چند روز پیش که مصاحبه مرعشی را با خبرگذاری فارس مطالعه کردم تعجب کردم که یک انسان تا چه اندازه می تواند بنده هوی و هوس های شیطانی خویش بشود که اینگونه پشت به همه چیز از جمله انسانیت و شرافت و جوانمردی بکند.
عده ای که لب لباب انتقاداتشان به دولت نهم این بوده که زحمات همه دولت های پیشین را نفی می کنند ! امروز خود همه زحمات دولت نهم برای ارتقای موقعیت ایران و ایرانی را نفی می کنند.

البته انسانی که پایبند به هیچ یک از موازین اخلاقی نیست به راحتی می تواند هر چیزی که می خواهد بگوید.
سنگ انداختن به سمت خورشید هیچ ضرری به خورشید نخواهد داشت بلکه سنگ به سر پرتاب کننده خواهد خورد.

دشمنی با بزرگان رسم و مرام امثال مرعشی است .
آن هنگامی که اصغرزاده برعلیه خدا تظاهرات به راه می انداخت آن روزی که محمدرضاخاتمی امام زمان (عج)را استیضاح می کرد و امروز که اعلمی برای عقده گشایی از دولت خدمتگذار نهم سخن از انتقاد به دولت امام حسین (ع)می زند و در همه این حالات همه می دانستند که این اشخاص درد ملت را ندارند.
این ها با سرکار آمدن دولت نهم منافع نامشروع خویش را در خطر می بینند.
عمق کینه مرعشی نسبت به آقای احمدی نژاد را می توان در جای جای مصاحبه دید.
خواندن قسمت هایی از مصاحبه مرعشی برای شناختن مرعشی و امثال مرعشی کفایت می کند:
"فرضمان اين بود كه به طور قطع هاشمي نفر اول ميشود البته فكر نميكرديم احمدينژاد به دور دوم بيايد."
"آقاي احمدينژاد هيچ خدمتي به ايران نكرد. "
"پروسه انرژي هستهاي خارج از تصميمات شخصي احمدينژاد است. "
"خوب معلوم نبود بازنده شويم فكر نميكرديم مردم ايران اين همه بدشانس باشند. "
آقای مرعشی احتمال نمی دادند که احمدی نژاد به دور دوم انتخابات برسد!
ایشان احتمال نمی دادند که مردم ایران بدشانس باشند!
ایشان در عین حالی که می گویند پروسه هسته ای خارج از تصمیمات شخصی احمدی نژاد هست به سیاست های هسته ای دولت انتقاد دارند!
![]() |
آقای مرعشی احتمال نمی دادند که خداوند این گونه بینی آن ها را به خاک بمالد.
از این جهت بود که به نماینگی آقای هاشمی در صدا و سیمای ضرغامی ! به آقای احمدی نزاد توهین کردند .
امت حزب الله از آن زمان این شخص را می شناسد که مرعشی و امثال مرعشی در حزب کارگزاران برای له کردن مردم مستضعف زیر چرخ های توسعه برنامه ریزی می کردند.
مرعشی می گوید احمدی نژاد هیچ خدمتی به ایران نکرد!
ایشان نباید بگویند که احمدی نژاد خدمتی به ایران و ایرانی کرده است یانه .
مرفهین بیدرد درد مظلومین و مستضعفینی را نمی فهمند .
صاحبان اصلی انقلاب هستند که خدمتکار را از خائن می شناسند نه مدعیان انقلاب!

ایشان باید بدانند که احمدی نژاد هیچ کاری هم نکرده باشد بر خیانت دزدان اشارت کرده است.
احمدی نژاد نشان داد که می شود و ما میتوانیم در مقابل دزدان و غارتگران داخلی و بین المللی بایستیم.
احمدی نژاد نشان داد که می شود شاگرد خمینی کبیر و پیرو خامنه ای عزیز بود و فقط از خدا ترسید و نه از هر قلدر داخلی و خارجی دیگر.
احمدی نژاد نشان داد که می شود ساده زندگی کرد و زندگیدر کاخ های سلطنتی را به بهانه عزت ایران و ایرانی توجیه نکرد!

احمدی نژاد نشان داد که رئیس جمهور می تواند و باید که بتواند با مردم کشور خود آزادانه صحبت کند و مردم درد دل های خویش را به رئیس جمهورشان بگویند.
احمدی نژاد نشان داد که جنگ احزاب واقعی است آن هنگامی که همه و همه منافع خویش را در ضدیت با حق می بینند و اختلافات ظاهری را بین خود حل می کنند و متحد می شوند ولی آنان نمی دانند که
مکروا و مکر الله والله خیرالماکرین.
آیا دموکراسی با سلطنت سازگار است؟
امروز که مشغول گشت در اینترنت بودم به یک وبلاگ سلطنت طلب برخوردم که نویسنده وبلاگ خواهان برگشت نظام سلطنتی به کشور بود و به قول خودش در این راه مبارزه می کرد.
حال کار نداریم که آیا نظام سلطنتی در این کشور قابل برگشت هست یانیست .بلکه مسئله شگفت اینجاست که این آقای سلطنت طلب می فرمایند که ما خواهان دموکراسی نیز هستیم!
بنده از این آقا در قسمت پیام های وبلاگ سوالی را پرسیدم مبنی بر این که :
"سلام دوست عزیز
یک سوالی از شما دارم.البته چون نتوانستم برای این سوالم جواب پیدا کنم این سوال را از شما می خواهم بپرسم.
ربط بین دموکراسی و سلطنت رو اگه برای بنده تونستید بیان کنید خوشحال میشم.
ممنون"
این آقا نیز در جواب سوال بنده یک مطلبی در وبلاگشان قرار داده اند مبنی بر این که سلطنت با دموکراسی سازگار است چنان که کمونیست با دموکراسی می تواند سازگار باشد و ...
"حکومت مردمی یا همان دموکراسی در هر کشوری با هر نوع سیاستی قابل اجراست و هیچ ربطی به سلطنتی بودن یا نبودن کشورها ندارد."
ایشان همچنین یک تعریفی از دموکراسی ارائه داده اند به این مضمون:
"دموکراسی لغتی فرانسوی و به معنی حکومت مردمی است."
ایشان همچنین با ارائه آمار های سازمان ملل می گویند:
"طبق امارهای سازمان ملل کشورهای پاکیزه ی جهان ، کشورهای امن و ارام جهان ، کشورهای پیشرفته ی جهان ، و در کل بهترین کشورهای جهان نام برده می شوند. که همواره چندین کشور اول همگی سلطنتی میباشند."
ایشان وعده داده اند که در پست بعدی بفرمایند که چرا نباید جمهوری به ایران بیاید! به نظر ایشان دموکراسی همیشه به این معنی نیست که نظام سیاسی یک کشور جمهوری باشد.
در مورد نظرات این دوست عزیزمان باید مطالبی را خاطرنشان کرد:
الف ـ دموکراسی چون بسیاری دیگر از مفاهیم، تعریفی پیچیده دارد، بنابراین، تعریف هر کس از دموکراسی می تواند نوع نگرش او را آشکار سازد؛ «لیپست »در مورد دموکراسی معتقد است: «تعریف مفهوم پیچیده ای چون دموکراسی ناگزیر مبنایی فرهنگی دارد؛ بدیهی است که نگرش یک طرفدار اتحادیه کارگری در اروپای مرکزی با نگرش یک دهقان اهل جنوب صحرای آفریقا، که درآمدی بخور و نمیر دارد، فرق می کند. این تعاریف به تاریخ هم وابسته اند؛ مثلاً، شهروندان کشورهایی که پس از 1945 از دل استعمار برآمده اند تصور و شناختی از دموکراسی دارند که با تصور و شناخت شهروندان کشورهای قدیمی فرق می کند و تعریف هر شخص از دموکراسی از عوامل متعدد دیگری نیز تأثیر می پذیرد«
چنان چه می بینیم تصور مردم از دموکراسی به عواملی زیاد بستگی دارد که این جا مجال گفتگو از این عوامل نیست. ولی به این اندازه کفایت می کنیم که کشورهایی که خود مهد دمکراسی می باشند از جمله فرانسه و انگلیس تعریفی از دمکراسی دارند که با تعریف کشورهای جهان سومی متفاوت هست
کشور های زیادی به قول این دوست سلطنت طلب ما اسم جمهوری و حتی جمهوری دموکراتیک را بر روی خود دارند ولی در عمل دیکتاتوری هستند مثل کشور جمهوری عراق سابق که رئیس جمهورش یک دیکتاتور خون آشام به اسم صدام بود
البته این دوست ما نیز اشاره کرده اند که اسم جمهوری برای یک کشور آزادی و دمکراسی نمی آوردکه این را ما نیز قبول داریم.ولی باید ببینیم که آیا نظام سلطنتی با دموکراسی سازگار هست یا نه؟
اگر ماا تعریفی که از سلطنت داریم این باشد که شاه نماینده سنت های یک کشور باشد ودخالتی در امور کشور نداشته باشد این با هر امری و با هر نظام سیاسی سازگار است. چنان چه نظام سیاسی انگلیس سلطنتی است ولی تصمیم گیرنده در امور داخلی و خارجی این کشور و کشور های مشابه مثل ژاپن و دانمارک و اتریش و ... شاه یا ملکه نیست . بلکه آن نهاد هایی هستند که مردم آن ها را در راس امور قرار داده اند چه به صورت مستقیم و جمهوری و یا به صورت غیر مستقیم و دمکراسی پارلمانی.
در این کشورها سلطنت نماینده کشور در صحنه جهانی نیست بلکه نماینده سنت ها ی کهن یک ملت می باشد که این ملل برای احترام به سنت های دیرین خود آن را حفظ کرده اند.
تعریف سلطنت در این کشور ها با تعریف سلطنت مشروطه نیز سازگار نیست. زیرا در سلطنت مشروطه نیز شاه از حداقل اختیارات برخوردار است.
رژیم سلطنتی پهلوی در ایران نشانگر یک رژیم توتالیتر و ضد مردمی و یک سلطنت مطلقه استبدادی بود اگر چه اسم مشروطه را به دنبال خود به یدک می کشید.
چنان چه بعد از شروع مبارزات ملت مسلمان ایران شاه مخلوع از سر استیصال در سال 1356 گفت که "من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.من پاسدار قانون اساسی و رژیم مشروطه سلطنتی خواهم بود و ..." ولی دیگر دیر شده بود و نمی شد بیشتر از این ملت ایران را فریب داد.
2 – این دوست ما گفته اند که "دموکراسی لغتی فرانسوی و به معنی حکومت مردمی است."
این مسئله نشان می دهد که این دوست سلطنت طلب ما از ابتدائیات نظام دمکراسی و از تعاریف و ریشه این واژه اطلاعی ندارند.
دموكراسي از واژه يوناني دموس ( يعني خلق ، مردم) و كراتوس ( يعني حاكميت، قدرت) مشتق است. دموكراسي يكي از انواع حاكميت بوده و وجه مشخص آن اعلام رسمي اصل تبعيت اقليت از اكثريت و به رسميت شناختن آزادي و حقوق مساوي افراد و شهروندان است.
پس چنان چه می بینیم دمکراسی واژه ای فرانسوی نیست بلکه یونانی است.
و این که دمکراسی حکومت مردمی است این نیز مورد پذیرش همه دانشمندان علوم سیاسی و جامعه شناسی نیست .از جمله کارل پوپر که می گوید:
«کارل پاپر» فيلسوف معاصر ميگويد دموکراسي هرگزحکومت مردم نبوده، و نه ميتواند باشد، و نه بايستي که باشد. اين خطرناک است به مردم و به ويژه به کودکان بياموزيم که دموکراسي به معني حکومت مردم است، يعني حکومت عموم، که حقيقت ندارد، و وقتي فرد از واقعیت مساله آگاه شود، احساس میکند فریب خورده است، و اين احساس ميتواند حتي به تروريسم بيانجامد.( کارل پاپر، درس های این قرن)
در واقع دموکراسی یعنی حکومت قانون و اجتناب از استبداد، اما حکومت قانون بدون نهادهاي قضاوت مردم دموکراسي نيست.بطور مثال با وجودآنکه هيتلر با رأي دموکراتيک اکثريت بقدرت رسيد، اما از لحظه اي که مهمترين نهاد قضاوت مردم در آلمان، يعني رايشتاگ را بست، به دموکراسي آلمان پايان داد.
در این نوشته به این اندازه بسنده می کنیم اما این دوست ما باید بدانند که با تعاریف ساده لوحانه از واژه ها و آموزه ها نمی توان به دموکراسی رسید!
3 – چنان چه می دانیم دموکراسی واژه و آموزه ای غربی است و تعریف هر آموزه ای را باید از فرهنگ برآمده از آن آموزه جست و جو کرد. ما چنان چه سوسیالیست اسلامی نداریم دموکراسی اسلامی هم نداریم. سلطنت دموکراتیک هم نمی توانیم داشته باشیم.
واژه دموکراسی را باید از لسان فرهنگی معنی کرد که این آموزه در آن رشد و نمو ÷یدا کرده است نه این که آرزوهایمان را بر دموکراسی تحمیل کنیم و معنی دلبخواه خود را بر دموکراسی بدهیم.
4 – دست آخر این که مقصود بنده از مطالب بالا این نیست که با حکومت دموکراسی موافق هستم بلکه نظر بنده این است که چنان چه دموکراسی اسلامی نداریم سلطنت دموکراتیک هم نداریم .
طبق فرموده حضرت روح الله نظام پیشنهادی اسلام همه محاسن نظام دموکراسی را دارد و از معایب آن به دور است. و ما نیز بر این نظرمان استدلال داریم.مقام معظم رهبری در مقابل آموزه دمکراسی بارها از واژه و آموزه مردم سالاری اسلامی استفاده کرده اند.
این آموزه به نظر ما همان نظام سیاسی مطلوبی است که اسلام خواهان آن است و در راس این نظام ولایت فقیه قرار دارد.
انشاءالله در یک فرصت مناسب به این مسئله نیز خواهیم پرداخت.
یک ماه می گذرد.
۲۴ آبان ماه.
دیر شده است و ما مثل همیشه فراموشکاریم.
همیشه دم از شهید و شهادت می زنیم ولی در پیچ و خم زندگی روزانه مان شهدا را فراموش کرده ایم.
۲۴ آبان ماه !
کمی به مغز هایتان فشار بیاورید!
شاید یادتان بیاید.
بنده که همین چند روز پیش بود که یادم آمد ای دل غافل دارد یک ماه از ۲۴ آبان می گذرد .
روز ۲۴ آبان سالروز شهادت شهید جهانی اسلام شهید مهدی ادواردو آنیلی می باشد.

شهید مهدی آنیلی از میلیاردها دلار ثروت خانوادگی گذشت و مسلمان شد. او ما بین دین و ثروت میلیاردی پدرش اسلام را برگزید و در این راه شهادت نصیبش شد.
به جرات می توانم بگویم که اکثر قریب به اتفاق مدعیان میراث داری شهدا سالگرد شهادت این شهید بزرگوار را فرموش کرده بودند.
برای عده ای چگوارا عزیز تر از شهدای جهانی اسلام است.
جبهه مقاومت جهانی !
چه اسم با مسمایی ...
ولی یک ماه دارد می گذرد ولی کسی از سربازان این جبهه مقاومت جهانی! در این باره که شهید مهدی آنیلی یکی از شهدای جهانی اسلام در مبارزه با کفر جهانی و صهیونیست های بی پدر و مادر می باشد سخنی نگفته است.
کنت لوکا گائتانی لوواتللی (پسر سلطان شراب ایتالیا) نیز که یکی از دوستان شهید مهدی آنیلی بود ۱۳ فروردین امسال شهد شیرین شهادت را نوشید.
این شهید بزرگوار نیز یکی از شهدای جهانی اسلام در مبارزه با کفر و شرک جهانی است.
بیائید نگذاریم شهدا در پیچ و خم زندگی روزانه مان فراموش شوند.
بیائید...
عزیزانی که می خواهند اطلاعاتی در مورد این دو شهید بزرگوار کسب کنند می توانند به سایت شهيد مهدی ادواردو آنيلی مراجعه کنند.
آقای اعلمی :از دولت امام حسين هم انتقاد مي كنم!
این جمله آقای اعلمی در جمع اصلاح طلبان استان زنجان ما را به یاد آقای اصغر زاده انداختند که زمانی گفته بودند حتی بر علیه خدا هم می شود تظاهرات کرد.
وقتی که آقای اصغر زاده بر علیه خدا تظاهرات راه می اندازد وقتی که آقای محمدرضا خاتمی امام زمان (عج)را استیضاح می کند بنده خدا اعلمی هم برای خود حقی قائل می شود که لااقل اگر دسترسی به خدا ندارد دولت امام حسین (ع)را استیضاح کند!
خبر فوق را می توانید هم در سایت رجا نیوزاعلمي: از دولت امام حسين هم انتقاد مي كنم! و هم در سایت تابناک (بازتاب سابق)انتقاد اعلمي: آمريكايي و اسرائيلي نيستم بخوانید.
البته بزرگان می گویند که بعضی هستند که قلم از آنان برداشته شده است و خدا آنان را حساب و کتاب نمی کند. زیرا این بنده های خدا خودشان نیز حساب کار خودشان را ندارند و صد البته که بر دیوانه حرجی نیست.
قصد ما از این نوشته این نیست که به نقد این سخن سخیف بپردازیم زیرا وقتی که یک مطلبی مورد نقد قرار می گیرد به آن مطلب جنبه علمی داده می شود در حالی که این گفته آقای اعلمی بیشتر به جوک شبیه است تا یک اظهار نظر سیاسی.
چندی پیش مطلبی در وبلاگ قرار دادم با عنوان تذکری به آقای اعلمی !
تعدادی از دوستان به این نوشته اعتراض کردند که شما تحمل یک انتقاد کوچک را ندارید و ...از جمله یکی از این دوستان پیامی را به این صورت فرستاده بودند که :
"از آقای اعلمی تشکر مینمایم.احمدی نژاد هنوز سر از تخم در نیاورده و کرک پر نداشت که نماینده شجاع مردم در مجلس از منافع ملی و حقوق هسته ای دفاع میکرد.جانب انصاف را مراعات کنید و اگر نسبت به حقایق بی اطلاعید لااقل مواضع آقای اعلمی را کامل مطالعه کنید و سپس اظهار نظر نمائید."
ما هم بنا به توصیه این دوست عزیز نظرات ! آقای اعلمی را مطالعه کردیم تا خدای نکرده حرمت مومنی را نشکسته باشیم:
آقای اعلمی در این سخنان جدیدشان گفته اند که از دولت خاتمی هم انتقاد می کرده اند از دولت احمدی نژاد هم انتقاد می کنند از دولت امام حسین هم طبق معیار خودشان انتقاد می کنند!
ایشان گفته اند که اگر امام حسین هم کابینه تشکیل بدهد و تشخیص بدهم که این کابینه از آن معیار هایی که در ذهن دارم! و از قانون اساسی! عدول کرده حتی کابنه امام حسین (ع)را به مجلس می کشانم!
دوست عزیزی که پیام فوق را ارسال کرده بود باید بدانند که انتقادات آقای اعلمی بر مبنای مسایل علمی نیست اصولا ایشان همیشه منتقد هستند از دولت هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد و حتی از دولت امام حسین هم انتقاد می کنند .
در باب این مسئله توجه به دو حکایت زیر خالی از لطف نیست:
می گویند زمانی یک طلبه ای به حوزه رفته بود و بعد از یک سال که به منزل مراجعت کرد در جواب پدر که پسرم در این یک سال چه خوانده ای گفت:نمی دانی این سینه ام پر از علم است و ....پدر که از این گفته پسرش تعجب کرده بود گفت مگر اساتید در این یک سال به تو چه یاد داده اند که این گونه بر خود می بالی .طلبه گفت: فعل ضرب را در باب ماضی صرف می کنم می شود چهارده صیغه و همین فعل را در باب های مضارع و امر و ... نیز صرف می کنم و خلاصه از یک کلمه سه حرفی بیش از صد فعل درست می کنم.حال فهمیدی چرا سینه ام پر از علم است و کبوتری نمی تواند بر دریای علم من پرواز کند!
***
زمانی نیز یک طلبه بالای منبر گفته بود که من یک فقیه هستم و برای اسلام سال ها زحمت کشیده ام و ریشم در این راه سفید شده است.حضرت ابوالفضل که معصوم نیست ایشان در راه اسلام شهید شده و من هم در راه اسلام این همه زحمت کشیده ام من می توانم به ایشان انتقاد داشته باشم و نظرات ایشان را نقد و رد و ابطال کنم!
طلبه فوق که خیلی به علم اندک خود مغرور شده بود شب خوابید و در خواب دید که امام حسین به خوابش آمد و گفت شما نظرات فقهی تان را با توجه به احادیث ما صادر می کنی و بقیه نظرات را با توجه به احادیث وارده از ما نقد و ابطال می کنی چگونه است که الان بر ما هم نقد داری و خودت را هم تراز ما می دانی!
***
آقای اعلمی باید بداند که حکومت امام حسین فراتر از معیار های حقیر ایشان بوده و اصولا عقل کوچک ایشان قادر به درک ورای این عالم مادی نیست.
بهتر است آقای اعلمی خودشان و معیار های خودشان را با معیار های وحیانی که ناشی شده از عالم معنا است همراه کنند نه این که ائمه هدی و دیگر اولیاء را با خواسته ها و نفسانیات خویش منطبق کنند.
آقای اعلمی!
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
بعد از تحریر:
سايت تابناك امروز مطلبي رو در سايت قرار داده كه قابل تامل مي باشد.
دو روايت از اظهارات جنجالي اعلمي
منظور اين سايت اين است كه منظور آقاي اعلمي هماني نبوده كه ديگران برداشت كرده اند بلكه گويا سخنان ايشان را سانسور كرده اند از اين جهت ما كل متني كه سايت تابناك(بازتاب سابق)در سايت قرار داده را خوانديم ولي هيچ فرقي بين سخناني كه قبل از ايشان شنيده بوديم و سخناني كه امروز البته بي سانسور خوانديم نديديم به جز اين كه به برخي مطالب ديگر برخورد كرديم.
از جمله كه ايشان در انتقاد از سفر هاي استاني رئيس جمهور گفته اند كه بنده كه روزي فقط پنج ساعت مي خوابم با اينكه يك نماينده هستم وقت كم مي آورم ولي رئيس جمهور و هيات دولت كل وقتشان را در سفر هاي استاني صرف مي كنند؟
از آقاي اعلمي بايد بپرسيم كه آيا شما سفر به استان زنجان و سخنراني تبليغاتي در دفتر حزب اعتماد ملي زنجان را جزو وظايف محوله از سوي مردم تبريز مي دانيد ؟يا براي اين سفر از همان پنج ساعت وقت خوابتان زده ايد و به تبلغات انتخاباتي پرداخته ايد؟!
آقاي اعلمي بايد بدانند كه سفر هاي استاني رئيس جمهور از سر تفريح و تبليغات انتخاباتي نيست بلكه طبق وعده اي است كه قبل از انتخابات رياست جمهوري به مردم قولش را داده اند.
البته در مورد سفر هاي استاني صحبت زياد است كه اينجا مجال پرداختن بدان نيست.
در ضمن آقای اعلمی امروز پاسخی به مطالب سایت ها و خبرگذاری ها نوشته اند که روحیات ایشان را بهتر می شود از آن نامه درک کرد.
در این نامه آقای اعلمی در صدد توجیه گفته های خویش برآمده و دست بالا گرفته که پس نیفتد.
ایشان با الفاظی همچون (مشتي رجاله و دين به دنيافروش رياكار سوار بر مركب عوامفريبي استفادهي ابزاري از مقدسات ، شرافت ، وجدان !!! )و با توصیف منتقدین شان با الفاظی مثل وقاحت، رذالت، خباثت و دنائت و ... به استقبال منتقدین شان رفته اند.
البته ما خوشحالیم که آقای اعلمی به توجیه سخنان شان پرداخته اند و ما به جهت این که همه از مفاد اعتراضیه آقای اعلمی مطلع باشند لینک نامه ایشان را در وبلاگ قرار می دهیم:
خبر کوتاه بود .
نمی شد باور کرد ولی چه می شود کرد همه تائید کردند .اخبار هم و قوه قضائی ! هم و همه و همه تائید کردند که آری موسویان از جرم جاسوسی تبرئه شد!
۱ -روایت می کنند بزرگی وارد شهری شد به ناگاه مشاهده کرد که سگ ها به سویش هجوم آوردند دست برد تا سنگی بردارد و سگان را دور براند ولی دید سنگ به زمین چسبیده است و کنده نمی شود .این مرد بزرگ به مردم آن شهر گفت خیلی انسان های پستی هستید که سگان را باز گذاشته اید و سنگ ها را بسته اید!
۲ -موسویان از اتهام ! جاسوسی تبرئه شد!
۳-دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور:«اتفاقي افتاده، مطالبي منتقل شده است و كساني كه در نقطهي مقابل ما هستند از اطلاعات آگاهي دارند، از اين رو شايسته است متن اطلاعاتي كه داده شده منتشر شود تا ملت بدانند ما نگران چه هستيم و چه اطلاعاتي به ديگران؛ يعني به غير از ملت ايران داده شده است تا ملت ايران نيز از اين اطلاعات مطلع شوند. احمدينژاد تصريح كرد: اطلاعاتي به غير داده شده است كه در موضوع هستهيي در مقابل ملت ايران بودند و هستند و من پيشنهاد ميكنم كه اين اطلاعات منتشر شود تا ملت اطلاع پيدا كنند چه اتفاقي افتاده است.»
۴ - در اقدامی عجیب، قوه قضاییه اقدام به بازداشت جمعی از دانشجویان فعال در تشکل های عدالت طلب شیراز نموده است. دبیران 7 تشکل دانشجویی بازداشت شدند. این در حالی است که این دانشجویان در حال پیگیری دستور مستقیم شخص آقای هاشمی شاهرودی، ریاست قوه قضاییه بوده اند.
۵ -سخنگوی قوه قضائیه :دانشجویان از ما عدالت! را مطالبه کنند نه تبرئه یا محکومیت یک شخص را .
و
از قوه قضائی امید ها برون شد با احمدی نژادم صد حرف و صد شکایت
دزدان و مفسدان را نامی نمی برد کس گویا کسی نباشد بر مسند قضاوت
دم خروس او رفت تا آسمان هفتم حاشااز آن خیانت کلا از این صیانت
دست آخر این که:
مقام معظم رهبری :امروز... هر كسى كه براى عزت و پيشرفت اين جمهورى، براى اصلاح امور مردم در اين جمهورى و براى موفقيتهاى روزافزون اين نظام مقدس تلاش بكند، براى كل جهان اسلام مجاهدت و تلاش كرده و در حقيقت، اسلام را پشتيبانى كرده است. امروز، مسأله، مسألهى يك ملت نيست. مسايل ما، مسايل دنياى اسلام و مسايل ملتهاست. مسألهى ما، مسألهى اصل اسلام و پرچم و عَلَم اسلام مىباشد كه در جهان به اهتزاز درآمده است. هر كسى كه امروز در جهت تضعيف نظام جمهورى اسلامى، حركتى انجام بدهد، حرفى بزند و اقدامى بكند، دامنهى كار خلاف او، به همهى ملتهاى مسلمان، گسترش پيدا مىكند. يعنى بايد بداند كه اين كار، فقط خيانت به اين ملت نيست؛ خيانت به اسلام و به ملتهاى متعدد و به تاريخ اسلام است.(سخنرانی در روز عید غدیر خم 20/ 04/ 69)
بعد از تحریر:
مطلع شدیم که دادستان تهران آقای مرتضوی با استفاده از اختیارات خود با این حکم مخالفت کرده و به این ترتیب پرونده از دادسرا به دادگاه ارسال خواهد شد.
گویا سخنان رئیس جمهور محترم و تهدید وزارت اطلاعات به افشای اسناد مربوطه عده ای را سر عقل آورده که بازی کردن با حیثیت و آبروی کشور امام زمان هیچ وقت بی سر و صدا نمی تواند انجام گیرد.
یه دست مریزاد به آقای احمدی نژاد می گیم و یه دست مریزاد به دادستان محترم تهران آقای مرتضوی.
در ضمن باید به یک مطلب هم اشاره شود و آن این که ما اگر چه به این حکم قوه قضائیه (که فعلا منتفی شده)اعتراض داشته و داریم ولی حکم قاضی رو طبق قانون اساسی کشور که خون بهای میلیون ها شهید می باشد قبول خواهیم کرد.زیرا اعتقاد راسخ داریم که تخطی از قوانین جمهوری اسلامی بر هیچ کسی جایز نیست.




