آتش زدن عكس رئيس جمهور و پاسخ احمدي نژاد
پس از آن كه عده ایی از ميليشياي تحكيم وحدت اقدام به آتش زدن عكس رئيس جمهور كردند، دكتر احمدي نژاد گفت: كساني مثل شهيد رجايي در راه دفاع از آزادي حقيقي و عدالت جان و تنشان را سوزاندند، افتخار من سوختن در راه تعالي اين ملت است.
نظرمدیروبلاگ:
من که ندیدم ولی اگه کسی دیده به من اطلاع بده ممنون میشم.
چیو؟![]()
این که توی یه دانشگاه ،هرجای دنیا که باشه عکس یه رئیس جمهور رو جلوی روش آتیش بزنن![]()
یادمه اگه به رئیس جمهور قبلی می گفتیم بالای چشمت ابروه ،متهم به گروه فشار بودن ،ضد دمکراسی بودن،آخ چرا به سیدمظلوم اهانت میکنید....وهزاران فحش پدر ومادر دیگه که نسیبمون میشد.
باز یادمه سال آخر ریاست جمهوری خاتمی روز ۱۶آذر وقتی سخنرانی میکرد بعضی از طرفداراری خود این جناب موقعی که انتقاد به عملکرد ۸ساله ایشون کردند این جناب که مشهور به اسوه اخلاق
وصبر
بودند از عبارت خفه شید برای دانشجوها استفاده کردند.
رئیس جمهور قبلی گفت خفه شید این رئیس جمهورعکس سوخته ببینیم چی گفته امروز:
احمدي نژاد گفت: هر كسي اين جا به من و شما تعرضي هم كرد، راضي نيستم حتي تذكري به او بدهيد.
احمدي نژاد گفت:مهروزي يعني اين كه همه روزنامهها، افراد و سياسيوني كه به احمدينژاد بد و بيراه ميگويند، احمدينژاد همه آنها را از ته دل دوست دارد و خدا شاهد است حاضر نيستم در رسيدن به قله تعالي به كسي آسيبي وارد شود،اما ميدانم كه علت اصلي مخالفت آنان اين است كه احمدينژاد از دانشگاه برخاسته تا عدالت را پيگيري كند.
باز یادمه همین چند ماه پیش بود که چند تا طلبه از رفسنجانی چند تا سوال پرسیدند(البته با لحن کمی پرخاشگرانه)و ایشون از قبل این جریان چه مظلوم نمایی هایی که نکرد وباعث شد برای اون چند تا طلبه احکام کیفری صادر بشه.
واقعا چقدر بی پشت و پناهی احمدی نژاد
بيانيه شماره 2 نخبگان حوزه و دانشگاه
إنّ الله يأمركم أن تؤدواالامانات إلي أهلها
بيترديد، مجلس خبرگان رهبري به دليل وظيفه بسيار مهمي كه در شناخت و تعيين رهبري نظام اسلامي دارد، از جايگاه بلند و كمنظيري برخوردار است و از اينرو بايد از صالحترين علماي بلاد تشكيل شود؛ علمايي كه به لباس اجتهاد و تقوا آراسته باشند، در تصميمگيريهاي خود ذرهاي رفاقت و دوستي را مدنظر قرار ندهند و در يك كلمه از هواهاي نفساني خويش تبعيت نكنند. چراكه امامراحلمان در پيام به خبرگان اول فرمودند: «كوچكترين سهلانگاري و مسامحه و كوچكترين اعمال نظرهاي شخصي و خداي نخواسته تبعيت از هواهاي نفساني بزرگترين فاجعه تاريخ را به وجود خواهدآورد.» براين اساس همه موظفيم با شناسايي نامزدهاي اصلح درجهت تشكيل مجلس خبرگان كارآمد، فعال و متقي بكوشيم. فرهيختگان جامعه علاوه بر لزوم حضور درپاي صندوقهاي رأي، موظفند نامزدهاي اصلح را به مردم معرفي كنند. «نخبگان حوزه و دانشگاه» نيز براي رسيدن به هدف فوقالذكر از ميان نامزدهاي محترمي كه براي استان تهران ثبتنام كردهاند پس از تحقيق و بررسي كامل، شخصيتهاي ذيل را نسبت به سايرين اصلح تشخيص داده و به مردم شريف معرفي و بر آن تأكيد ميكنند. البته اين معرفي نه تحميل است و نه لزوماً به معناي نفي همه كساني است كه نامشان در اين فهرست نيامده است. سفارش ما به مردم عزيزمان اين است كه نسبت به تكميل ليست شانزدهنفره براي انتخاب بقيه افراد، پس از تحقيق و بررسي با معيارهاي تقوا، ولايتمداري، اعتقادبه مشروعيت الهي ولايتفقيه، سادهزيستي، دوري از اشرافيگيري، پرهيز از اسراف و تبذير در تبليغات انتخاباتي صالحترين را انتخاب كنند.
1) آيتالله مشكيني
2) آيتالله مصباحيزدي
3) آيتالله خوشوقت
4) آيتالله سيدمحسن خرازي
5) آيتالله محمد يزدي
6) آيتالله جنتي
7) آيتالله محمديگيلاني
8) آيتالله رضا استادي
9) آيتالله عبدالنبي نمازي
10) حجتالاسلاموالمسلمين علي مؤمنپور
11) حجتالاسلاموالمسلمين عباسعلي اختري
حضرت آيت الله خوشوقت: به منحرفان غربي نبايد راي داد
جمعي از اعضاي شوراي مركزي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با حضرت آيت الله خوشوقت ديدار كردند.
به گزارش رجانيوز، در اين ديدار ابتدا دبير كل جامعه اسلامي دانشجويان با بيان اهميت و جايگاه مجلس خبرگان و تهديدات دشمنان براي اين دوره از مجلس خبرگان گفت: دشمناني كه در طول اين 28 سال و در پيچ هاي سخت نتوانستند ضربه اي به انقلاب بزنند امروز جايگاه ولي فقيه را نشانه گرفتهاند.
مجتبي ابراهيمي در ادامه افزود: از جايگاه مجلس خبرگان اين انتظار ميرفت كه در مواقع حساس كه هجمه عليه وليفقيه زياد بود به دنبال دفاع از اين جايگاه بر مي آمدند كه متاسفانه اين امر در گذشته انجام نشده است و بايد خبرگان بعدي در اين زمينه فعالتر وارد شود.
وي در ادامه افزود: ملاكهاي اين تشكل براي انتخابات خبرگان همان طور كه قبلا در مصاحبهها اعلام شده است، پايبندي كانديداها به «منشور روحانيت» حضرت امام (ره) و پذيرش جنبه قدسي و آسماني جمهوري اسلامي است.
پس از سخنان دانشجويان، آيت الله خوشوقت به سخنراني پرداخت.
آيت الله خوشوقت با بيان اين كه شرايط رهبري نظام اسلامي فراتر از شرايط مرجعيت است و رهبر نظام بايد فردي مدير، مدبر، با تقوا و عادل باشد، افزودند: اسلام با توجه به اينكه آخرين دين الهي است بايد تا زمان ظهور منجي آخرالزمان در بستر زمين دوام بيابد.
مشروح سخنان آيت ا... خوشوقت، نماينده حضرت امام خميني(ره) در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه مي آيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اسلام چون آخرين دين و كتابش آخرين كتاب پيامبرش آخرين پيامبر است نظرش اين است كه اين دين بايد تا زمان منجي آخر الزمان در بستر زمين دوام داشته باشد و براي اين كار يك راه بيشتر نيست و آن وجود حكومت بايد اسلامي است.
الگوي حكومت بايد حكوت خاتم الانبيا و حكومت علي ( ع ) باشد. در زمان غيبت هيچ حكومتي جز حكومت اسلامي نميتواند اسلام را ادامه دهد و به همين دليل اسلام با هر حكومتي جز حكومت اسلام مخالف و ضد است. شرط حكومت اسلامي اين است كه حاكمان خودشان مسلمان باشند و به صورت مادي و معنوي اسلام را ترويج كنند. نه خلافت، نه سلطنت و نه هيچ حكومت ديگري جز حكومت اسلامي به شيوه حكومت پيامبر اسلام مورد تأييد اسلام نيست.
در رأس اين حكومت اسلامي پيامبر يا حضرات معصومين و در زمان غيبت، فقيه آگاه كه خودش از عدالت برخوردار باشد قرار دارد، كه ما به آن وليفقيه ميگوييم. همه كارها منوط به نظر ولي فقيه است.
ولي فقيه هر جا با مسائل تخصصي آشنا نيست با متخصصين مشورت ميكند تا بهترين تصميم را بگيرد. ولي فقيه عادل دو جور است. يا مرجع است كه شرايط خاص خود را دارد و يا در رأس حكومت و مجري احكام اسلامي است كه در اين حالت بايد علاوه بر شرايط مرجعيت شرايط ديگري هم داشته باشد تا بتواند در شرايط مختلف تصميمات درست بگيرد. ولي فقيه بايد در تمام شؤون چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح، مقاوم، ايستاده و داراي شجاعت، مدير و مدبر باشد.
در صورت فقدان رهبري خبرگان بايد رهبر را سريعا مشخص كند كه خلأيي به وجود نيايد. رهبري كه عادل و باتقوي و با شجاعت و مدير ومدبر و … باشد.
همه مسلمانها همانطور نماز مي خوانند و امر به معرف و نهي از منكر ميكنند، موظفند پشتيبان ولي فقيه باشند. چون اگر او نباشد اسلام نيست.
هيچ كدام از اصناف نميتوانند در جاي ولي فقيه بنشينند. اصناف مانند كارگرها و كشاورزان و كسبه و تجار و ... با مسائل اسلامي آشنا نيستند وشرط اصلي حاكم اسلامي يعني فقاهت ندارند. عده اي هم تحصيل كردگان آمريكا و و اروپا هستند و احكام خدا را بلد نيستند و يا خداي نكرده شيوه ي حكومت غربي را قبول كرده اند. فقها كه دروس اسلام و فقه را خوانده اند و در زمان جنگ و صلح و در مسائل اقتصادي و .. دستور اسلامي را مي دانند، به قيد داشتن تقوا و عدالت شايسته حاكميت اسلامي هستند. بنابر اين مسأله ولايت فقيه يك مسأله عقلي و خرد پسند است.
منتها وظيفه عموم مردم در تمام انتخابات ها اين است كه به اشخاص صلاحيت دار و واجد شرايط راي دهند، اين خيانت است كه به كسي كه نظام را قبول ندارد و فكرش فكر غربي است پست بدهند، هر يك راي بسيار كار ساز است. همين راي موجب مي شود كه افراد در يك جايي پست بگيرد
هر مسلماني در هر انتخابات موظف است به كساني راي بدهد كه اسلام را قبول داشته باشد، معتقد به حكومت اسلامي در زمان غيبت باشد و همچنين پشتيبان ولي فقيه عادل باشد. به آن كساني كه امروز به انحرافات غربي شناخته شدهاند به هيچ وجه نبايد راي داد. به كساني كه اين ها را تاييد ميكنند هم ما حق نداريم راي بدهيم. هر كسي طرفدار دين است بايد به او راي داد و گر نه خيانت به اسلام و خون شهدا كرده ايم.
سوال: نقش مردم در حكومت اسلامي كه در ايران امروز به صورت جمهوري اسلامي تبلور يافته است چيست؟
مردم حافظ و نگهبان حكومت اسلامي كه در راس آن ولي فقيه عادل قرار دارد هستند، مردم بايد هم حافظ حكومت اسلامي باشند و هم حافظ شخص اول حكومت اسلامي كه ولي فقيه است. چون وظيفه ما كمك به دوام اسلام است و براي آن بايد حكومت اسلامي و شخص ولي فقيه پا بر جا باشند. بدون ولي فقيه حكومت اسلامي نخواهد شد. اين كه شما مي بينيد حكم رئيس جمهور يا ساير منتخبان را هم بايد ولي فقيه تنفيذ بكند به همين دليل است تمام اختيار به دست ولي فقيه است.
در اسلام ولي فقيه قبلا تعيين شده است و زميني نيست. اما اگر بخواهد اين ولي فقيه پست بگيرد و احكام اسلام را اجرا كند بايد مردم به او راي دهند بنابر اين راي دادن به چنين شخصي از نظر اسلام بر مردم از حقوق و واجبات مسلم است. زيرا اگر مردم از او حمايت نكنند او نمي تواند حاكم شود و مانند حضرت علي (ع) خانه نشين مي شود. بنابراين نقش مردم در به قدرت رساندن ولي فقيه شرط لازم و ضروي است بدون مردم ولي فقيه نمي تواند كاري انجام دهد اما مشروعيت او را اسلام داده است.
سوال: يكي از مسائلي كه بارها مطرح شده و اخيرا هم دوباره در كشور مطرح شده است، مسئله شوراي رهبري است. آيا مسئوليت رهبري را مي توان به يك شورا سپرد؟
ما در اسلام هيچ پستي در اداره شئون اسلام شورايي نبوده است، نه پيامبري نه امامت نه مرجعيت تقليد. اگر شورايي باشد ممكن است بينشان اختلاف بيفتد، اگر حكم صادر كردند سست تلقي مي شود. بنابراين مسئله شوراي رهبري اصلا نبايد مطرح شود.
يكي از نتايج اين گفته كه رهبري شورايي باشد اين است كه گوينده قطعا با فرد رهبري ميانه اش خوب نيست، چون معتقد است بايد چند نفر باشند نه يك نفر.
سوال: يكي از نظريه ها در زمينه حكومت اسلامي اين است كه دايره اختيارات ولي فقيه فقط در حوزه راي دهندگان به اوست. در اين باره چه نظري داريد؟
مردم راي هم ندهند او سر جايش است، منتها ولي فقيه سمت را به دست نمي گيرد. حضرت امير كه راي نياورد امامتش به هم نخورد مردم وظيفه شان است كه كمك كنند، اما اگر نكردند او پستش سرجايش است. بر آنها كه او را قبول دارند بايد كمك كنند ولي فقيه مشغول به كار شود. واجب شرعي است.
ولايت فقيه به هيچ وجه ساقط نمي شود مگر اينكه شرايط ساقط شود، مثلا خداي نا كرده بيماري بگيرد كه نتواند وظايفش را انجام دهد يا از عدالت ساقط شود.اما اگر آن شرايط جمع باشد هيچ كسي نمي تواند او را از رهبري ساقط كند. اما اگر راي ندهند او نمي تواند كار كند. بنابراين واجب است راي دهند، واجب شرعي است. چون دوام اسلام با دوام ولي فقيه تحقق پيدا مي كند. دوام اسلام با هيچ نوع سلطنتي و حكومت ديگري امكان پذير نيست.
چه كساني نبايد به مجلس خبرگان راه يابند
چه كساني نبايد به مجلس خبرگان راه يابند. به عبارت ديگر چه كساني شايستگي راهيابي به مجلس خبرگان رهبري را ندارند؟ يقيناً ملت بزرگوار ايران در ارادت خالصانه و معتقدانه به ساحت مقدس ولايتفقيه، مرجعيت عظيمالشان و روحانيت عظيم اصيل و وارسته كمترين ترديدي ندارد. عملكرد نامطلوب، سياسيكاريهاي آلوده، دريوزگي به درگاه بيگانگان، فساد خانوادگي، ثروتاندوزي و قدرتطلبي و حزبسازي و باندبازي توسط تعدادي از دارندگان لباس روحانيت در سه دهه گذشته در اعتقاد و پيوند تنگاتنگ ملت با روحانيت و مرجعيت ذرهاي ترديد ايجاد نكرده است. ملّت ايران از فهم و درك بالايي بهرهمند است و تيزهوشي او باورهاي ايمانياش را از خدشهها مصون ميدارد.
اگر چنين نبود هشت سال ويرانگر دوران سازندگي و هشتسال براندازي اصلاحطلبي بايد، «جدايي» و «تقابل» ملت را با آئين روحانيت ثمر ميداد. چرا كه سركردگان اين دو دورة ناميمون، دارنده لباس روحانيت بودند، كه خود رأسا در واژگوني اصول و ارزشهاي ديني و احكام شريعت، ضربات مهلكي را وارد نمودند. آيا ذهن پوياي ملت فراموش ميكند كه رئيس دوره سازندگي در خطبههاي جمعه، «تعديل حجاب» را تفسير كرد، و دخترش مجري پيشگام آن شد؟ آيا سينههاي دردمند مؤمنان از خاطر خواهد برد كه رئيس دولت اصلاحات «شكست دين در برابر آزادي» را فرياد كرد، و در اين فريادگري به «مشروطه انگليسي» و «شريعتكشي» آن استناد جست؟ و مدح «مشروطه دينسوز» يكي از اصول خدشهناپذير فكري هر دو دارنده لباس روحانيت است.
واقعيت آن است كه فهم و ايمان بالاي ملت ايران، هيچيك از اين مصائب هولناك را به پاي روحانيت ننگاشت، و حساب اين افراد را در پرونده سياسيكاران حرفهاي نوشت، و به آنان هرگز با نگاه روحاني ننگريست.
تشييع پيكر مقدس حضرت آيتالله العظمي تبريزي از سوي ملت بزرگ ايران، «نماد برجستهاي» بود تا چند سياسيكار دارنده لباس روحانيت را هشدار دهد. هشدار به اين كه مردم متشرع و فهيم ايران مرجعيت و روحانيت را با اصالت و وارستگي و زهد و سلامت نفس و خدمت خاضعانه به فقه جعفري ميشناسند. ملت قدردان همه تلاشهاي مرجعيت و روحانيتي است كه همّ و غم خود را صرف پاسداري از «مباني فكري تشيع» ميكند، و «شريعتمداري» را در برابر «غربمداري» ماموران بيگانه در لباسهاي مختلف، ترويج مينمايد.
ملت به درستي دريافته كه زعيمي چون حضرت آيتالله العظمي تبريزي، مروج فرهنگ «فاطمي سلام الله عليها» بود و بدون هراس از نگاه ناسالم غربزدگان، اين عَلَم متعالي را برافراشت.
با همين باور، ملت در انتخابات خبرگان رهبري، در پي نوشتن نامهايي است كه «ولايتمداري» را در عمل نشان دادهاند. از ويژگيهاي بارز مجتهدان شايسته براي ورود به مجلس خبرگان، نه سه دهه رياست سياسيكارانه است، نه داشتن دكتراي مكاتبهاي يا افتخاري از دانشگاههاي آمريكا و انگليس و فرانسه است و نه مورد ستايش واقع شدن افكار و اعمالشان از سويي شرك و كفر غرب و غربزدگان؟! بلكه زهد و تقوي، دنياگريزي و مردمگرايي، شيفتگي براي خدمت به خالق و مخلوق و فداكردن زندگي خود و خانواده براي اعتلاي دين، بارزههاي مشروع و مقبول مجتهداني است كه منتخب مردم خواهند بود. به همين جهت «نامهايي كه داراي عملكرد نامطلوب و نگاه انحرافي به ولايت فقيه، و مورد حمايت بديهي و مسلم بيگانگان از آنان در انتخابات گذشته» بودهاند، در آراي ملت جايي ندارند.
اين «اصل» در واقعيت خود، يعني دوستي و اعتقاد، پيوند و اعتصام به «حبلالله مرجعيت و روحانيت» در «استحكام ساختار ركن ركين ولايت فقيه» است.
جاي شگفتي است كه رئيس مجمع تشخيص در نطق انتخاباتي خود در شهر ري، از سر دلسوزي!! هشدار ميدهد «آنهايي كه تصور ميكنند ميتوانند ريشه روحانيت را بزنند سخت در اشتباهند، چون در واقع ريشه خود را ميزنند.» اگر دوري از مردم، و قرار داشتن هميشه در اتاق شيشهاي دليل عدم شناخت ملت از سوي گوينده شده است بايد در پرسش شفاف پرسيد چه كساني ميخواهند ريشه روحانيت را بزنند؟ آيا به استثناي وابستگان و مامورين بيگانه، در ميان قشرهاي گوناگون عاشورايي اين ملت از اين افراد يافت ميشود؟
احزاب كارگزاران «ليبرال»، و اعتماد ملي «دموكرات»، مشاركت «بيگانهپرست»، كه در يك «تغيير ايدئولوژيك» انحراف مبنايي خويش را اعلان داشتند، بزرگترين دشمنان روحانيت اصيل ميباشند. حال چرا بنيانگذاران اين حزبها، دارنده لباس روحاني هستند؟ و چرا هزينههاي كلان با منبع نامعلوم مالي اين حزبها براي رايآوري چند دارنده لباس روحاني، خرج ميشود؟
رئيس مجمع تشخيص افزوده است: «با كودتاي خزنده ميخواهند جوامع اسلامي به خصوص جوامع شيعي را كه از ساختار ولايتفقيه بهرهمند است، محروم كنند.» آري اين حركت در 16 سال حاكميت سازندگي و اصلاحات در كشور دنبال شده است. اينك در آستانه انتخابات، بحث شورايي كردن رهبري نيز يكي از راهكارهاي «ضدشيعي» و «برانداز» از نوع «اصلاحطلبانه» و «خردگرايانه» است.
گوينده به «رنجاندن علماء كه هزاران مريد دارند» اشاره كرده و آن را كار خوبي ندانسته است. اولا: اين امر بديهي نيازي به توصيه وي ندارد. ثانياً: همه ملت از هر قشر و گروهي مريدان و معتقدان به علماي رباني ميباشند و هزاران نفر در محاسبه او، نشان از عدم آگاهي نسبت به باورهاي مردم دارد. ثالثاً بايد گفت؛ علماي دينباور كه پاسداران مرزهاي شريعت و مروجان فقه جعفري هستند، از دو دهه پيش در رنج و تعب به سر ميبرند. آنگاه كه دولت سازندگي و دولت اصلاحات با خويشاوندسالاري و قبيلهگرايي، ويرانگري سياسي و اقتصادي را در سراي امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف رايج كرد، و آن گاه كه سران دارنده لباس روحاني آن به «اصلاح دين»!!! پرداختند و خواستههاي فردي، گروهي، خانوادگي و البته «حقوق بشري» را به نام «دين» نشر دادند، قلب علماي رباني به دليل رنجش بيش از پيش قلب عالم امكان حضرت صاحبالامر عجلالله تعالي فرجه الشريف به درد آمد. مگر نه اين است كه در يك سال و اند گذشته با اخراج مهاجمان به ساحت دين و هتاكان و متجاسران به احكام شريعت، قلب مؤمنان شاد گرديده است؟ آري درست است. آنان كه در صدد ريشهزني روحانيت هستند، در حقيقت «ريشه خود» ميزنند. سفر «خاتمي» به آمريكا و انگليس، افاضات دبير سابق شوراي امنيت در راستاي اهداف آمريكا، و جمع وابستگان فكري به بيگانگان در مركز تشخيص، همه و همه از عوامل رنجيدن علماء و همه مؤمنان معتقد به آنان است. آيا ثمره رنجش علماء و پيروان آنها در نهمين انتخابات رياستجمهوري به صورت عيني و گسترده انجام نگرفت؟!
اما نكات جالبتر در سخنان رئيس مجمع كه نامزد خبرگان نيز هست، مطالبي پيرامون «اصل ولايتفقيه» است. كافي است چند جملة او را عينا مرور كرد:
«اين مساله آنقدر مطرود بود كه روزهاي اول انقلاب، حتي در فكر پيشتازان انقلاب هم نبود»، «متن پيشنويس كه ولايتفقيه در آن نبود، امام هم به ذهنش نرسيد كه چنين چيزي را در قانون بياورد.»، «بحث ولايت فقيه در بين خبرگان كه شخصيتهاي معتبر و بزرگي بودند، مطرح شد.»
لازم است:
1. ادبيات گوينده را با ميزان پايبندي وي به «اصل ولايت فقيه» تفسير كرد. آيا ميتوان تصور كرد كه كلمة «مطرود» براي ولايت فقيه به كار رفته باشد؟! اما اين مساله اتفاق افتاده! آن هم در نطق انتخاباتي براي رسيدن به كرسي مجلس خبرگان رهبري؟
2. از ديد گوينده در نظام اسلامي نوپا (در سال 58) اصل ولايت فقيه كه مبناي قيام و انقلاب حضرت امام سلامالله عليه بود و بحث تئوريك آن در آغاز آن دهه از سوي حضرتش در نجف اشرف تدريس شده و در كتاب مباركي منتشر گرديده بود، يك «مساله مطرود» ديده ميشود؟
3. شگفتي از آن است كه سياسيكاري و «تبليغات همهپسند» سبب ميگردد كه اين فرد كه خود را پيشتاز انقلاب هم ميداند، آشكارا امام سلامالله عليه را متهم كند كه حتي پس از برپايي نظام اسلامي، «ولايت فقيه» را در «ذهن» هم نداشتند. عجبا! چگونه اين بيرحمي حاكي از شيفتگي سياسي به انجام ميرسد و هيچيك از حضار كه البته از روحانيون هم بودهاند؟! اجازه اعتراض به خود نميدهند؟ آيا گوينده ميپندارد همه نسلي كه از اول انقلاب مساله «ولايت فقيه» و ديدگاه و تلاش حضرت امام سلام الله عليه را براي حاكميت آن به خاطر دارند، مردهاند؟! آيا «مرگآباد»هاي سياسي كه شنونده اين اتهامات نسبت به امام سلام الله عليه - كه باعث انحراف عظيم فكري و مبنايي در «مشروعيت نظام اسلامي بر اساس ولايت فقيه» ميشود - هستند، مينشينند تا وي آزاد و آسوده هر چه ميخواهد دل تنگش بگويد؟
4. بر همه آگاهان محرز است پيشنويس قانون اساسي كه در پاريس توسط روشنفكران تهيه گرديد، مورد قبول حضرت امام سلامالله عليه نبود! دليل آن برپايي مجلس ديگري با امر امام براي بررسي آن است. همان مجلس مبارك و مقدس خبرگان قانون اساسي كه آن پيشنويس را به دليل الگوي غربي داشتن و فقد مباني اسلامي به ويژه ناديده گرفتن اصل ولايتفقيه كاملا دوبارهنويسي نمود و البته قانون جديد مورد تاييد و صحهگذاري حضرت امام سلام الله عليه واقع شد.
5. به هر حال خوب است گوينده كه جز خود كسي را نميبيند و جز خود هيچكس را روحاني صالح و انقلابي نميداند، حاضر شده خبرههاي تدوينكننده قانون اساسي نهايي را «شخصيتهاي معتبر و بزرگي» بداند و وارد ساختن خدشه و ضربه در جريان و مباني انديشه و عمل حضرت امام سلامالله عليه، ولايت فقيه را بحث مطرح شده در بين آنان بخواند. علاوه بر اين افاضات گوينده يكي از شرايط مجتهدان مجلس خبرگان را عادلبودن ذكر كرده است، از اين روي بايد گفت بنا بر ذكر خود اين فرد، مردم به غير عادل (عادل نسبي) راي نخواهند داد. قرار نگرفتن نام يكيدو چهره سياسي مشهور در يك ليست و جايگزيني عارف فقهي چون حضرت آيتالله خوشوقت براي تهران بزرگ نيز به همين دليل است.
آيا كسي كه به آساني و براي جلب آراء به تحريف و تخريب مباني ميپردازد، از عدالت بهرهمند است؟ آيا فرد و يا افرادي كه خانوادهسالاري يا قبيلهگرايي را حاكميت دادهاند و هماكنون به وسيله احزاب خودساخته ريشه دين و روحانيت و ولايت فقيه را نشانه رفتهاند و با همه دقت سياسي گاهبهگاه پرده از اعتقادات متزلزل خود بر ميدارند نشاني از عدالت دارند؟ آيا افرادي كه رشوهگيري 5 ميليون دلاري يكي از پسرانشان در سطح بينالمللي رسوايي به بار ميآورد و پسر ديگر در انتخابات رياستجمهوري اعلان مي كند با روي كار آمدم پدرم بساط ولايت فقيه جمع خواهد شد و دخترانشان يكي در انگليس و يكي در امريكا و يا ايتاليا با هزينه!؟ و با هدف و راهكار؟!! به سر ميبرند، شايستگي ورود به خبرگان رهبري يا ارايه ليست براي آن دارند؟ آيا دارندگان لباس روحاني كه در رياستهاي خود و پس از آن مروجان تفكر انديشهسوز غرب ميباشند و افتخارشان ستايش چند فرد امريكايي و انگليسي از آنهاست و سرشان براي به گردن انداختن بند غربي در برابر انگليس و آمريكا خم ميشود كه يعني دكتراي افتخاري بگيرند، از نظر ملت صلاحيت ارايه ليست دارند؟ و يا حمايتشان از همپالگيهاي خود آراي ملي را برايشان ثمر ميدهد. واقعيت آن است كه آن ها در 8 سالهاي حاكميتشان جز ويرانگري در فرهنگ و اقتصاد و ذلت و تسليم در سياست نداشتهاند، مطرود اين ملتاند. هم براي قبضه شوراي شهر و هم مجلس و هم رياستجمهوري كه در دوره گذشته طرد و قهر ملت را در حد فاجعهبار نسبت به خود ديدند، اين افراد قصد هجوم به خبرگان رهبري نمودهاند. ملت با بصيرت كامل از ميان نامزدها فقط به وارستگان و زاهدان، پايبندان قطعي به ولايتفقيه و سيره حضرت امام راي خواهد داد. و به سينه هر آن كسي كه با دست و پا زدن مافيايي و هزينه گزاف تبليغاتي ويژهخواري گذشته را دنبال ميكند و يا سوداهاي جديد در سر ميپروراند دست رد خواهد زد.
ملت به خوبي ميداند كساني كه زهد و رياضت را عوامفريبي ميدانند و سالمسازي جامعه را در جهت مهيا شدن زمينه انتظار فرج به مسخره گرفته و به مبارزه ميطلبند، به هيچ وجه صلاحيت ورود به خبرگان را ندارند. همچنين كساني كه هنرشان سياستپيشگي است و امتيازاتشان پذيرش اوامر اتحاديه اروپا و آمريكا پيرامون انرژي هستهاي در گذشته است و در تئوري بدعتگذار مرزبندي بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي هستند، از نظر مباني اعتقادي مشي سياسي و اصول و ارزشهاي عملي، در تضاد با ولايتفقيه و مردم ولايتمدارند. بنابراين آراي مردم در حول نام آنها جهتگيري نخواهد شد. انشاء الله
|
فاصله تا کجاست؟ از زمين تا آسمان | |
|
حسن طاهري * اشاره: در سرچشمه مشروعيت حکومت ولايي همواره بحث و نزاع فراواني ميان صاحب نظران و انديشمندان وجود داشته است. نزاع فکري و علمي پيش از آن که در نگاه سياسي و حکومتي ريشه داشته باشد، برخاسته از نگاه اعتقادي و فلسفي به حقيقت هستي و جهانبيني است. در اين ميان در گذر تاريخ، آراء و عقايد فراواني وجود داشته که در نوشتار زير علاوه بر اشارهاي گذرا و کوتاه به سير تاريخي اين آراء، نظرات برخي افراد نيز نگاشته شده است. با گذشت ربع قرن، برخي از صاحبان ديدگاه مشروعيت آسماني حکومت، در نظرات پيشين خود تجديد نظر و آراء جديدي را ارائه نموده اند. در اين نوشتار تنها بررسي سير آراء موافق، مخالف و تجديدنظر طلبان در مشروعيت الهي حکومت ديني، مدنظر نويسنده مي باشد.
حکيمان و عالمان چه گفته اند؟
انقلاب اسلامي و تحقق آرمان پيامبران
مردي براي ولايت
روشنگران حکومت فقه و عدالت
فاصله تا کجاست، از زمين تا آسمان!؟
اين تفاوت ديدگاه در مواضع سردار اصلاحات! يعني سيدمحمد خاتمي نيز آشکارا ديده مي شود. سيدمحمد خاتمي 20 سال پيش، در تاريخ 4 اسفند 1363 در جمع مردم چنين گفته است: «حاکم را رأي مردم تعيين نمي کند، حاکم را خدا معين مي کند. برخلاف حکومتهاي عرفي حالا از هر نوعش باشند... در اسلام رأي مردم، انساني را حاکم نميگرداند. حکومت ملاکهاي واقعي دارد که خدا بيان کرده... در زمان غيبت ملاک ها حاکمند. خدا و پيغمبر خدا و اولياء معصوم خدا، ملاک ها را مشخص كرده اند که عبارت است از دانايي، تدبير و تقوي. در رأس دانايي ها، دانايي به دين خدا است... در نظام اسلامي همين ملاک ها بايد بر مردم حاکم باشد. اين امور، اموري نيست که به رأي مردم ايجاد بشود.» 25 او چنين گفته بود: «از نظر من دموکراسي فقط تحت شرايطي خاص محقق مي شود: اول اين که قدرت بايد منشأ زميني داشته باشد که با خواست مردم همراه شود، دوم اين که اين قدرت بايد در برابر ملت مسئول باشد، سوم اين که ملت بايد قادر باشد در صورتي که بخواهد قدرت را تغيير دهد. اگردر نظر بگيريم که اسلام مي تواند خود را با اين معيارها تطابق دهد، آنگاه مي توانيم اسلامي سازگار با دموکراسي را متصور شويم. من شخصاً اسلام را تحت شکل معاصرش اين طور درک مي کنم.» 26
زمين نشستگان
* سردبير نشريه فرهنگ پويا | |


