چندي پيش آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از آراء و نظرات حضرت امام (رض)را مطرح نمودند.
بنده برخلاف ساير دوستان كه از اين امر ناراحت شده اند و اين مسئله را افتتاح باب تخريب حضرت امام مي دانند از اين امر و از اين ادعاي امثال آقاي محمد رضا خاتمي از جهتي كه به آن اشاره خواهم كرد خوشحالم!
قبل از اين كه محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از امام (رض)را مطرح نمايند اشخاص ديگري از جمله نوه محترم حضرت امام (رض)بحث اجتهاد در آراء امام (رض)را مطرح نمودنددر حالي كه حضرت آقا با بيان مستمر و چندين باره اين مسئله كه راه امام روشن است به صورت غير مستقيم اظهار داشتند كه اجتهاد در مقابل نص فرمايشات و عملكرد هاي حضرت امام امري ناثواب و غير قابل بخشش مي باشد.
در اين راستا بود كه عده اي باب جديدي را باز نمودند و آراء و نظرات شاذ و نادر خويش را منتسب به حضرت امام (رض)نمودند و از جانب ايشان مهر تائيد بر اجتهادات خويش زدند!
در حالي كه حضرت امام (رض)در وصيت نامه سياسي الهي خويش به نكته مهم زير اشاره كرده بودند:
"اكنون كه من حاضرم ، بعض نسبت هاى بى واقعيت به من داده مى شود و ممكن است پس از مـن در حـجـم آن افزوده شود. لهذا عرض مى كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى شود مورد تصديق نيست مگر آن كه صداى من يا خط و امضاء من باشد با تصديق كارشناسان ، يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم" .
عده اي خواسته يا ناخواسته بر خلاف اين مسير مشخص شده از جانب حضرت امام (رض)ادعا هايي را مطرح نمودند، از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني كه با كمال تعجب اظهار داشتند كه حضرت امام (رض)در سال 1363 مخالف شعار مرگ بر آمريكا بودند ! در حالي كه امام خميني (رض) در پيام معروف به پذيرش قطعنامه اظهار داشته اند:
"انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج ، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انـسـانـيـت بـايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با آمريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى خواهيم كه اين قـدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مـرگ آمـريـكـا و شوروى را به صدا درآوريم ".
با وجود نص به اين صريحي عده اي باز باب اجتهاد در آراء امام (رض) آن هم از نوع اجتهاد در مقابل نص را پيش روي خود باز ديده و به دفعات به تحريف صريح آرائ و نظرات حضرت امام (رض) وآن هم به بيرحمانه ترين شيوه ممكن يعني منتسب نمودن اين نظرات تحريف شده به حضرت امام نمودند!
در حالي كه مريدان امام در برزخي غير قابل تصور گرفتار شده بودند و انتقاد هر شخصي توهين به پايه هاي نظام !!! تلقي مي شد روزنامه هايي كه با بودجه بيت المال چاپ و نشر مي شدند و مي شوند به تحريف شخصيت حضرت امام (رض) ادامه دادند.
در اين راستا آيه الله صانعي طي اظهاراتي از موافقت حضرت امام (رض) با آراء فقهي ايشان در طول حياتشان سخن گفتند و در پي آن نظراتي را اظهار نمودند كه با نص صريح بيانات امام و عملكرد ايشان در طول عمر گهر بارشان متناقض و متضاد بود.
در اين زمان نيز عده اي كه نتوانستند هجمه به امام (رض) در اين سطح وسيع را تحمل كنند و به انتقاد از اين شيوه خطرناك پرداختند به توهين به مرجعيت متهم شدند در حالي كه سخن منتقدين چيزي جز اين نبود كه
" آقاي صانعي شما فقط نظرات خويش را به جامعه علمي عرضه كنيد و به اجتهاد بپردازيد نه اين كه نظرات فقهي خود را به امام (رض) منتسب كنيد"
در حالي كه در طول حيات حضرت امام (رض) و پس از آن نيز تعداد زيادي از علما در ابواب مختلف فقه اجتهاداتي مخالف با اجتهادات حضرت امام داشته اند ولي هيچ كدام اين اجتهادات را به پاي حضرت امام (رض)ثبت ننمودند و به تنهائي مسئوليت نظرات خويش را پذيرفتند.
با وجود اين وضعيت كه هر كس نظرات و اجتهادات خويش را به اسم امام مي نوشت بي آن كه به نظرات و آراء حضرت امام رجوع كند آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از حضرت امام را مطرح نمدند كه به نظر بنده بايد از ايشان تشكر نمود چرا كه ايشان با قبول اين مسئله كه نظراتشان مخالف نظرات حضرت امام (رض) مي باشد به نظرات خويش اشاره مي كنند و بدون اين كه آراء امام را مثل ديگران تحريف كنند به انتقاد از آراءامام چنان چه هست و ثبت شده مي پردازند.
از سويي ديگر اگر منتقدين حضرت امام (رض)آراء و نظرات خويش را اعلام نمايند به سادگي مي توان با آنان روبرو شد و پاسخي به نقد آنان داد ولي مشكل زماني است كه اين آقايان نظرات خويش را به اسم حضرت امام (رض)بيان مي كنند و مخالفين خويش را مخالف نظرات حضرت امام!!!
باز مي گويم و بر اين نكته تاكيد مي كنم كه دوستان بزرگوار بايد اين قدم و سخن آقاي محمد رضا خاتمي را حركتي به جلو فرض كنند و آن را ارج بگذارند زيرا كه اين موضع ايشان خالي از هرگونه نمايشات مضحك و خنده آور و تصنعي است ، چنان چه بعضي از حضرات تلاش دارند خود را آنگونه كه نيستند نشان دهند.