اعدام صدام در حالي موجب آشكار شدن دشمني برخي كشورهاي عربي با ايران و دادن لقب «شهيد» به او شد که بنا بر اخبار، «شهيد» امروزي! در گذشته از سوي مفتي بلندپايه عربستان، كافر و ضد اسلام خطاب ميشده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، «عبدالله بنباز»، مفتي بزرگ عربستان، كه بيش از پانزده سال رئيس هيأت هفت نفره «كبارالعلما» بود و سه سال پيش فوت كرد، در فتواي شديداللحني كه در زمان حمله صدام به کويت صادر كرد، صدام حسين و حزبش را ضد اسلام و مساوي با كفار قلمداد كرده بود. اين در حالي است كه امروزه و 16 سال پس از اين واقعه، چهرههاي سلفي در چرخشي 180 درجهاي، صدام را «شهيد» خطاب ميكنند.
در بخشهايي از فتواي بنباز درباره حمله صدام به كويت آمده است: شكي نيست كه عمل رئيس دولت عراق در ريختن خون مردم كويت و تعرض به اموال و خاك آنان، دشمني بزرگ و منكري شنيع ميباشد و واجب است كه صدام از اين كار خود توبه كرده سربازانش را از كويت خارج كند، چراكه اين كار، مخالف شرع و جميع قوانين عرفي و هر آنچه بين اعراب منعقد گرديده، است.
اگر صدام مشكلي با كويت دارد، بايد با راههاي مسالمتآميز، در صدد برطرف كردن آن برآيد و اگر از اين راه موفق نشد، بايد به محاكم شرعيه ـ كه متشكل از علماي اهل حق و سنت است ـ رجوع كند.
وي ادامه داده: و اما اينكه از قول صدام نقل شده كه گفته، اين حمله به خاطر ورود كفار به شئونات مسلمين و اهانت به مقدسات آنها صورت گرفته، صد درصد باطل بوده و هيچ پايه و اساسي ندارد و كساني كه اين سخنان را منتشر كردهاند، بعثي و جزيي از حزب خود صدام هستند كه به هيچ وجه اسلامي نيستند؛ بنابراين، بر رئيس دولت عراق، واجب است به خاطر اين كار به سوي خدا بازگردد و حزب شيطان را ترك كند.
نكته جالب توجه در نوشته مفتي بزرگ عربستان، اينكه تعدي و تجاوز به مسلمانان را چه در كويت و چه در جاهاي ديگر، به هيچ وجه جايز ندانسته و آن را به شدت محكوم كرده است.
گفتني است، مفتي بزرگ عربستان در جاي جاي فتواي خود صدام را شرور و به عنوان كسي كه دوست و همكار كفار است، مورد خطاب قرار داده است، اما جالب آنکه چهرههاي سلفي که مدعي پيروي از علماي خود هستند، تنها بر اساس منافع سياسي خود رنگ عوض کرده و توجهي به دستور مفتيان خود نيز ندارند.
حالا بشنوید از یوسف قرضاوی که در خطبه های نماز جمعه چی گفته:
با دلار نفتي و آخوند درباري، صدام هم بهشتي ميشود!!
برای خوندن سخنان قرضاوی و خبر مربوطه به ادامه مطلب زجوع کنید
ادامه مطلب...
قسمتی از بیانات بسیار مهم حضرت آیه الله العظمی خامنه ای در روز عید غدیر خم در جمع مردم قم:
ما شيعيان و پيروان اهل بيت، هزاران بار خدا را شكر مىگزاريم كه چشم ما را به اين حقيقت باز كرد، دل ما را پذيراى اين حقيقت كرد، ما را در محيطهايى به دنيا آورد و پرورش داد كه اين حقيقت در آن محيطها جا افتاده بود؛ اينها خيلى نعمتهاى بزرگى است.
يك نكتهاى كه در كنار اين لازم است پيروان اهل بيت و نيز همهى مسلمانان در نظر داشته باشند، اين است كه: ما از حادثه و واقعهى غدير - كه نشانهى عظمت اسلام و جامعيت اسلام است - به عنوان وسيلهاى براى تضعيف اسلام استفاده نكنيم. اين را من بالخصوص امروز و اين روزها موظفم و مقيدم كه به همهى ملت عزيزمان و همهى مسلمانها در هر نقطهى دنيا عرض بكنم كه مراقب باشند امروز براى تضعيف اسلام، دشمنان به دنبال همين نقطهى خاص، همين چيزى كه منشأ عظمت اسلام است، هستند؛ يعنى مسئلهى شيعه و سنى، قبول غدير و انكار غدير. دشمن مىخواهد مسئلهى غدير را يك مايهى برادركشى و جنگ و خونريزى قرار بدهد؛ در حالى كه غدير مىتواند وسيلهى ائتلاف و برادرى مسلمانها با هم باشد. مرحوم شهيد مطهرى (رضواناللَّهعليه) قبل از انقلاب يك مقالهى مفصلى دربارهى كتاب «الغدير» علامهى امينى نوشتند و ثابت كردند كه الغدير علامهى امينى، وسيلهى وحدت مسلمين است. بعضى خيال مىكردند كتاب الغدير ممكن است مايهى افتراق بشود. ايشان مىگويد اگر درست فكر كنيم، درست عمل كنيم و سنجيده پيش برويم، كتاب الغدير مايهى وحدت دنياى اسلام است. برادران اهل سنت ما هم مىتوانند در يك محيط خالى از پيشداورى به منابع غدير مراجعه كنند؛ يا مىپذيرند، يا نمىپذيرند. در هر دو صورت، چه بپذيرند و چه نپذيرند، اين معنا مسلّم است كه قضيهى غدير هيچگونه جنگ و دعواى بين پذيرنده و نپذيرنده به وجود نمىآورد و اختلافات را ايجاب نمىكند. براى شيعيان هم همينطور است. شيعيان هم خدا را شكر كنند كه از طرف پروردگار به نعمت اين اعتقاد و معرفت متنعم شدند. آن برادرهايى هم كه اين حقيقت را قبول نكردند، يا مراجعه نكردند، يا اطلاع ندارند و يا نتوانستند ذهنهايشان را قانع كنند، آنها هم اعتقادى ندارند. اين، اختلاف و درگيرى را ايجاب نمىكند.
امروز اصرار استكبار در دنياى اسلام بر ايجاد تفرقه است. راههاى ديگر را رفتند؛ اما ناكام ماندند. شما ملاحظه كنيد امريكا در دو، سه تصرفى كه در منطقهى خاورميانه كرد، در همه بىاستثناء شكست خورد؛ نه در عراق، نه در لبنان، نه در افغانستان و نه در فلسطين، آن مقصودى كه امريكاى مستكبر دنبال مىكرد - آن هم با هزينههاى بسيار سنگين و انبوه (پول، سلاح، نيروى انسانى و سياست) - براى اينكه بتواند مقاصد خودش را در اين چهار نقطه تحقق ببخشد، نتوانست و در هر چهار نقطه ناكام ماند؛ به مقصودهايش نرسيد و دارد سختيهاى شكست را مزمزه و احساس مىكند. يك روزى - سه، چهار سال قبل - ما اين حرفها را مىزديم، اما امروز خودِ امريكاييها مىگويند و خودِ سياستمدارانشان هم اين را تكرار مىكنند. بنابراين از راههاى ديگر دستشان بسته شده است.
چند راه براى شكست وارد آوردنِ به بيدارى اسلام - كه منشأ آن هم، برافراشته شدن پرچمِ جمهورى اسلامى در ايران است - در مقابل آنها باقى مانده است. يك راهِ عمدهى آنها همين مسئلهى شيعه و سنى است كه بگويند جمهورى اسلامى ايران، جمهورى شيعه است و آن را در مقابل جامعهى بزرگ اهل تسنن قرار دهند؛ تعصبات و احساسات مذهبى را وارد ميدان كنند. اين، چيز بسيار خطرناك و مهمى است و دارند اين كار را مىكنند. دستهاى سياست بيكار نيستند. ما همهى همتمان بايد اين باشد كه اين خواست استكبارى را خنثى كنيم. همه بايد هشيار باشند؛ ملت ما، زبدگان ما، مبلغان ما، روحانيون پُرتلاش و خدوم ما، همه و همه توجه بكنند كه حركتى و اظهارى كه به اين نقشهى دشمن كمك بكند، از آنها نبايد سر بزند.
ما ديديم در داخل جامعهى خودمان كه كسانى از طرف دشمنان تحريك شدند - با نشانه، نه از روى حدس؛ حقيقتاً از طرف دشمنان تحريك شدند - تا به عنوان دفاع از تشيع، به عنوان زدنِ سنگِ تشيع به سينه، كارهايى بكنند و حرفهايى بزنند كه طرف مقابل را، جامعهى اهل سنت را، آشفته كند؛ دلهاى آنها را منقلب بكند. دشمن با اين وسيله وارد ميدان شد؛ پول خرج كرد. اين را ما ديديم، اطلاع داريم.
جامعهى شيعه بايد با متانت راه خودش را ادامه دهد. ما «الحمدللَّه الذى جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمؤمنين» را رها نمىكنيم؛ ما تمسك به ولايت علىبنابيطالب (عليهالسّلام) - كه نعمت بزرگ خداست - را محكم نگه مىداريم؛ اما با كسى كه به اين حبل متين تمسك نكرده است، دعوا هم نمىكنيم. اين وظيفهى جامعهى تشيع است. آنچه كه دشمن مىخواهد، اين است كه با هم اختلاف كنيم.
وظيفهى جامعهى تسنن هم همينطور است. برادران اهل تسنن هم بدانند كه نقشهى دشمن، ايجاد اختلاف است، ايجاد تعصب است، برادركشى است؛ به كمتر از برادركشى هم راضى نمىشوند. ببينيد الان در بغداد و شهرهاى مختلف عراق چه مىكنند! مسجد شيعه، مسجد براثا، حرم مطهر امامين عسگريين، مسجد كوفه، هر جا دستشان برسد، هر جا يك جمعى كه فكر مىكنند آنها شيعهاند، آنجا انفجارات درست مىكنند و انسانهاى بىگناهى را به قتل مىرسانند. اين را دشمن مىخواهد. دشمن دارد آنها را تغذيهى مالى مىكند؛ سرويسهاى جاسوسى امريكا و اسرائيل پشت سر اين گروههاى افراطى و تكفيرى هستند، ولو عوامل و پيادهنظامشان هم خبرى ندارند كه پشت سر قضيه چيست؛ اما رؤسايشان مىدانند. اين را امريكا مىخواهد. لذا آنها هم بايستى بيدار و متوجه باشند.
امروز بيدارى اسلامى و حركت به سمت دستيابى به ارزشهاى والاى اسلامى، يك جان تازهاى گرفته است. در همهى دنياى اسلام، بخصوص جوانها، باسوادها، دانشگاهيها، دانشجوها، طبقهى فهميده و همهى عامهى مردم، ميلشان به اسلام و حاكميت ارزشهاى اسلامى، با سى، چهل سال قبل قابل مقايسه نيست. بيدارى اسلامى شروع شده است. آنها هم از همين مىترسند؛ مىخواهند همين را نابود كنند. نگذارند اين بيدارى اسلامى، اين حركت عمومى در دنياى اسلام، به وسيلهى نقشهى دشمن خنثى بشود كه عبارت است از: به جان هم انداختن شيعه و سنى. در دعواى مذهبى وقتى كه دو طرف با تعصب با يكديگر مشغول بحث و جدل مىشوند، بسيارى از حرفهاى منطقى لگدمال خواهد شد. حرفهاى منطقى را هم ديگر كسى نمىشنود. نگذارند؛ بخصوص روشنفكرانشان و علمايشان مراقب باشند، نصيحت كنند و اعلان كنند اين اتحادى را كه ما دنبالش هستيم و مكرر گفتهايم. سياستمدارانشان هم همينطور؛ رؤساى كشورهاى اسلامى بدانند: عزت و اقتدار اسلام، قوتِ آنهاست؛ قوت جمهورى اسلامى، مايهى پشتگرمىِ آنهاست. از اول پيروزى انقلاب، تبليغات سياسى دشمنان انقلاب، بنا را بر اين گذاشت كه مسلمانان اطراف جمهورى اسلامى را از دولت جمهورى اسلامى بترساند؛ سعىشان اين شد كه كشورهاى عربى، كشورهاى خليج فارس، آنطرفتر و آنطرفتر را از جمهورى اسلامى بترسانند. بيست و چند سال است اينها ديدهاند كه جمهورى اسلامى به هيچ همسايهاى، به هيچ غيرهمسايهاى و به هيچ كشورى تعرض نكرده است؛ اگر تعرضى هم شد، از طرف يك دولت عربى شد. همين صدامِ بدعاقبت هم به ما حمله كرد، هم به كويت حمله كرد؛ اگر فرصت پيدا مىكرد، به كشورهاى ديگر عربى هم حمله مىكرد. از طرف ايران، هيچگونه تعرض و تجاوزى به هيچكدام از اين كشورها نشده است؛ اين را ديدهاند. بايد بدانند عزت اسلام و عزت جمهورى اسلامى، مايهى قوت آنهاست. امريكا از ضعف دولتهاى اسلامى استفاده مىكند و به آنها زور مىگويد. اگر قوى باشند و پشتگرمى داشته باشند، نمىتواند زور بگويد. امريكا به دولت غاصب صهيونيست باج مىدهد، از دولتهاى عرب باج مىگيرد! اگر دولتهاى عرب به يك قدرت عظيم متكى باشند، مجبور نخواهند بود ديگر باج بدهند.
اين كه امروز دنبالش هستند، چندى است كه در خبرها و تحليلها و حدسهاى مفسران سياسىشان مطرح مىشود و واقعيت هم همين است كه امريكاييها دنبال اين هستند كه يك اتحادى متشكل از امريكا و انگليس و بعضى دولتهاى عربى عليه جمهورى اسلامى ايران درست كنند. دولتهاى عربى بايد خيلى بيدار باشند؛ بايد حواسشان خيلى جمع باشد. اتحاد دو دولت نحسِ نجس و دشمن با مصالح مسلمين عليه يك ملت مسلمان؛ يك ملتى كه در راه اسلام اين همه مجاهدت كرده است، اين همه براى عزت اسلام مايه گذاشته است، اينقدر جوان در راه نگه داشتن اين پرچم سربلند قربانى كرده است؛ كسى با دو رجس ِ نجس متحد بشود عليه يك چنين ملتى؟! كه البته فايدهاى هم نخواهد كرد. يك روزى بالاتر از اين اتحاد را هم كردند؛ امريكا و انگليس و شوروى و همهى اروپا و بسيارى از همين كشورهاى عربى در جنگ تحميلى عليه جمهورى اسلامى با هم متحد شدند؛ هدف هم اين بود كه قسمتى از خاك ايران را به وسيلهى اين بدبختِ روسياهِ بدعاقبت تصرف كنند و جمهورى اسلامى را بىآبرو كنند و بگويند نتوانست خاك خودش را حفظ كند؛ هشت سال هم زور زدند و همهى نيرويشان را به كار گرفتند، آخر هم هيچ غلطى نتوانستند بكنند. حالا هم همانطور است. توطئهى آنها عليه نظام اسلامى به جايى نخواهد رسيد. ولى بايد بيدار باشند و مراقب باشند در دام دشمنان نيفتند. هر چه جمهورى اسلامى از لحاظ علمى، از لحاظ فنآورى و از لحاظ اجتماعى قدرت پيدا كند، اين قدرت متعلق به دنياى اسلام است؛ يك وزنهى سنگينى در كفهى دنياى اسلام است.




