می خورد . کتاب هایی نظیر عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری ، تاریکخانه اشباح و ...

البته مدت مدیدی است که دوستان سابق اصلاح طلب گنجی از او اسمی نمی برند و فراموش کرده اند که با نوشته ها و نام او نردبانی ساختند و بالا رفتند زیرا دیگر تاریخ مصرف گنجی گذشته است ! و سخن گفتن از او به مصلحت نیست .

گنجی هنگامی که در زندان دوران محکومیتش را می گذراند و اصلاح طلبان بیرون از زندان با نام و یاد او سمینارها برگزار می کردند صراحتا می نویسد :

" شمار زیادی از اصلاح طلبان تصریحا یا تلویحا اقتدارگرا هستند و از مردم سالاری فقط نام آن را یدک می کشند و گمان باطل می برند که مسائل و مشکلات کشور به صرف اینکه آنها جایگزین جناح راست شوند رفع و حل خواهد شد."

 


۱ - عجیب این است که عده ای که خودشان را مسلمان و شیعه می دانند برای تخریب دولت نهم اعتقاد به امام زمان را به سخره می گیرند البته در نگاه تیز بین عناصر حزب الله فرقی بین اکبر گنجی و آن هایی که با مقاصد سیاسی خاص خودشان دین و مذهب را زیر سوال می برند نیست به جز این که اگر گنجی دین ندارد لااقل یک جو مردانگی دارد که نیتش را رک و پوست کنده بیان کند.

ارسال در تاريخ دوشنبه 15 مهر1387 توسط روح الله امین آبادی

هزار و چهار صد سال است که انسان های آزاده فراوانی در جهت حفاظت از ارزش های والایی که با ظهور اسلام بر آنان ارزانی شده است پای در میدان جهاد و مقاومت گذاشته اند . از بدر گرفته تا جمل و صفین و نهروان و کربلای حسین و الخ و در همه این میدان های مقاومت و جهاد تعداد زیادی از مجاهدین با لباس خونین خویش که حکم کفن را دارد به دیدار معبود خویش شتافته اند.

هزار و چهارصد سال از صدر اسلام می گذرد . در زمان ما نیز جوانان رشید زیادی چه در مبارزه با طاغوت و چه در ۸ سال دفاع مقدس در حفاظت از دین و میهن کفن پوش شده و با لباس های خونین خویش که شاهدی بر جانبازی های آنان است به جایگاه ابدی خویش سفر کرده اند.

اگر در هشت سال دفاع مقدس به مرزهای آبی و خاکی جامعه اسلامی هجوم آورده شد و هزاران جوان در دفاع از میهن اسلامی که در حکم دفاع از اسلام بود شهد شیرین شهادت نوشیدند بی پرده بگویم که در هشت سال دوران اصلاحات مرزهای فرهنگی و عقیدتی ایران اسلامی مورد هجوم شدید و ددمنشانه قرار گرفت.

فراموش نمی کنیم که در روزنامه های دوران اصلاحات چه ها نوشتند و چه شبهه هایی که بر قلب و ذهن جوانان وطن وارد ساختند !

"ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است" ۱ " گفتار فاطمه سلام الله علیها نمی تواند الگوی رفتاری زنان امروز باشد" ۲ " مظاهر دینی نماد عقب افتادگی است"۳ "عقیده به فطری بودن دین منشا خشونت است " ۴ " انقلاب به دنبال اجرای احکام شرعی نبود " ۵ " در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر حقوق بشر مقدم است" ۶ " فرهنگ شهادت خشونت آفرین است " ۷ " حضرت علی علیه السلام نیز مشروعیت زمامداری خویش را ناشی از بیعت مردم می دانست " ۸ "جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است " ۹ " امام خمینی و شهید نواب صفوی خشونت گرا و کسروی و حکیمی زاده اصلاح طلب بوده اند" ۱۰و الخ

همه مسائل فوق با شدت و حدت هر چه تمام در ۸ سال دوران اصلاحات گفته شد چه از تریبون های رسمی و از جانب مسئولینی که از بیت المال ارتزاق می کردند و چه در مطبوعات و نشریات !

اگر برای ۸ سال دفاع مقدس کفن پوشانی نیاز بود که از مرزهای آبی و خاکی میهن اسلامی حفاظت و حراست کنند ۸ سال هجمه همه جانبه به مرزهای عقیدتی و فرهنگی نیز کفن پوشانی خاص می طلبید.

تعداد زیادی هستند که حاضرند در راه خدا و اسلام جان بدهند ولی تعداد کمی هستند که حاضرند در راه ارزش های والای الهی آبرو بدهند وکسانی که این متاع ارزشمند را خالصانه در طبق اخلاص گذاشته اند در حکم شهیدانی زنده اند.

در مقابل هجمه وسیع به معتقدات اسلامی بزرگانی به مقابله برخواستند که مورد هجمه شدید توپخانه تبلیغاتی شارلاتان های مطبوعاتی قرار گرفتند . یکی از این علما آیه الله مصباح یزدی بود که هنوز که هنوز هست از سوی داعیه داران اصلاحات مورد هجمه شدید قرار می گیرد . آقای مصباح جانانه در راه دفاع از حریم اسلام و تشیع کفن پوشیدند و پای در میدان گذاشتند . قلم به دست بودن فحش نیست زیرا مداد العلما افضل من دماء الشهدا ولی اگر تیغ در دست زنگی مست باشد و مداد در دست کسی که وجدان ندارد چه فجایعی که به بار نمی آید.

آری عرصه دفاع در مقابل تهاجم فرهنگی کفن پوشانی می خواست که از آبروی خویش بگذرند و کسانی بودند که از هجم وسیع آتش تبلیغاتی دشمن نترسیدند و بی باکانه وارد میدان شدند.

چند روزی است که عده ای با لحن تمسخر آمیز با دستاویز قرار دادن سخنان و اعمال عده ای نادان می پرسند که کفن پوشان کجا نشسته اند که اسلام از دست رفت؟! به علما توهین می کنند کجا نشسته اید و سخن از رابطه با آمریکا می گویند و کفن نمی پوشید ! از جمله آقای تاج زاده چندی پیش با لحنی تمسخر آمیز در نشست بررسي عملکرد دولت نهم در جبهه مشارکت، از خانه نشین شدن کفن پوشان در دولت آقای احمدی نژاد سخن گفت . و عده ای نیز از روزه سکوت کفن پوشان قم در این چند سال خبر دادند و ...

در این مورد تذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

۱- به قول حافظ شیراز ی زاهدان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند  چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند . حضراتی که از توهین به علما و مراجع هراسناک شده اند در هشت سال دوران اصلاحات بی شرمانه ترین توهین ها را نه به علما که به خدا و پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام روا می داشتند. یادمان نرفته اصغرزاده بر علیه خدا تظاهرات به راه می انداخت و محمد رضا خاتمی امام زمان (عج)را به استیضاح می کشید و الخ.

 ۲ - اگر در هشت سال دوران اصلاحات جو غالب فرهنگی سیاسی جامعه حاکی از هجمه به معتقدات و ارزش های اسلامی بود و رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند : " بارها گفته ام وزارت ارشاد در این دو سال که ایشان (آقای مهاجرانی) در راس کار هستندهیچ کار اسلامی به عنوان اسلامی نکرده " ۱۱ و فراتر از آن " الان مرتبا در سالن های وابسته به ارشاد برنامه هایی پخش می شود بعضیها صد درصد ضد دین است ضد انقلاب هست " ۱۲ در سه سال که از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد می گذرد جو غالب فرهنگی ساسی کشور جوی اسلامی و انقلابی است تا حدی که عده ای به این مسئله به شدت اعتراض می کنند که چرا آقای احمدی نژاد این همه از امام زمان سخن می گویند. اگر در دوران اصلاحات برای حمایت از دولت عده ای به دین هجوم می بردند در زمان دولت نهم عده ای برای هجمه به دولت به دین و معتقدات اسلامی هجوم می برند !

البته در دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد نیز این گونه نیست که در مقابل برخی اهانت های عده ای ناآگاه و یا نفوذی سکوت شود و بیشترین و شدیدترین انتقادات و اعتراضات به این گونه اعمال و گفتار از سوی متدینین و عناصر حزب الله صورت می گیرد.

 ۳ - در باره رابطه با آمریکا نیز جالب است بدانیم که اگر داعیه دولت اصلاحات این بود که راه حل مشکلات کشور در گرو رابطه با آمریکاست  . و این رابطه از سر ضعف و زبونی مطرح می شد در دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد هرگز ادبیات ذلیلانه در رابطه با غرب مطرح نبوده و نیست تا اندازه ای که رهبر معظم انقلاب یکی از نکات تحسین بر انگیز این دولت را روحیه استکبار ستیزی آن می دانند. ۱۳ اگر در دولت اصلاحات آقای عبدالله نوری وزیر کشور آقای خاتمی که توسط مجلس پنجم استیضاح و عزل شد  از ارتباط با اسرائیل به تبع ارتباط دولت خودگردان عرفات با اسرائیل سخن می گفت ۱۴ رئیس جمهور انقلابی همیشه و همه جا از محو غده سرطانی اسرائیل از عرصه روزگار سخن گفته و می گوید و به مبانی ایدئولوژیکی رژیم غاصب صهیونیستی از جمله هولوکاست و تفکر تشکیل دولت یهودی از نیل تا فرات حمله می کند به صورتی که اولین سوالی که از ایشان در مصاحبه های برون مرزی پرسیده می شود این سوال است که چرا شما میخواهید اسرائیل را نابود کنید؟بارها و بارها آقای احمدی نژاد در مجامع بین المللی گفته اند که اگر آمریکا از روحیه استکباری و قلدر مآبانه خویش دست بردارد ما حاضر به گفتگو هستیم همان سخنی که رهبر معظم انقلاب سال گذشته مطرح کردند و قطع رابطه با آمریکا را ابدی ندانستند و آن را تابع مصالح اسلام و ایران اسلامی عنوان کردند . و درباره پرونده هسته ای نیز بهتر است سخن نگوئیم که کوس رسوائی دیپلمات های اصلاح طلب از پشت بام افتاده هست !

خلاصه این که اگر در دوران اصلاحات علما برای حراست از مرزهای عقیدتی کفن پوش وارد میدان شده بودند اینک دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد با تفکری جهادی کفن پوش وارد میدان شده است و بهترین هدیه به این دولت همان رضای الهی و حمایت خاص رهبر عزیز از این دولت می باشد.

۱- ماهنامه کیان (بهم ماه ۱۳۷۷) شماره ۴۵ ص ۳۰   ۲ - ماهنامه زنان (دی ماه ۱۳۷۸) شماره ۵۹ ص ۳۵   ۳ - ماهنامه جامعه سالم (تیرماه ۱۳۷۷ ) سال هشتم شماره ۳۹ ص ۶۹    ۴ - روزنامه ایران ۱ مهر ۱۳۷۷ شماره ۱۰۵۱ ص ۱۰  ۵ - روزنامه صبح امروز (۲۵ فروردین ۱۳۷۸ ) سال دوم شماره ۸۹ ص ۶   ۶- روزنامه صبح امروز (۱۶ شهریور ۱۳۷۸ ص ۶  ۷ - روزنامه نشاط (۱۲ خرداد ۱۳۷۸) ص ۶  ۸ - روزنامه همشهری ۲۶ مهر ۱۳۷۷ سال ۶ شماره ۱۶۷۰ ص ۶    ۹ - هفته نامه هاجر فروردین و اردیبهشت ماه ۱۳۷۷ سال ۱۸ ش ۲۳۳ ص ۲۰ -۳۳   ۱۰ - روزنامه نشاط  ۱۷ اسفند ۱۳۷۷ ص ۷   ۱۱ و ۱۲ - نشریه فیضیه در شماره ۴۰۶ این سخنان را منتشر کرده است.  ۱۳ - به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیات دولت در هفته دولت امسال رجوع کنید.  ۱۴ - عبدالله نوری  - شوکران اصلاح

ارسال در تاريخ جمعه 5 مهر1387 توسط روح الله امین آبادی
قالب وبلاگ