سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن
تصمیم داشتم تا وبلاگ را تا دو هفته به روز نکنم ولی چه می شود کرد که بعضی وقت ها اتفاقاتی می افتد که انسان از تصمیمش صرف نظر می کند.
در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گذاری شده است برادان ما در یمن به طرز وحشیانه ای توسط عوامل شیطان قتل عام می شوند.
کجاست آن قائم آل محمد تا انتقام مظلومین را از این شیاطین در عصر حقوق بشر بگیر.
دیگر ترازوی سازمان های بین المللی زنگ زده است.
هنوز بوی شهید از شلمچه می آید !
هنوز سرهای برادران مسلمان ما بر روی نیزه ها در بوسنی و هرزگوین نظاره گر ماست!
هنوز خواهران و برادران ما در سیاه چال های آمریکا در عراق و افغانستان ما را صدا می زنند!
یا للمسلمین!
ای مردنمایان نامرد!
هنوز ...!

چه می گویم ول کنیم.صد وبیست و چهار هزار پیامبر آمدند و گفتنی ها را گفتند و اینک مائیم که باید عمل کنیم.
برادران و خواهران ما در افغانستان و عراق و یمن و ...ذبخ می شوند و ما مشغول نظریه پردازیهای کودکانه خویشیم.
وقتی می گوئیم که چرا سکوت کرده اید می گویند به مصلحت نیست.
شما را به خدا دیگر شما مصلحت سنجی نکنید .وقتی امتی مصلحت سنج شدند دیگر چه انتظاری می شود از زمام داران داشت.
از ملک عبدالله لعنه الله و ملائکته و رسله علیه انتظاری نیست زیرا او یک وهابی است و وجود او با کشتن معنا پیدا می کند.
از معمر قذافی منافق انتظاری نیست زیرا دست او به خون آزادی خواهان و آزاده های زیادی آلوده است از جوجه شاه های خاورمیانه هم انتظاری نیست ...
انتظار از ماست که ادعا می کنیم شیعه علی ابن ابیطالبیم !
بیائیم همه با هم فریاد بزنیم دیگر سکوت امروز ما قرن ها ذلت را به دنبال خواهد داشت.
یا زهرا ...
در مقاله های قبلی به دفعات جنگ روانی اشخاصی که با سر کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد منافع خویش را در خطر میبینند بر علیه دولت بیان شده است.
جدیدا نیز روزنامه اعتماد با درج خبر کذبی ادامه دهنده راه بقیه روزنامه های زنجیره ای زرد ! شد.روزنامه اعتماد با درج خبری مبنی بر اینکه آیه الله جوادی آملی به شدت از دولت انتقاد کرده به یک جنگ روانی وسیع بر علیه دولت دست زد .
خدا را شکر که این تیر انسان های آزاد از اخلاق و معنویات !نیز به سنگ خورد.
خبر روزنامه اعتماد توسط مرتضي جوادي آملي فرزند آيتالله جوادي آملي به شدت تکذیب شد.
تكذيب خبر انتقادآيت الله جوادي آملي از دولت نهم
جدیدا نیز سایت بازتاب سابق و تابناک به شیوه موذیانه ای به تخریب دولت می پردازد. این سایت ابتدا اخباری کذب به هیات دولت و شخص رئیس جمهور منتسب می کند و پس از چند روز آن اخبار را تکذیب می کند.
بدیهی است که خوانندگان یک خبر و تحلیل به سختی تکذیب خبر قبلی را می پذیرند و اصولا این خبر کذب است که در جامعه پخش می شود.
چند روز پیش سایت تابناک (بخوانید بازتاب)خبری را پخش کرد مبنی بر این که رئیس جمهور برخلاف شعارهای خویش در سفر به عربستان از هواپیمای تشریفاتی استفاده کرده است.
بعد از یک هفته از پخش این خبر امروز این سایت تکذیبیه ای بر خبر قبلی خویش درج کرده است:
احمدينژاد با هواپيماي تشريفاتي به عربستان نرفته بود
در مورد خبر انتقاد آیه الله جوادی آملی از دولت نیز پس از پخش خبر توسط این سایت امروز به تکذیب تلویحی خبر اقدام نموده است!:
توضيح درباره انتقاد منسوب به آيتالله جوادي آملي از دولت
برخی از روزنامه ها نیز از این شیوه استفاده می کنند که سردمدار این روزنامه ها روزنامه اعتماد ملی است .
این روزنامه نیز با درج اخبار کذب بعد ازمدتی تکذیبیه خبر را درج می کند تا هم کار خود را کرده باشد و هم قانون مطبوعات را نقض نکرده باشد:
آقاي رئيسجمهور، ورودتان به سعدآباد مبارك - [جواد دليري]
و
يادداشت روزنامه اعتمادملي هم تكذيب شد!
مسئله عجیب اینجاست که این روزنامه و روزنامه های شبیه به آن بعد از تکذیب شدن اخبار کذبشان باز نیز به درج اخبار و تحلیل بر پایه آن اخبار کذب می پردازند.
اخیرا که روزنامه اعتمادملی با درج خبری به این شایعه دامن زده بود که رئیس جمهور مخالفین سفرهای استانی خویش را بزغاله نامیده با تکذیب این خبر توسط دفتر رئیس جمهور محترم باز به درج مطالبی با استناد به آن خبر کذب پرداخته است.
برای اثبات این مدعا کافی است که به صفحه آخر روزنامه فوق مراجعه شود تا در قسمت طنز های روزنامه مشاهده شود که چگونه این روزنامه از این شیوه کثیف به اسم طنز استفاده می کند.
ما از همه دوستان و برادران ارزشی می خواهیم که به این مسئله بپردازند و در وبلاگ ها و سایت هایشان به این اقدامات و جنگ های روانی اشاره کنند تا دشمنان به اهداف خویش از درج و پی گیری این اخبار کذب نرسند.
از کلیه دوستانی که می خواهند در نظر سنجی تایم شرکت کنند و به آقای احمدی نژاد به عنوان بهترین شخصیت سال رای دهند به آدرس زیر مراجعه کننددر این آدرس دوست عزیزمان مراحل شرکت در نظر سنجی را توضیح داده اند که شما می توانید به راحتی در این نظر سنجی شرکت کنید:
انتخاب احمدی نژاد به عنوان برترین شخصیت سال ۲۰۰۷
بزغاله های هسته ای:
اگر این همه در کشور ما عده ای به دنبال آزادی هستند به دنبال آزادگی بودند دنیایی بهتر از این داشتیم.
آزادگی وصفی است که حضرت امام حسین (ع)آن را حتی شامل حال یک بی دین دانستند آن هنگامی که در روز عاشورا در خطاب به نیروهای کفر فرمودند اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید .
آری آزادگی وصفی است که بار معنایی شعف انگیزی دارد.روح آدمی با شنیدن آن به پرواز در می آید ولی صد حیف که مصداق های اندکی برای آن می یابد.
عده ای می خواهند با پخش شایعات با تهمت زدن با دروغ و با صد کار دیگر پشت حریف خویش را به خاک برسانند ولی از این سنت الهی غافلند که خداوند است که عزیز می کند و ذلیل می گرداند تعز من تشاءو تذل من تشاء.
الغرض!
چند روزی از پخش شایعه بر ضد آقای احمدی نژاد مبنی بر این که ایشان مخالفین سفر های استانی را بزغاله خطاب کرده اند می گذشت که کذب این شایعه مشخص شد ولی هنوزکه هنوز است با وجود روشن شدن اصل قضیه روزنامه اعتماد ملی ارگان شیخ اصلاحات !این شایعه را نقل می کندو به طرق گوناگون به رئیس جمهور توهین می کند .
آقای احمدی نژاد چند روز پیش در سخنرانی خویش در دانشگاه علم و صنعت دست به افشاگری بر علیه جاسوسان هسته ای زدند و نکاتی را گفتند که تکان دهنده بود .ایشان از فشار بر قاضی پرونده موسویان مبنی بر تبرئه ایشان سخن گفتند و جاسوسان هسته ای را خائنان به ملت ایران خطاب کردند.
روزنامه اعتماد ملی که گویا یک برادر خواندگی با این خائنین دارند باز به تخریب رئیس جمهور پرداخت با این عنوان که رئیس جمهور مخالفین سیاسی خویش را خائن خطاب کرده است .این روزنامه که شاید جرات نکرده حرف دل خود را مستقیم بزند از یک روزنامه آمریکایی مطلبی نقل کرده با این عنوان که :
"محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران منتقدان سیاسی خود را خائنان خواند.این تند ترین اظهارات او علیه مخالفان داخلی تاکنون است که شائبه عمیق تر شدن اختلافات را دامن می زند . به نوشته سانفرانسیسکو کرونیکل به نظر می رسد این موضعگیری تند برای ساکت کردن در خواست هایی است که او را به مصالحه با غرب بر سر برنامه های هسته ای فرا می خواند.
سانفرانسیسکو کرو نیکل (آمریکا):احمدی نژاد: مخالف من خائن است."
بر هر انسانی که مختصر وجدانی داشته باشد واضح و مبرهن است که رئیس جمهور محترم سخنی به این مضمون را نفرموده اند و روزنامه اعتماد ملی برای تخریب آقای احمدی نژاد از این حربه کثیف استفاده کرده است .عجیب است که در حالی که آژانس انرژی هسته ای طی گزارش خود بر حق مسلم ایران برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای تاکید و بر حقانیت ایران در ادعا های خویش صحه می گذارد و در حالی که ایران اسلامی در یک موقعیت بسیار عالی در عرصه جهانی واقع است و اجماع جهانی در تائید اقدامات ایران در پرونده هسته ای ایران به چشم می خورد روزنامه اعتماد ملی چه اصراری دارد که خود را با مخالفین نظام مقدس جمهوری اسلامی از آمریکا گرفته تا اسرائیل هم درد نشان دهد و نیز از افشا شدن دست جاسوسان هسته ای واهمه نشان دهد.
در اوج دوران اصلاحات که تعدادی از حضرات در دادگاه های انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت محکوم شده بودند عده ای به حمایت از این اشخاص پرداختند مقام معظم رهبری در آن زمان فرمودند مجرم بودن در حکومت اسلامی و حمایت از آن مجرم لکه ننگی است که از دامن انسان پاک نمی شود (نقل به مضمون ).
با تکیه بر این سخن مقام معظم رهبری باید به گردانندگان روزنامه اعتماد ملی و نیز آقای هاشمی گفت که این همه حیثیت خویش را با حمایت از اشخاصی که خیانت آن ها بر ملت مظلوم ایران که پای سند مظلومیت خود را با اهدای میلیون ها شهید و جانباز امضاء کرده اند به باد ندهید.
آقای هاشمی !تشکیل جلسه ای که در آن یک جاسوس هسته ای حضور داشته باشد تائید اقدامات خائنانه آن شخص است .
اگر حتی آقای موسویان به نظر آقای هاشمی بیگناه هم باشند این یک نظر شخصی است زیرا این شخص از نظر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مجرم است و نیز از سوی قوه قضائیه هم هنوز تبرئه نشده است و حالت یک متهم را دارد.آقای هاشمی بهتر است موضوع مهدی هاشمی داماد آقای منتظری و برخورد امام (رض)با این مسئله را از خاطر نبرده باشند . در آن مسئله نیز آقای منتظری با تکیه بر بیگناه بودن مهدی هاشمی با ایشان ارتباط داشتند که منجر به فجایعی شد که امام آن نامه معروف ۶ /۱ /۱۳۶۸ را به آقای منتظری نوشتند و ایشان را از قائم مقامی رهبری عزل کردند.
مسلما این اقدام آقای هاشمی بر دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی در عرصه خارجی تاثیر سوئی خواهد گذاشت.
به آقای کروبی نیز باید گفت که تا کی می خواهید مصالح ملی این ملت مظلوم را فدای مصالح و مطامع شخصی خودتان نمائید.اگر جنابعالی دچار کهولت سن شده اید و لحظاتی چند از شب بیست و هفت خرداد را خوابیده اید ملت مسلمان ایران همیشه بیدار است علیرغم این که شما خلاف این را می پندارید.
سیاست خارجی هر کشوری معلول فرایند های مختلفی است. این سیاست را همیشه دولت و نظام سیاسی موچود در آن کشور تعیین نمی کند و به آن جهت نمی دهد.
عوامل مختلفی می تواند دولتی را به اتخاذ سیاستی و یا کنار گذاشتن سیاست دیگر وادار نماید.
عواملی چون فشار خارجی در کشور های ضعیف و نیز فشار های داخلی از جانب گروه های مختلف با گرایشات خاص سیاسی و ...
این فشار ها در کشور های توسعه یافته به اندازه ای نیست که یک دولت سیاست های اصولی خویش را که بر پایه آن ها از ملت رای گرفته عوض کند و به اصطلاح شعار هایش را فراموش کند.
گروه های زیادی در آمریکا مخالف جنگ با عراق هستند از جمله کنگره که مصوبات زیادی را در این زمینه انجام داده است ولی هیچ یک از این مصوبات الزام آور نیستند تا دست دولت بوش را در اتخاذ سیاست هایش محدود کند نظام سیاسی کشور آمریکا این اختیار را به رئیس جمهور داده است که مصوبات کنگره را بتواند وتو کند.
بگذریم از این که این کار تا چه اندازه صحیح است یا نه ولی هر چه هست اتحاد نیروهای داخلی در مقابل دشمن مشترک کمک شایانی را به دولت هم در قسمت سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی آن دولت می کند.
البته انتقاد ها به سیاست های دولت چه از جانب مردم و چه از جانب مطبوعات کار پسندیده ای است که طبق اصول باید انجام گیرد.
چندی پیش آقای موسويان به جرم جاسوسی توسط نیرو های وزارت اطلاعات دستگیر شد و هنوز که هنوز هست پرونده ایشان برای اذهان عمومی روشن نشده است .
آقای موسویان که از پشتیبانی پشت پرده تعداد زیادی از دوستان خویش در مركزتحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به رياست حسن روحاني برخوردار هست ظاهرا هیچ گونه احساس خطری از هیچ ناحیه ای نمی کند.
دیروز مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع همایشی را با حضور آقای هاشمی و آقای روحانی تشکیل داد که آقای موسویان نیز در این جلسه حضور داشتند.
خنده دار است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که با حفظ سمت رئیس مجلس خبرگان رهبری نیز هستند در یک همایشی شرکت می کنند که یک متهم که هنوز تبرئه نشده است و به قید وثیقه آزاد شده است در آن جلسه حضور دارند.

خنده دارتر آن که آقای هاشمی در سخنرانی خویش در این همایش دو موضوع مهم را خاطر نشان می شوند.
۱ - در معرض فتنه هستیم از اتحاد ملی پاسداری کنیم (تیتر امروز روزنامه جمهوری اسلامی)
۲ -خطر هست جدی هم هست (تیتر امروز روزنامه اعتماد ملی )
آقای هاشمی در حالی سخن از اتحاد ملی می گویند که هر چند روز یک بار در مقابل سیاست های اتخاذی از جانب دولت چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی می ایستند و سمت خویش را خاطر نشان می شوند که ما در مجمع تشخیص مصلحت در مقابل این سیاست ها خواهیم ایستاد و ...
آقای هاشمی در حالی که رهبر معظم انقلاب آینده انقلاب و کشور را آینده ای روشن و امیدوار کننده خطاب کرده اند بار ها از شرایط بحرانی مملکت سخن گفته اند و اوضاع را برای دشمنان قسم خورده انقلاب مهیا کرده اند.
در حالی که دولت جمهوری اسلامی در مسائل بسیاری در عرصه جهانی مشغول فعالیت هست ترساندن مردم و بحرانی نشان دادن اوضاع به نفع چه کسانی می تواند باشد.
آیا با این سخنان آقای هاشمی بحران ها در کشور منتفی و دشمنان نیز از سیاست های تخاصمی خویش دست برخواهند داشت.
آیا اوضاع کشور امروز بحرانی است یا در ۱۶ سال یکه تازی عقیده ای که انسان ها را کمتر از گوجه فرنگی فرض کرده و قائل بودند که عده ای باید در زیر چرخ توسعه له شوند تا کشور توسعه یابد!
اوضاع کشور امروز بحرانی است یا زمانی که به ابتکار آقای خاتمی سال ۲۰۰۲ به سال گفتگوی تمدن ها نام گذاری شد و در همان سال آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و از طرف دیگر کشور ما را در لیست محور های شرارت قرار داد.
البته آن سال سال گفتگوی تمدن ها بود و امسال نیز سال سیب زمینی . این اسامی که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل گذاشته می شود و هیچ گونه اهمیتی جز دلخوش کردن عده ای ساده لوح ندارد منافع ملل را تعیین نمی کند این اقتدار یک ملت است که او را در مقابل دشمنان بیمه می کند.
آقای هاشمی در این سخنرانی با اشاره به سیره حضرت علی (ع)می گویند وقتی که پای مصلحت جامعه در میان است تحمل های بزرگ راهکار هست !
عجب نتیجه گیری جالبی ! آقای هاشمی هیچ اشاره نکرده اند که وقتی پای مصلحت جامعه اسلامی و امت اسلامی در میان باشد باید چشم فتنه را کور کرد حتی به هزینه سه جنگ داخلی در قلب جامعه اسلامی.
جالب هست که آقای هاشمی یک جا دولت را به پذیرش انتقاد ها دعوت می کند و می گوید که اختلاف عقاید نباید به تنازع تبدیل شود و در جای دیگر انتقاد ها به دانشگاه آزاد را از سر شیطنت می نامد !
آقای هاشمی علت مخالفت با دانشگاه آزاد را توفیقات فرهنگی [!]و کسب منقام اول در مسابقات قرانی و ... می دانند !
سخن را طول نمی دهیم اما توجه آقای هاشمی را باید به یک نکته باریکتر از مو !باید جلب کرد و آن این که اگر می خواهید به اوج توج ه دانشگاه آزاد به فرهنگ اسلامی و قرانی پی ببرید باید از مردم شهر های کوچکی که این دانشگاه در آن شهر ها شعبه زده است بپرسید تا ببینید که چغدر این فرهنگ اسلامی توسط دانشگاه آزاد نهادینه شده است.
به قول یکی از دوستان دانشگاه آزاد اسلامی نه دانشگاه است و نه آزاد و نه اسلامی !
دانشگاه جای درس خواندن است نه جای قرطی بازی های رایج در کوچه و بازار .
در دانشگاه آزاد برای سرکیسه کردن فقط پولدار ها و ملت بیچاره ای که راه دیگری ندارند باز است نه عموم مردم!
دانشگاه اسلامی هم تعریف خاص خودش را دارد که فکر نمی کنم هیچ انسان منصفی این ویژگی ها را با دانشگاه آزاد اسلامی!!! منطبق کند.
آقای هاشمی باید تا به حال فهمیده باشند که اگر در این مملکت بحرانی هم وجود داشته باشد در نهاد هایی مثل دانشگاه آزاد هست.که آن هم به امید الهی و با تلاش های رئیس جمهور مکتبی رفع خواهد شد.
رئیس جمهور عدالتخواه عزم خویش را جزم کرده اند که انشاءالله چشم فتنه را کور کنند.
چندی است که در غیاب نظارت بر نقل قول ها و اظهار نظر ها در مورد امام راحل شاهد پروژه ای هستیم که طی آن بیانات و سیره شخصی و اجتماعی حضرت امام متاسفانه از سوی عده ای از بزرگان مورد تحریف واقع می شود.
جدیدا آیه الله صانعی طی مصاحبه ای با ایسنا به مطالبی اشاره کرده اند که تامل بر آن مطالب خالی از لطف نیست .
آيتا... العظمي صانعي:
خط امام(ره) را بايد از كساني كه با ايشان بودند گرفت
ايسنا:آيتا... العظمي يوسف صانعي گفت: <خط امام(ره) را بايد از كساني كه با ايشان بودند گرفت.> آيتا... العظمي يوسف صانعي، از مراجع عظام تقليد در گفتوگوي چندي پيش خود با ايسنا،منطقه خراسان، درباره نيروهاي خط امام (ره) اظهار داشت: <نيروهاي خط امام (ره) دو نوع هستند، عدهاي واقعا نيروي خط امام(ره) هستند و ديگران كساني هستند كه ادعا دارند نيروي خط امامند.
آنهايي كه ادعا دارند نيروي خط امام(ره) هستند تمام كساني را كه در خط اصيل امام(ره) بودند را بيكاره و خودشان را همهكاره ميدانند كه اين غلط است.> وي با تاكيد براينكه <خط امام (ره) روشن است>، خاطر نشان كرد: <خط امام (ره) را از صحيفه نور و از خصوصيات امام (ره) بايد گرفت.>
در مورداین اظهارات باید به نکات زیر توجه کرد:
۱ - آقای صانعی با تقسیم بندی افراد به خودی و غیر خودی عملا با نظرات سایر دوستان شان که همه انسان ها را خودی می دانستند و لو خلافش ثابت شود مخالفت نموده اند.
این یک فرایند مبارکی است چرا که آقای صانعی به این نتیجه رسیده اند که نمی توان هر چیزی را به امام منتسب نمود .
۲ - از آقای صانعی باید پرسید که ملاک برای این که تشخیص دهیم که چه کسی واقعا خط امامی است یا ادعای خط امامی بودن می کند چیست؟
آیا ملاک گرایشات سیاسی ماست که هر امری را با گرایشات سیاسیما ن منطبق دیدیم آن را قبول کنیم و گرنه آن را به دیوار بزنیم یا تاویل کنیم؟!
۳ - عده زیادی بوده اند که در طول دوران مبارزه با حضرت امام بوده اند و حضرت امام در پایان وصیت نامه خویش می فرمایند که من به واسطه سالوس و اسلام نمایی عده ای فریب خورده ام !
وقتی حضرت امام در نامه به آقای منتظری می فرمایند که تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگان آن به آن و تلویحا اشاره می فرمایند که یار دیرین ایشان به اسلام خیانت کرده است. دیگر تکلیف دیگران معلوم است.
۴ - حضرت امام بر خلاف آقای صانعی که فهمیدن خط امام را بر امور مبهمی موکول می کند مسیر را به روشنی مشخص می فرمایند و در وصیت نامه خویش می فرمایند که ملاک این که یک سخن را ایشان فرموده اند یا نه یا باید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده باشد و یا به تائید کارشناسان امر رسیده باشد.
مشخص است که حضرت امام این بند از وصیت نامه خویش را در خطاب به عوام الناس نگفته اند که عوام الناس قدرت منتسب کردن امری را به ایشان ندارند بلکه مخاطب اصلی این بند از وصیت نامه خواص بالاخص یاران امام هستند.
۵- البته جای خوشبختی است که ایشان صحیفه نور را برای فهمیدن گفتار و کردار حضرت امام معتبر دانسته اند و مثل عده ای نمی فرمایند که گفتار و کردار امام دو چیز متفاوت هست. یک سخنانی که امام به عوام گفته اند و سخنان دیگری که در دیدار با خواص بیان داشته اند!
ولی متاسفانه گویا آقای صانعی تفسیر فرمایشات امام در صحیفه نور را هم بر عهده همان اشخاصی قرار داده اند که خود حضرت امام از جهت نگرانی که داشتند در وصیت نامه خویش راه را بر تفاسیر آنان بسته اند.
۶ - حضرت امام ملاک را حال فعلی افراد می دانند که این با ملاک آقای صانعی که یاران امام را صاحب حق در مورد اظهار نظر در بیانات و سیره شخصی آن امام می دانند تعارض دارد چه بسیار از یاران امام که تحمل بار مسئولیت الهی را نداشتند و چپ کردند !
۷ - حضرت امام اینک در جمع ما نیستند و ما اگر بخواهیم بدانیم که چه اشخاصی در مسیر هستند یا نه ناگذیریم که به فرمایشات جانشین برحق ایشان حضرت آیه الله العظمی خامنه ای توجه کنیم.
آقای خامنه ای بار ها و در مناسبات گوناگون از جمله سالگرد رحلت حضرت امام در ۱۸ سال گذشته راه امام را مشخص کرده اند و به خطر تحریف فرمایشات و سیره آن امام اشاره کرده اند.
از این جهت است که مسئولین امر در جلوگیری از خدشه دار شدن چهره آن عزیز باید تلاش فراوان کنند.
و در خاتمه باید گفت که خط امام روشن است مدعیان خط امام دقت کنند...
برای مطلب قبلی با عنوان "فلسفه تاریخ از دیدگاه آقای هاشمی "پیامی از سوی یک برادر عزیز به ما رسیده که لازم است به این پیام توجه کرده و سوءتفاهمات را برطرف کنیم:
پیام دوست عزیز ما :
سلام
1-ایشان دموکراسی را در مقابل دیکتاتوری قرار داده اسلام مخالف دیکتاتوری است.برداشت شما این بود نعوذ بالله حکومت امام زمان= دیکتاتوری
2-شخصی که به گفته مقام معظم رهبری افتخار ملت ایران همین بس که رئیس جمهور ایران یک مجتهد مسلم است (در زمان ریاست جمهوری ایشان)امام به پسرش فرمود :تو چهمی دانی بزرگان وعلما چه می فهمند خرده نگیر.
3-آقا فرمود سال اتحاد ملی بااین سخنان ضد رهبری عمل میکنید.
4-هر حرفی قیامت باید جوابگو باشید عزیزم ان السمع والبصر .... کان عنه مسئولا(سوره اسرا)
آدرس وبلاگ این دوست ما:کاری کنیم برای ظهور
در جواب این دوست عزیز باید نکاتی را متذکر بشویم:
۱ - این مسلم است که اسلام مخالف دیکتاتوری است و این مطلبی که این دوست ما به نقل از آقای هاشمی می آورند توضیح واضحات است . ولی سوال این است که آیا دمکراسی نقطه مقابل دیکتاتوری است؟آیا در عالم بشریت فقط دو نوع حکومت وجود دارد که یکی در مقابل دیگری است و حکومت حق حکومت دمکراسی و حکومت باطل دیکتاتوری است؟
البته وارد این مبحث نمی شویم که عده ای دموکراسی را دیکتاتوری اکثریت می دانند و عده ای نیز مانند پوپر منکر مردمی بودن حکومت دمکراسی هستند و دمکراسی را شیوه ای در جهت کنترل حکومت های فاسد می دانند و...
۲ - شیوه حکومتی امام زمان حکومت انسان کامل بر روی زمین است که با معیارهای قرانی و اسلامی بر روی زمین حکومت می کند نه با معیارهای بشری که سگ ها را باز می گذارند و سنگ ها را می بندند!
معیارهای موجود در این نوع حکومت با معیارهای حکومت دمکراتیک فرق دارد . این شیوه حکومتی بهترین نوع حکومت خواهد بود نه انتخابی بین بد و بدتر !
البته ما منکر این نیستیم که شیوه حکومتی دمکراسی محاسنی نسبت به بقیه حکومت های زمینی دارد و بنا به فرموده امام شیوه حکومتی اسلام تمامی محاسن دمکراسی و سایر حکومت های بشری را در خود جمع دارد و از معایب آنان به دور است .
۳ - در مورد آقای هاشمی باید نکاتی را متذکر شویم:
الف - این دوست عزیز ما و بسیاری از دوستان تذکر می دهند که مقام معظم رهبری آقای هاشمی را تائید کرده اند و بنا به گفته این دوست عزیز مقام معظم رهبری از آقای هاشمی به عنوان مجتهد مسلم یاد کرده اند که ما هم این مطلب را قبول داریم چنان که در مطلبی در وبلاگ خود به این مطلب اشاره کرده ام.نقدی بر جریان اصول گرایی
ولی آن چه ما می گوئیم این است که نقد اشخاص متفاوت از تخریب هست. اگر شما وحدت را سکوت در مقابل انحرافات می دانید ما چنین تعریفی از وحدت و انسجام اسلامی نداریم.
حضرت امام بزرگترین منادی وحدت و انسجام اسلامی بودند ولی جالب است که شما تورقی در منشور روحانیت ایشان بکنید تا ببینید که چگونه به برخی روحانی نما ها میتازند. آیا طبق نظر شما حضرت امام با این عمل خویش برخلاف وحدت عمل نموده اند !
حضرت امام د ر پایان وصیت نامه خویش تذکراتی داده اند که هم شما و هم همه عزیزان آن را می دانند .آیا این تذکرات خطاب به عوام الناس بوده یا خواص ؟
حضرت امام با علم به این که خواص امکان دارد که با سوءتفاهم یا کج فهمی و ... سخنانی را به ایشان نسبت دهند و از این جهت روال کار را تعیین نموده اند. حال باید نسبت به تحریف نظرات امام سکوت کنیم تا وحدت به زعم شما حفظ شود!
ب- مقام معظم رهبری همه دولت ها را تائید کرده اند تا با فراغ بال وظایفشان را انجام دهند این شیوه هم شامل آقای هاشمی می شده هم شامل آقای خاتمی و هم شامل آقای احمدی نژاد.مقام معظم رهبری علاوه بر تائیدات عام به تائید خاص دولت نهم پرداخته اند. حال چگونه است که آقای هاشمی برخلاف این تائیدات در مقابل دولت نهم ایستاده اند و به تخریب بیرحمانه اقدامات دولت می پردازند.
البته ما منکر نقد نیستیم. نقد باعث بالندگی یک نظام و حکومت می شود ولی طبق فرمایش شما باید این شیوه آقای هاشمی را برخلاف اتحادملی و انسجام اسلامی بدانیم.
۴ - این دوست عزیز ما وبلاگی در مورد امام زمان دارند . باید به ایشان بگوئیم که وجود این" مهدی موعود موجود" از نکات اختلافی بین شیعه و سنی است . برادر عزیز چرا به اختلافات دامن میزنید چرا در مورد امام زمان مطلب می نویسید این برخلاف وحدت و انسجام اسلامی است!!!
۵ - دوست عزیز ! ما علاوه بر این که باید در مقابل همه حرف هایمان در آن دنیا پاسخگو باشیم باید در مقابل سکوت هایمان نیز پاسخگو باشیم.
در اسلام در مقابل هر حقی تکلیفی هست. ما وظیفه داریم که در مقابل انحرافات سکوت نکنیم و بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب فریاد بکشیم که سکوت امروز پشیمانی فردا را به دنبال خواهد داشت.
۶ -اصولادانشجو باید آرمان خواه باشد نه مصلحت سنج. دانشجو باید در مقابل انحرافات فریاد بکشد که مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خویش با تشکل های دانشجویی فرمودند:
...اگر مثلاً شعار عدالتخواهى كه حالا يك مسئولى اين را بر زبان آورده، گفته ميشد، بعد هم تمام ميشد، كسى در جامعه پرچم عدالتخواهى را به دست نميگرفت. مطمئن باشيد يك دولت عدالتخواه و يك گفتمان عدالتخواهى مثل امروز به وجود نمىآمد...
چنان چه میبینیم مقام معظم رهبری دولت عدالتخواه نهم را نتیجه آرمان خواهی و عدالت طلبی دانشجویان می دانند که در مقابل انحرافات سکوت نکرده اند.
سخن فراوان هست ولی حیف که فرصت نیست ...
چندی است دیگر ما به مواضع غیر اصولی آقای هاشمی عادت کرده ایم.
دست بردن در تاریخ وتحریف فرمایشات امام ، مخالفت با دولت و ... و جدیدا نیز فرمایشاتی که ایشان را در زمره فلاسفه تاریخ قرار می دهد !
این که عاقبت جهان به کدامین سو می رود و کدام مکتب یا عقیده است که اداره جهان را در آینده به دست خواهد گرفت تا به حال نظرات فراوانی داده شده است ولی هر چه هست شیعیان به طور خاص و سایر مسلمانان و دینداران جهان به طور عام منتظر موعودی هستند که وعده خداوند را در جهت به حکومت رسیدن مستضعفان در جهان جامه عمل بپوشاند.
ولی آقای هاشمی عاقبت جهان را به این صورت پیش بینی می کنند که جهان به سمت مدل حکومت دمکراسی به پیش می رود و دیگر با دیکتاتوری نمی شود مملکت را اداره کرد و جلوی اطلاعات و رسانه ها را گرفت و ...
اگر چه این اتهامات ! اتهاماتی است که یک زمانی متهم ردیف اول آن ها خود ایشان بودند که از طرف دشمنان دیروز ایشان و یاران غار امروز ایشان در روزنامه های زنجیره ای به ایشان منتسب می شد ولی امروز ورق برگشته و عالیجناب سرخپوش دیروز به حضرت آیه الله و عالیجناب سبز پوش امروز بدل گشته اند !
این تغییر رویه ها انسان را به یاد سیاست قدرت می اندازد.زمانی که چرچیل در جنگ جهانی دوم انواع اتهامات کثیف را به استالین وارد می کرد ولی وقتی انگلیس و شوروی با هم در برابر آلمان هیتلری متحد شدند انگار که چرچیل دشمن خونین استالین نبود ، آن ها بر سر یک میز جهان را بین خود تقسیم می کردند !
انگلیس است دیگر و سیاست جز این را نمی فهمد !
از آقای هاشمی باید پرسید اگر نظام موجود جهان به سمت دمکراسی به پیش می رود و اگر قرار است ما در فرایند تاریخی طی یک انقلاب ولایت الهی را به کناری گذاشته و ولایت زمینی را بچسبیم چرا این کار را بیست و هشت سال پیش انجام ندادیم آیا سیاست اصولا در نظر شما صحنه آزمایش و خطاست که در آن می شود هزاران نفر زیر چرخ های سیاست آزمایشی له شوند تا دست آخر به نظام احسن مورد توجه شما دست یافت !

و اصولا آقای هاشمی رابطه ولایت ائمه اطهار که طبق اعتقاد راسخ شیعه جهان به سوی حکومت مهدی منتظر در حال حرکت است را با دمکراسی و حکومت های کثیف دنیوی امروز مشخص کنند .حکومت هایی که جز قتل و غارت و کشتار و چپاول چیزی را نمی فهمند .
آقای هاشمی آیا جهان به سمت دمکراسی هایی به پیش می رود که در آن همه دزدان و قاتلان و اوباش و ارذل جهان حق رای داشته باشند و یا به سمت جهانی در حرکتیم که در آن جهان مستضعفین عالم وارث زمین خواهند شد و صالحان زمین را اداره خواهند کرد.
آقای هاشمی! شما خوب می دانید که دمکراسی یعنی چه ، و اصولا یکی از مشکلاتی که ما مسلمانان با آن روبرو هستیم این است که می خواهیم برای خوشایند غرب مفاهیم ناب اسلامی را با مفاهیم منحط غربی تفسیر کنیم . دمکراسی دمکراسی است و معنی خاص خودش را دارد و باید آن را با فرهنگی که از آن بر آمده معنی کنیم نه آن که منفعلانه تفسیری اسلامی از آن ارائه بدهیم.
ما دمکراسی اسلامی و سوسیالیست اسلامی و فمنیست اسلامی و ... نداریم !
اسلام مکتب سیاسی خاص خودش را دارد که باید آن را از مبانی خاص آن گرفت نه آن که مدل های حکومت غربی را رنگ و لعاب اسلامی بدهیم !
مکتب سیاسی اسلام را می شود در آثار دانشمندانی چون حضرت آیه الله مصباح یزدی و حضرت آیه الله جوادی آملی یافت نه از مکاتب منحط غربی .
انقلاب اسلامی ما مقدمه ای است بر انقلاب جهانی مهدی موعود که سعی دارد مقدمات ظهور آن موعود امم را فراهم کند.
سیستمی که این انقلاب به ما ارزانی داشت نظامی ولایی است که به ارتباط معنوی و عمیق بین مردم از یک سو و ولی فقیه به عنوان نایب امام زمان بر روی زمین از سوی دیگر متکی است. این رابطه عمیق را می شود در سفر های مقام معظم رهبری به استان های کشور مشاهده کرد.
این ارتباط معنوی و عمیق ارتباطی نیست که بشود آن را با حساب های حقیر و محدود مادی توجیه کرد.
اگر تاریخ به سمت جهانی می رود که در آن جهان اشخاصی مثل ماکیاولی اندیشمند باشند و اشخاصی مثل چرچیل و استالین و بوش و صدام و صد دیکتاتور دمکرات منش دیگر سیاستمدار پس وای بر ما و وای بر شما ! وای بر این تاریخ و وای بر این مستضعفین !
پس آقای هاشمی بهتر است به مستضعفین بگوئیم بیخودی شکمشان را صابون نزنند که تاریخ عاقبت خوشی را در پی ندارد !
بعد از رحلت نبی معظم اسلام ابوسفیان به حضور حضرت علی (ع) رسید و گفت که یا علی می خواهم با شما بیعت کنم ! حضرت علی (ع) که از هدف ابوسفیان مطلع بودند فرمودند ما را به بیعت تو نیازی نیست. از تو جز زیان به اسلام نرسیده و نخواهد رسید.(نقل به مضمون)
غرض از آوردن این حکایت این بود که نظر شما را به مسئله ای جلب کنم و آن این که گاهی عده ای داعیه دار دفاع از اسلام و مذهب هستند که اگر هم ضرری از آنان به اسلام نرسیده باشد خیری نیز نرسیده!
روزنامه اعتماد ملی در شماره اخیر خود در مقاله ای به قلم مدیر مسئول (آقای محمد جواد حقشناس) مطلبی را تحت عنوان "حریم مرجعیت را پاس بداریم"به چاپ رسانده است.
در بادی امر انسان از این که مسئولان حزب اعتماد ملی و این نشریه وزین!به فکر دفاع از حریم مرجعیت افتاده اند خوشحال می شود ولی این خوشحالی دیری نمی پاید وقتی که به نقاط تناقض فراوانی در سیره و عملکرد این حضرات بر می خوریم:
۱ - در دین مبین اسلام ومذهب حقه جعفری دفاع از کرامت انسانی و حرمت انسان ها از اوجب واجبات است . چه این انسان یک کارگر ساده باشد و یا یک دانشجو و یا یک استاد دانشجو ....که در این مورد مدعیان اصلاحات در ۸ سال دوران حکومت خویش مقالات زیادی نوشتند.
۲ - وقتی که حفظ حرمت انسان به ما هو انسان بر هر انسانی واجب است حفظ احترام علما به تبع اولی بر همه واجب خواهد بود زیرا که العلما ورثه الانبیا .احترام به علما احترام به نبی معظم اسلام و ائمه معصومین (علیهم السلام ) می باشد
۳ - فرمایشات حضرت امام (رض) در دوران زندگی پر بارشان در صحیفه نور جمع شده و نظرات فقهی ایشان نیز در کتاب های فقهی ایشان به صورت مدون موجود است. حضرت امام چنان چه بارها گفته شده در آخر وصیت نامه خویش بون هیچ گونه قیدی راه را بر تحریف سخنان خویش بسته اند. تاکید خاص امام بر بعضی اشخاص که در طول دوران مبارزه حضرت امام تعریف از آنان کرده و محول کردن تکلیف آنان به وضع فعلی افراد پرده از بسیاری از امور بر می دارد.
به نظر ما ملاک چنان چه امام (رض) فرموده اند وضع فعلی افراد است و اگر بخواهیم تائیدی از امام برای یک شخص بیاوریم باید ببینیم نائب امام زمان و رهبر عزیزمان در آن مورد چه می گویند.
۴ - در سال های اخیر بار ها نظرات امام از سوی شاگردان ایشان از جمله آقای کروبی ،آقای هاشمی رفسنجانی و ... تحریف شده است به صورتی که بعضی ادعا هایی مطرح کرده اند که با نص صریح فرمایشات حضرت امام تناقض دارد.اگر این رویه به یک عرف تبدیل شود نسل های آینده از حضرت امام جز برخی ابهامات و تحریفات در دست نخواهند داشت.
۵ - اگر احترام به علما واجب است که هست پس چرا مسئولین محترم روزنامه اعتماد ملی دم به دم با توهین به حضرت آیه الله مصباح یزدی که بنا به فرمایش حضرت آقا مطهری زمان و عقبه تئوریک نظام هستند حریم مرجعیت و علما را پاس نمی دارند. توهین های مکرر آقای کروبی به آیه الله جنتی و سایر علمایی که با نقطه نظرات ایشان مخالفند از چه جهتی است؟در طول دوران اصلاحات هزاران مقاله در توهین به علما و روحانیت و مرجعیت شیعه به چه مناسبتی نگاشته شده است؟
۶ - مطالعه مقاله روزنامه اعتماد ملی بنده را به یاد اخبار رادیو اسرائیل و رادیو فردا و سایر رادیو های بیگانه می اندازد . گویندگان اخبار رادیو های بیگانه از جمله رادیو اسرائیل وقتی که می خواهند اسم آقای منتظری را ببرند از عنوان آیه الله العظمی استفاده می کنند ولی وقتی می خواهند اسم استاد آقای منتظری یعنی حضرت امام را ببرند با عنوان آقای خمینی یا حداکثر آیه الله خمینی خطاب می کنند.
روزنامه اعتماد ملی این شیوه نادرست را بارها به کار برده است به صورتی که موقع درج اخبار راجع به مقام معظم رهبری ایشان را با عنوان رهبر انقلاب یا آیه الله خطاب کرده اند ولی در کنار آن خبر از سایر علما و مراجع از عناوین متعددی از جمله آیه الله العظمی و ... بهره گرفته اند.
اگر چه دامن زدن به این گونه مسائل در شرایط فعلی امری مبتذل و سطحی است و چنان چه مقام معظم رهبری فرموده اند امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است و ما نباید حرفی یا سخنی بگوئیم که این اتحاد را خدشه دار کند ولی اشاره مختصر به این موضوع برای پی بردن به اوج نفاق و دورویی گردانندگان این نشریات ضروری به نظر می رسد.
۷ - دست آخر این پاسداری از حریم مرجعیت بر همه مومنین واجب است و فرقی بین علما و مراجع عظام تقلید نیست و چنان چه بار ها گفته شده جلو گیری از تحریف سخنان حضرت امام وظیف ای است که بر عهده مسئولین امر می باشدو مسئولین این مسئله نیز در وصیت نامه حضرت امام مشخص شده اند.عدم اجرای این تکلیف الهی مسئولیت امت مسلمان و عاشق حضرت امام را دو چندان می کند که با آگاهی از آراء و نظرت امام راه را بر تحریف نظرات ایشان ببندند.



