الحق که آقایان سیاستمدار هستند!
خیلی وقت بود که من فکر می کردم که اشخاصی مثل آقای کروبی چیزی از سیاست سرشان نمی شود ولی جدیدا با اتفاقاتی که افتاده به این باور رسیده ام که حضرات استاد فن سیاست در رشته ماکیاولی شناسی هستند!
کسانی که یک عمر توهین به حضرت امام را شنیده اند و دم برنیاورده اند امروز با شنیدن توهین به نوه حضرت امام از خود بی خود شده و لباس عزا پوشیده اند.
انشاءالله که خدا قبول کند.
نمی دانم شما هم خطبه های این هفته نماز جمعه را شنیدید یا نه . آقای هاشمی در این خطبه ها به نکات بدیعی اشاره کردند که روحیات ایشان را به صورت وضوح نشان داد.اگر چه همه ما از توهین به حضرت امام و نیز خانواده محترم ایشان ناراحت می شویم ولی نکته جالب توجه اینجاست که از این حضرات زمانی که مدعیان اصلاحات سخن از سپری شدن دوران امام و به تاریخ پیوستن ایشان می گفتند خبری نبود!
مهمتر این که در شانزده سال دوران اصلاحات اقتصادی و سیاسی!!!سخن از نفی مقدسات زده شد و به صورت تمسخر و وهن آلودی گفته شد که ما به جز پیامبران و ائمه مقدسات دیگری نداریم "اگر چه به این سخن خویش نیز پایبند نبودند و گاه بر علیه خدا تظاهرات راه می انداختند و گاه امام زمان را استیضاح می کردند"ولی الان از نوه محترم حضرت امام به عنوان یکی از مقدسات نام می برند که توهین به ایشان احتمالا از خارج خط دهی می شود!!!
انسان نمی داند دم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را.
از عجایب دیگری که می شد در این نماز جمعه مشاهده کرد این بود که ایشان با آوردن یک داستان تاریخی از نادرشاه حضرت امام را با نادر شاه مقایسه کردند شخصی که جنایت هایش در تاریخ ایران به ثبت رسیده است !
حال نمی دانیم آیا به مصلحت هست که این قیاس را توهین به امام تلقی کنیم یا نه. زمانی کتابی می خواندم که یکی از متجددین حضرت رسول اکرم (ص)را با مارکس مقایسه کرده بود و گفته بود که حرکت پیامبر اکرم (ص)مثل حرکت مارکس در زمان ما بوده است .آن وقت تعجب کردم که چگونه می توان نبی معظم اسلام این نور مطلق و انسان کامل را با شخصی مقایسه کرد که دین را افیون توده ها می داند!
ولی امروز می بینیم که حضرت امام با نادرشاه مقایسه می شود و آب از آب تکان نمی خورد.
البته ما قصد این را نداریم که بگوئیم آقای هاشمی قصد توهین داشته اند بلکه می گوئیم هر کسی را با هر کسی نمی توان مقایسه کرد چنان چه نبی مکرم اسلام را با مارکس نمی توان مقایسه کرد حضرت امام را نیز با نادر شاه نمی توان مقایسه کرد.البته که ما نه قصد این را داریم و نه جراتش را که به آقای هاشمی تهمت بزنیم که ایشان قصد توهین به امام را داشته اند.
خدا را شکر نکات آن قدر زیاد هست که انسان نمی داند به کدامشان اشاره کند:
چند روزی است که عده ای از آقای احمدی نژاد انتقاد می کنند که چرا ایشان از مخالفین دولت در راهپیمایی بیست و دوی بهمن سخن گفته اند و فضای معنوی این را هپیمایی را به هم زده اند!!!
البته آن هایی این سخنان را می گویند که خودشان از هر تریبونی برای تخریب دولت استفاده می کنند و برای خود حد و مرزی قائل نیستند چه تریبون نماز جمعه باشد و چه تریبون عزای امام حسین در حرم حضرت امام خمینی (به سخنان و روضه! آقای روحانی در محرم امسال در حرم مطهر امام توجه کنید)و چه تریبون های دیگر.
و نیز کسانی که خود از عالم و آدم انتقاد می کنند از انتقاد به خودشان اینچنین می آشوبند!
خداوندا !
به عوام ما معرفت و به علمای ما مردانگی و آزادگی عطا فرما.
آمین.
بعد از تحریر:
حدود دو روز پیش آقای توسلی مسئول دفتر امام در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اثر عارضه قلبی رحلت کردند.
عده ای که از هر وضعیتی برای اثبات نظرات انحرافی خود استفاده و یا بهتر بگویم سوءاستفاده می کنند از این اتفاق برای تخریب هر چه بیشتر شخص آقای احمدی نژاد استفاده کردند.
منتسب کردن مقالات یک سایت به دولت و کوبیدن دولت به هر نحو ممکن کار را به جایی رسانده که گویا مسئولیت همه این مسائل بر گردن شخص احمدی نژاد هست.
این اشخاص باید بدانند که تاریخ همه این حوادث را ثبت خواهد کرد و این اشخاص دو روی پست در پیشگاه تاریخ مسئول خواهند بود.
آقای توسلی رحلت کردند و خدایش بیامرزد ولی آقای احمدی نژاد مظلوم بود و مظلوم هست و مظلوم خواهد بود چرا که ما ترسیده ایم...ما نحمل هجوم ها و توهین ها و تخریب ها را نداریم ...احمدی نژاد تنهاست و تنها باید بماند . ما زود عرصه را خالی کردیم ...
حضرت روح الله: من باشم یا نباشم نگذارید نامحرمان بر انقلاب مسلط شوند.
ولی امروز عده ای دارند با انقلاب و به نام انقلاب سر فرزند برومند انقلاب را می برند.
لازم است که این جا مسئله ای را ذکر کنم( اگر چه ما عددی نیستیم که این حرف ها را بزنیم و کسی اصولا به حرف های ما گوش نمی دهد):
مطالب مندرج در این وبلاگ تماما نظرات و آراء شخصی اینجانب روح الله امین آبادی هست و هیچ ربطی به دولت آقای احمدی نژاد ندارد.
بنده نه به عنوان یک عضو عادی یا فعال بسیج و نه به عنوان تشکیلاتی بسیج بلکه با ارادت به ایدئولوژی آسمانی بسیج این مطالب را می نویسم و امیدوارم که خداوند نیز بنده را در لیست بسیجیان قرار دهد.
انشاءالله
