تبليغاتX
مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم بسیج جهانی
بسیج جهانی
ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

به یاد شهید بزرگ تاریخ اسلام شهید نواب صفوی

این روز ها سالگرد شهادت فدائیان اسلام و سردسته این بزرگان شهید نواب صفوی می باشد. شهید نواب صفوی در زمانی قیام کرد و بر سران کفر هجوم برد که هنوز مبارزه با رژیم استبداد در سطح وسیع شروع نشده بود و این بزرگواران با احساس مسئولیت عظیم و با کسب اجازه از علمای بزرگ دست به اقداماتی زدند که ضربات مهلکی را بر استعمار و حامیان استعمارگران در داخل زد .

یکی از این اقدامات اعدام انقلابی کسروی بود.

سیاست دشمنان در قرون متمادی بر این بوده که با ایجاد فرقه های جعلی و ایجاد دودستگی بین مسلمانان اهداف کثیف خود را در جهان اسلام به پیش برند.گاهی باب و بهاء علم می شدند و گاهی کسروی ها بزرگ می شدند و با ایجاد فرقه های جعلی تشویش در اذهان مومنین و مسلمانان می انداختند.

کسروی یکی از این فرقه سازان بود که سخن از ناکارآمدی دین اسلام در قرن ۲۰ و لزوم ایجاد یک دین جدید می زدکسروی خود را پیامبر این دین جدید می خواند و دین خودش را پاکدینی نام گذاشته بود کار کسروی آنقدر بالا گرفت که برای خود کتاب مقدسی !!! به نام ورجاوند بنیاد دست و پا کرد.کسروی به این نیز بسنده نکرد و در شرایطی که مردم ایران با استبداد داخلی و استعمارگران خارجی روبرو بودند به هجمه وسیعی به عقاید پاک مردم دست زد و با تالیف کتاب هایی نظیر شیعه گری و در پیرامون اسلام و ... به توهین به مقدسات شیعیان دست زد.

اوج برداشت کسروی از دین اسلام را می توان در این عقیده او خلاصه کرد که در کتاب "در پیرامون اسلام" آمده است ."اسلام وهابیت نزدیکترین اسلام به اسلام حقیقی است"!

کسروی در تالیفاتش در پاسخ به این سوال که آیا می خواهد فرقه ای به فرقه های موجود بیفزاید در حالی که یکی از مشکلات مسلمانانو بالاخص ایرانیان وجود فرق گوناگون و دودستگی و اختلاف موجو.د بین آن هاست می گوید من نمی خواهم فرقه ای را بر این فرق بیفزایم بلکه میخواهم همه فرقه ها و دین ها را از بین ببرم و تنها یک دین و آن هم پاکدینی را در ایران به وجود آورم. با این اوصاف کسروی خود را پیامبر دین جدید می دانست ولی در این راه با مشکلات زیادی روبرو بود یکی از این مشکلات این بود که او با ادعای پیامبری که کرده بود در مقابل مردم که از او طلب معجزه می کردند درمانده شده بود و می گفت اصولا پیامبران معجزه ندارند و من هم به تبع آنان معجزه ندارم کسروی به فرموده امام (رض)چون نتوانست خود را بالا بکشد مجبور شد بقیه اولیاءالهی را پائین بکشد تا هم سطح خود گرداند !

دومین مشکل کسروی مشکل او با روحانیت آگاه بود که به مقابله با دروغ پردازی های او پرداخته بودند.

کسروی برخلاف آنکه میخواست از خود چهره ای روشنفکر نشان دهد انسانی شدیدا متحجر وواپس گرا بود چنان که سعید نفیسی یکی از دوستان کسروی در مورد روحیه استبدادی کسروی می گوید:

"[کسروی]گاهی سخت در اشتباه بود  چون مرد افراطی و مستبد به رای بود در این اشتباه پافشاری می کرد و مطلقا برای پی بردن به دلیل مخالف آماده نبود "نوشته ها و سخنان کسروی چنان تند و افراطی بود که حتی دوستان او را آشفته کرده بود چنان چه نفیسی می گوید :"آنچه کسروی در باره سعدی و حافظ و تصوف و تشیع گفت نه تنها به نفع ایران نبود بلکه صراحتا بگویم مغرضانه بود"

کسروی علوه بر این که انسان مغرضی بود اصلا تحمل افکار مخالف خویش را نداشت چنان که اگر از کسی نظر مخالفی میشنید یا او را می کوبید و مورد تمسخر قرار می داد و اگر از مسخره طرفی بر نمی بست به تهدید او می پرداخت و با میلیشیایی که تدارک دیده بود مخالفین را تهدید به مرگ می کرد و هنگامی که از همه این ها فایده ای نمی دید به دادگاه و عدلیه ای که خود زمانی از بزرگان آن بود پناه می برد.

کسروی برخلاف کسانی که میخواهند از او چهره ای روشنفکر به تصویر بکشند اصلا با روشنفکری و آزادی خواهی و مهمتر از آن ها با آزادگی رابطه ای نداشت.کسروی چنان در افکار باطل خود تعصب می ورزید و چنان از دیدن افکار مخالف خویش نگران و خشمگین می شد که مراسمی به نام کتاب سوزان ایجاد کرده بود و در این مراسم کتاب هایی از جمله دیوان شعرایی چون حافظ و سعدی و مولوی و نیز کتب ادعیه از جمله مفاتیح الجنان و مهمتر از همه قرآن مجید را به آتش می کشید.اگر چه موج مخالفت ها با این اقدام کسروی در سوزاندن قران او را به عقب نشینی واداشت و این اقدام خود را [سوزاندن آیات قران]تکذیب کرد ولی این واضح بود که او با سوزاندن مفاتیح الجنان که در آن تعداد زیادی از آیات قران موجود بود به این اقدام کثیف دست زده است.

هیچ چیز در تاریخ تفکر بشر کثیف تر و ننگین تر از سوزاندن کتاب نیست که کسروی بدان اقدام کرد.

کسانی که می خواهند از کسروی چهره ای روشنفکر به نمایش بگذارند باید امور زیادی را لحاظ کنند.پرداختن به کسروی و اندیشه های او فرصت زیادی می طلبد که انشاءالله در یک فرصت مناسب به آن خواهم پرداخت .

ولی این جا لازم است که به اقدام شجاعانه شهید بزرگوار تاریخ اسلام شهید نواب صفوی بپردازیم .

این شهید بزرگوار که دانسته بود دشمنان می خواهند با ایجاد فرقه های جعلی به اختلافات مسلمین دامن بزنند و آن را گسترش دهند ابتدا راه های مسالمت آمیز را امتحان کرد و به بحث با کسروی پرداخت ولی کسروی با تهدید او به مرگ همه راه ها را بست . شهید نواب به همراه علمای بزرگی مانند حاج سراج انصاری صاحب کتاب ارزشمند"شیعه چه میگوید؟"با تالیف کتاب ها و انتشار روزنامه ها و مجلات دست به افشاگری بر علیه این جرثومه فساد زدند ولی کسروی با حمایت های وسیع مالی که خود نیز آن را کتمان نمی کرد هر روز مجله ای جدید و جزوه ای تازه بیرون می داد.کسروی که کمر به آشوب و بلوا در ایران اسلامی بسته بود به سخن هیچ ناصحی گوش نمی داد و به اهانت به ائمه اطها و علمای بزرگ اسلام می پرداخت و در این راه هیچ حد و مرزی برای خود قائل نبود تا این که شهید نواب با اجازه علمای بزرگی چون آیه الله امینی[صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر] آیه الله مدنی و آیه الله طالقانی به اعدام انقلابی کسروی دست زد.

و بعد از این که فدائیان اسلام از جمله شهید واحدی که در این اعدام انقلابی دست داشت دستگیر شدند با حمایت وسیع علما و مردم دیندار از زندان آزاد شدند.

روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.

ارسال در تاريخ یکشنبه 30 دی1386 توسط روح الله امین آبادی

لزوم نظارت خارجی بر انتخابات مجلس و سایر انتخابات صورت گرفته در ایران مبحثی بوده که همه ساله و در هر انتخاباتی عده ای خواستار آن شده اندبدون آنکه به معنی واقعی آن توجه کنند .عده ای با توسل به قوانین بین المللی می خواهند این نظارت را جایز و حتی لازم برشمرند و عده ای نیز چنان از دوستان ناامید شده اند که دست به دامان دشمنان شده اند.

مسئله انتخابات در هر کشوری یک مسئله داخلی است و مسائل داخلی یک کشور طبق تاکید منشور ملل متحد از دخالت سایر کشورها و حتی منشور و سازمان ملل متحد مصون می باشد.بند ۷ ماده ۲ منشور ملل متحد اظهار می دارد:

"هیچ یک از مقررات مندرج در این منشور ملل متحد را مجاز نمی دارد در اموری که ذاتا جزء صلاحیت داخلی هر کشوری است دخالت نماید و اعضاء را نیز ملزم نمی کند که چنین موضوعاتی را تابع مقررات منشور قرار دهند"

به نظر این حقیر این بند از منشور برای رد اظهارات مدعیان کفایت می کند .

کسانی که به این حربه متوسل شده اند نمی دانند (و یا آگاهانه دنبال آن هستند) که دخالت خارجی در انتخابات مجلس و در مسائلی که مربوط به امور داخلی کشور می باشد دخالت در سایر ارکان و مقررات داخلی کشور و امت اسلامی را در پی خواهد داشت و ملتی که با اهداء خون هزاران هزار شهید توانسته از  چنگال استعمار و استثمار رهایی یابد دوباره به آغوش استعمارگران قدیم و جدید بر خواهد گشت .

کسانی که همیشه از این دم زده اند که ملت ایران نیاز به قیم ندارد و خواسته اند با این حرف رکن رکین ولایت فقیه را رد کنند اینک برای فرار از ولایت الهی به قیمومیت خارجی متوسل گشته اند . سخنان این دسته انسان را به یاد یک حادثه تلخ تاریخی می اندازد که در کتب تاریخی نقل شده است:

یکی از بزرگانی که با بهانه های واهی از بیعت با امیر المومنین علی (ع) سر باز زده بود از جمله این که حجت شرعی را برای بیعت با آن حضرت پیدا نکرده است در زمان حجاج ابن یوسف که خونریزی هایش در تاریخ ثبت شده است از ترس برخورد حجاج شبانه به قصر حجاج رفت و خواست تا با او برای خلیفه بیعت کند حجاج که مشغول شراب خواری بود برای تحقیر این شخص پایش را به سمت او دراز کرد و گفت چون دستم بند است تو بیا با پایم بیعت کن. آن شخص با پای حجاج بیعت کرد و شادمان از قصر حجاج خارج گشت...!

آری کسانی که با دستان پر مهر و عطوفت علی (ع) بیعت نکنند روزی مجبور خواهند شد با پای حجاج بیعت کنند کسی که به ولایت الهی تسلیم نشود روزی مجبور خواهد شد که به ولایت شیطان تن در دهد.

ارسال در تاريخ یکشنبه 23 دی1386 توسط روح الله امین آبادی

چند روزی است که مقام معظم رهبری در استان یزد به سر می برند. فرمایشات ایشان در این سفر دل دوستان را شاد و دشمنان را مایوس کرد.

بیانات حضرت آقا چنان بدیع و حاوی نکات تازه ای بود که حیف می دانم که به صورت تیتر وار به آن ها اشاره ای نکنم.

لزوم اعتماد به نفس ملی بین آحاد ملت ایران

حمایت شدید از سفر های استانی دولت نهم

اعلام این که ارتباط با آمریکا تا زمانی که وضعیت به این نحو است به نفع ایران اسلامی نیست.

اعلام این که تهدید نظامی نسبت به قبل ضعیف تر است و دشمنی آمریکا با ایران اسلامی ربطی به سخنان اصولی رئیس جمهور ندارد.

حمایت از سیاسیت های دولت نهم به خصوص در زمینه سیاست خارجی.

اشاره به این که در دولت پیشین در زمینه انرژی هسته ای عقب نشینی های زیادی صورت گرفت به صورتی که ایشان مداخله کردند.

و...

سخنان مقام معظم رهبری بعد آنی صورت گرفت که عده ای طی یک نامه شدیدا منفعلانه سیاست تعلیق در برابر تعلیق را مطرح کردند و نیز عده ای در سایت های خبری از جمله تابناک سخن از عدم حمایت رهبری از دولت نهم زدند.

سخنان مقام معظم رهبری تیر خلاصی بود بر توهمات عده ای که رویای عدم حمایت رهبر عزیز انقلاب را از سیاست های اصولی و انقلابی رئیس جمهور را در سر می پروراندند.

دیشب نیز بعد از نماز مغرب و عشاءسرکار خانم فاطمه رجبی طی سخنانی در مسجد فردانش جوادیه به دست آورد های دولت نهم پرداختند و چالش های روبروی دولت را تبیین کردند.

در شرایطی که خفقان و وحشت ایجاد شده از سوی مدعیان آزادی بیان و روند آزاد اطلاعات همه را دچار نوعی محافظه کاری کرده است به گونه ای که اکثریت روزنامه های چپی و راستی از پخش سخنان کامل رهبری ابا کرده اند خانم رجبی با شجاعتی مثال زدنی با نصب العین قرار دادن فرمایشات مقام عظمای ولایت در حمایت از دولت به این مهم پرداخته اند.

روزنامه ها و مطبوعات با حربه های کثیف تبلیغاتی به تحریف لفظی و معنوی  فرمایشات رهبری دست زده اند.به صورتی که یا مثل روزنامه اعتماد ملی با تیتری عجیب  اصل فرمایشات آقا را تحت الشعاع قرار داده اند و یا مثل روزنامه دولتی ایران ! اصلا زحمت پرداختن به فرمایشات ایشان را به خود راه نداده اند و یا مثل روزنامه کیهان به تیتری پاستوریزه از فرمایشات آقا قناعت کرده اند.

تا زمانی که وضعیت بدین گونه است لزوم وجود یک روزنامه و مطبوعات واقعا اصولگرا در عرصه مطبوعاتی کشور به شدت احساس می شود.

ارسال در تاريخ شنبه 15 دی1386 توسط روح الله امین آبادی

امروز که به اخبار گوش می کردم شنیدم که دولت ایران با دولت لیبی قرار دادهای اقتصادی بسته است .در مورد این خبر باید نکاتی را خاطر نشان کرد:

اگر چه ارتباط برقرار کردن با دول اسلامی طبق سیاست اصولی دولت جمهوری اسلامی مبنی بر انسجام اسلامی امری پسندیده و واجب می باشد ولی این مسئله بدون حل شدن مسئله امام موسی صدر امری محال و نشدنی است. به عبارت دیگر حل مشکلات جمهوری اسلامی با سایر دول به ظاهر اسلامی منوط به روشن شدن پاره ای از مسایل مهم است که مسئله امام موسی صدر یکی از این مسایل است.

انسجام و اتحاد با برادران مسلمان در اقصی نقاط جهان یک مسئله است و انسجام با سران این دول یک مسئله ای دیگر. اگر چه در شرایط حاضر جهان اسلام ظرفیت قیام و یک انقلاب بزرگ را در داخل خویش علی الظاهر ندارد زیرادشمنان اسلام از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل منتظر یک جنگ داخلی هستند که از این جنگ به نفع خویش و نابودی کامل اسلام استفاده کنند ولی نابودی سران شکم پرست کشورهای اسلامی و روی کارآمدن دولت های مردمی که طبق اصول اسلامی سرکار آمده باشند امری است که آرزوی همه مسلمانان آزاده می باشد.

مولای متققیان نمونه ای مثال زدنی است برای کوشش در راه انسجام اسلامی. با وجود این که حق مسلم حضرت علی در امامت جامعه اسلامی در سقیفه بنی ساعده نادیده گرفته شد ولی آن حضرت برای حفظ اصل اسلام دست به شمشیر نبرد ولی سکوت هم نکرد.حضرت علی (ع)در مدت بیست و پنج سالی که بشریت از حکومت عدل ایشان محروم بودند و به گفته یکی از بزرگان حق بشریت از حکومت علی و خانواده عصمت و طهارت غصب شده بود از هر فرصتی برای اعتراض به حکومت های ظلم و جور استفاده کردند و حاکمان وقت را از نصایح خویش محروم ننمودند.

ولی وقتی آن حضرت بعد از بیست و پنج سال خلافت ظاهری را به عهده گرفتند چشم فتنه را حتی به قیمت  سه جنگ داخلی در داخل جهان اسلام کور کردند .

جهان اسلام و ملل تشنه عدالت منتظر لحظه ای هستند که این فرصت فراهم شود و مانند ایران انقلابی خود را از چنگال این حاکمان شکم پرست خلاص کنند. 

دولت جمهوری اسلامی موظف است که در مسئله امام موسی صدر با دولت لیبی و شخص معمر قذافی (لعنه الله علیه)اتمام حجت کند و بنا به فرموده مقام معظم رهبری حتی اگر ضروری باشد و این مسئله به نتیجه نرسد با دولت لیبی قطع رابطه کند.

انقلاب اسلامی ایران هیچ نقطه اشتراکی با انقلاب سوسیالیستی به ظاهر اسلامی لیبی ندارد.فرق اسلام معمر قذافی با اسلام ناب محمدی و اسلامی که از لب های مبارک حضرت روح الله معرفی شد مثل فرق اسلام ابوسفیان و معاویه با اسلام مولای متقیان امام علی (ع)است. 

حضرت امام خمینی (رض) در مورد حاکمان بیدرد جوامع اسلامی و نیز جنگی که ایران انقلابی در پیش رو دارد می فرمایند:

"...جنگ امروز ما جنگ با عراق و اسرائیل نیست.جنگ ما جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست.جنگ ما جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست .جنگ ما جنگ با ابرقدرت های شرق و غرب نیست جنگ ما جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری های دنیای سرمایه داری و کمونیزم جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانی های مرفهین و حاکمان بی درد کشورهای اسلامی است.این جنگ سلاح نمی شناسد این جنگ محصور در مرز و بوم نیست این جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمی داند.این جنگ جنگ اعتقاد است جنگ ارزش های انقلابی علیه دنیای کثیف زر و زور و پول و خوشگذرانی است.جنگ ما جنگ قداست عزت و شرف و استقامت علیه نامردمیهاست..."

ارسال در تاريخ پنجشنبه 6 دی1386 توسط روح الله امین آبادی

نمایندگان مجلس ششم در اتمام دوره نمایندگیشان خطاب به آیه الله العظمی خامنه ای:

"اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیز راحل روبرو شد."(۱)

بیانیه فعالین سیاسی! در سال ۱۳۸۶:

«حکومت و ملت ایران نیز باید از فرصت فراهم شده، استفاده کرده و با ارسال  پیام های روشن و گام های عملی، پس از آن دائر بر پذیرش سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" زمینه را برای تحکیم صلح در ایران و منطقه و جهان فراهم آوردند»!(۲)

                                                  ****                                                     

خطبه ۲۷ نهج البلاغه در تشویق به جهاد :

اما بعد . جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند بر روى بندگان خاص خود گشوده است . جهاد جامه پرهيزگارى و جوشن استوار خدايى و سپر ستبر اوست . هر كه آن را ناخوش دارد و از آن رخ برتابد ، خداوند جامه خوارى و زبونى بر او پوشاند و محنت و بلايش در ميان گيرد و دلش را در پرده دارد و به كيفر آنكه از جهاد تن زده است از حق دور افتد و كارش به مذلت كشد و از عدالت بى‏بهره ماند .

شب و روز ، در نهان و آشكارا ، شما را به نبرد با اين قوم فرا خواندم و گفتم كه پيش از آنكه سپاه بر سرتان كشند ، بر آنها بتازيد . به خدا سوگند ، به هيچ قومى در خانه‏هايشان تاخت نياوردند . مگر آنكه زبون خصم گشتند . شما نيز آن قدر از كارزار سر بر تافتيد و كار را به گردن يكديگر انداختيد و يكديگر را نصرت نداديد ، تا هرچه داشتيد به باد يغما رفت و سرزمينتان جولانگاه دشمنانتان گرديد .

...اى شگفتا ، به خدا سوگند ، كه همدست بودن اين قوم با يكديگر با آنكه بر باطل‏اند و جدايى شما از يكديگر با آنكه بر حقيد دل را مى‏ميراند و اندوه را بر آدمى چيره مى‏سازد .

وقتى مى‏نگرم كه شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى‏دهند و از جاى نمى‏جنبيد ، بر شما مى‏تازند و شما براى پيكار دست فرا نمى‏كنيد ، مى‏گويم ، كه اى قباحت و ذلت نصيبتان باد خدا را معصيت مى‏كنند و شما بدان خشنوديد . چون در گرماى تابستان به كارزارتان فراخوانم ، مى‏گوييد كه در اين گرماى سخت چه جاى نبرد است ، مهلتمان ده تا گرما فروكش كند و ، چون در سرماى زمستان به كارزارتان فراخوانم ، مى‏گوييد كه در اين سورت سرما ، چه جاى نبرد است ؟ مهلتمان ده تا سورت سرما بشكند . اين همه كه از سرما و گرما مى‏گريزيد به خدا قسم از شمشير گريزانتريد .

اى به صورت مردان عارى از مردانگى ، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده ، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى‏شناختمتان . اين آشنايى براى من ، به خدا سوگند ، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره‏اى نداشت . مرگ بر شما باد ، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينه‏ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه‏ام را تباه ساختيد .(۳)

                                                 ****                                                         

قسمتی از نامه پذیرش قطعنامه از سوی امام:

"من به صراحت اعلام می کنم که ملی گراها اگر بودند به راحتی در مشکلات و سختی ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می کردند و برای این که خود را از فشار روزمره سیاسی برهانند همه کاسه های صبر و مقاومت را یکی یکی می شکستند و به همه میثاق ها و تعهدات ملی میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند.کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند"(۴)

                                                 ****             

بیانات آقا در دیدار با نمایندگان مجلس ششم در خرداد ماه ۱۳۸۲ :

"چون تلاش جريانهاى سياسىِ ضدّ جمهورى اسلامى و ضدّ اين حركت عظيم اسلامىِ ملت ايران و ملتهاى منطقه - اين جريان تبليغاتىِ عظيمى كه امروز به راه انداخته‏اند - در جهت ايجاد تلاطم - هم تلاطمهاى اجتماعى و هم تلاطم روحى - است؛ يعنى دلها را مضطرب كردن، نگران و ترسان كردن كه امروز سياست كلّى امپراتورى خبرى در دنيا اين است و تازگى هم ندارد - نه نسبت به ما در اين بيست و چند سال و نه نسبت به جريان حق در طول تاريخ اسلام از اوّل تا امروز - لذا ملاحظه مى‏كنيد يكى از مطالبى كه در قرآن روى آن به‏عنوان يك موضوعِ منفى تكيه شده، «مرجفون» است؛ يعنى همان كسانى كه سعى مى‏كنند دلها را مضطرب، پريشان و ملتهب كنند و دلهره ايجاد نمايند. آن‏روز اين آيه شريفه را براى دوستان ديگرى كه اين‏جا بودند، خواندم: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فأخشوهم». در مدينه پيغمبر جنجال درست مى‏كردند كه: «جمع شده‏اند و مى‏خواهند پدرتان را دربياورند! از بين رفتيد، نابود شديد؛ تمام شد». آيه قرآن نازل شد كه وقتى ياوه‏گويان و هرزه‏گويان و ضعيفان چنين فضايى را ايجاد مى‏كنند و اين ميكروب و ويروس خطرناك ترس را در فضا مى‏پراكنند، مؤمنان كسانى هستند كه «فزادهم ايمانا»؛ ايمانشان بيشتر مى‏شود. «و قالوا حسبنااللَّه و نعم الوكيل». اين «حسبنااللَّه و نعم الوكيل» متعلّق به اين‏جاست. يعنى در مواجهه با تلاطمى كه دشمن مى‏خواهد به‏وسيله امواج تبليغاتى و روانى خود ايجاد كند، آرامش دارند. همان «سكينه» است: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خداى متعال آرامش به دلهاى مؤمنين داد: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ براى اين‏كه ايمانشان هم تقويت شود. واقع قضيه هم همين است.(۵)

"...بايد هوشيار بود. نبايد در نيروى دشمن مبالغه كرد و نبايد هم دشمنى و كيد او را ناديده گرفت؛ بايد مراقب بود. اميرالمؤمنين فرمود: «واللَّه لا اكون كالضّبع تنام على طول اللدم». معروف است بين عربها كه كفتار را وقتى مى‏خواهند صيد كنند، پايكوبى مى‏كنند و آهنگى مى‏خوانند كه خواب‏آور است. كفتار را با آهنگى در لانه‏اش مى‏خوابانند و وقتى خوابيد، به سراغش مى‏روند. حضرت اميرالمؤمنين مى‏فرمايد: «واللَّه لا اكون كالضّبع» من آن كفتارى نيستم كه مرا با پايكوبى آوازه خوانى بخوابانند و هر كار مى‏خواهند، بكنند."(۶)

                                                         ****    

حضراتی که از جانب ملت شجاع ایران چنین نامه های ذلیلانه ای را امضاء و منتشر می کنند شایستگی یدک کشیدن اسم مرد به دنبال خویش را ندارند.

اسم این خائنین در صحیفه حافظه ملت ثبت شده است و انشاءالله ملت ایران دروقت مقتضی انتقام خویش را از این خائنین خواهد ستاند.

 

۱ - نامه ۱۲۷ نفر از نمایندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبری ،اردیبهشت ۱۳۸۲

۲ -بیانیه گروهی از فعالان سیاسی ،مطبوعاتی در همسویی کامل با کشور های آمریکایی در جهت تعلیق غنی سازی (دی ماه ۱۳۸۶ ).

 اسامی این خائنان در حافظه ملت فهیم ایران ثبت شده است.

3 – نهج البلاغه خطبه 27

4 -امام خمینی (رض)-نامه پذیرش قطعنامه سال ۱۳۶۷

5 – بیانات مقام معظم رهبری ،خرداد ماه ۱۳۸۲ درست یک هفته بعد از نامه 127 نماینده در خطاب به ایشان

6- همان

ارسال در تاريخ دوشنبه 3 دی1386 توسط روح الله امین آبادی

حکم

زمان : ۲ مرداد ۱۳۶۷ / ۹ ذی الحجه ۱۴۰۸

مکان : تهران جماران

موضوع : تشکیل دادگاه ویژه تخلفات جنگ

مخاطب: رازینی علی رئیس سازمن قضایی نیروهای مسلح

                              بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجه الاسلام آقای رازینی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح

جنابعالی موظف می باشید

۱ - دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمائید.

۲ - هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می باشد مجازات آن اعدام است.

والسلام

روح الله الموسوی الخمینی

نکات :

۱ - ما که از تشکیل این دادگاه و محکومین احتمالی خبری نداریم.اگر کسی خبری دارد ما را نیز مطلع کند.

۲ -از نظر حضرت امام حکم کسی که اقداماتش موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارات جانی بوده و یا می باشد اعدام می باشد.

این خود می تواند معیاری در دست رهپویان باشد. 

۳ -حضرت امام به آقای رازینی متذکر شده اند که مجاز به اجرای قوانین دست و پاگیر نیستند .قابل توجه کسانی که اقدام علیه بعضی مفسدین را خلاف بعضی قوانین می دانند.

۴ -کسانی که می گویند این نامه در شرایط جنگی بوده باید توجه کنند که این حکم تقریبا یک هفته بعد از پذیرش قطعنامه نوشته شده است واین یعنی بعد از اتمام جنگ.

ونیز قرینه ای در نامه موجود نیست که این حکم مختص شرایط ویژه است.

اگر چه گویا این حکم در آن شرایط و علیرغم حکم امام (رض)نیز اجرا نشده است.

اگر کسی از اجرای آن اطلاعی دارد بدون تعارف ما را نیز مطلع سازد.

۵ - نامه هایی از این دست در صحیفه نور فراوانند از جمله نامه شدیداللحن امام به آقای موسوی اردبیلی در مورد توهین به حضرت زهرا (سلام الله علیها)در صدای جمهوری اسلامی ! که در این نامه امام حکم کسی که عمدا این خلاف را مرتکب شده اند اعدام اعلام نموده اند.

۶ -عده ای می خواهند یک تصویر پاستوریزه از امام به مردم و نسل جدید ارائه دهند که بله نمازش اول وقت بوده نماز شب میخونده خیلی به خانواده احترام میگذاشته مخالف شاه بوده و ...ولی اشاره نمی کنند تا مردم بدانند فرق این امامی که آنان به مردم معرفی می کنند با سایر علما چه بوده است.

۷ - کسانی که می خواهند یک تصویر اجمالی از امام داشته باشند می توانند مجموعه سخنرانی ها و پیام ها و نامه ها ی امام خمینی (رض) که در صحیفه نور تدوین شده است را بخوانند.(کسانی که فرصت کافی ندارند ! می توانند جلد۲۱ صحیفه نور که عمدتا پیام ها و نامه هه و اندک سخنرانی های امام در سال آخر عمر شریفشان بوده است را بخوانند.)

و

بیائید کسی را که اینقدر به او مدیونیم را بیشتر بشناسیم.

ارسال در تاريخ یکشنبه 2 دی1386 توسط روح الله امین آبادی
قالب وبلاگ