روز جهانی قدس روز بیداری امت اسلامی
بیانات مقام معظم رهبری در مورد مسئله لبنان و فلسطین در نماز جمعه هفته گذشته:
مسئلهى لبنان، يك مسئلهى معمولى و عادى نبود. اين جنگ سى و سه روزه، يك پديدهى تاريخى بود. ما حادثهاى شبيه آن در كل اين منطقه به ياد نداريم و دشمنان ملتهاى مسلمان و بيدارى اسلامى هم هرگز انتظار و توقع چنين چيزى را نداشتند؛ اما اتفاق افتاد.
اين جنگ سى و سه روزه، يك طرف پيروزمند داشت، يك طرف شكست خورده. خوب معلوم است طرف پيروزمند، حزباللَّه لبنان، مقاومت لبنان، ملت لبنان و درواقع امت اسلامى بودند. همهى ملتها خوشحال شدند. شنيديد و واقعيت همين است كه امروز نام حزباللَّه و رهبر آن در دنياى اسلام و كشورهاى عربى و بين ملتها، جزوِ شيرينترينِ نامهاست. افرادشان جزوِ محبوبترين انسانهايند. در كشور خود ما هم همينطور است. در تركيه، مصر، شمال آفريقا و در كشورهاى اسلامى، همهجا همينطور است. اين نشاندهندهى اين است كه همهى دنياى اسلام خودشان را در اين پيروزى سهيم ميدانند. طرف شكست خورده، البته صهيونيستها بودند؛ دولت جعلى اسرائيل بود؛ اما هيچكس در دنيا نماند كه امريكا را هم جزوِ طرفهاى شكست خورده نداند. اروپاييها هم اين را تصريح كردند، ديگران هم گفتند، خود امريكاييها هم با زبان بىزبانى به شكلهاى مختلف، گفتند. امريكا هم در اين قضيه شكست خورد. بديهى است اينها در سطوح مختلف، وابستگانى هم در منطقه دارند؛ آنها هم جزوِ جناح شكست خورده محسوب ميشوند. همان كه عرض كرديم، اين پيروزى از يك طرف و شكست از يك طرف، يك حادثهى بزرگ بود و عبرتهايى هم با خودش دارد كه ملتها - چه دشمنان بخواهند، چه نخواهند - از اين عبرتها استفاده خواهند كرد؛ يعنى ملت فلسطين، ملت عراق، ايران و ملتهاى ديگر، همه به چشم خودشان ديدند كه راه مقاومت و ايستادگى، تنها راه پيروزى است؛ راه ديگرى وجود ندارد؛ ولو مقاومت كننده يك گروه كوچك باشد؛ ولو آن قدرتى كه در مقابل آن مقاومت ميشود، ارتش درجهى يك دنيا باشد و از طرف امريكا هم حمايت بشود. هرچه باشد، اين يك راز و سنّت الهى است.
ايستادگى وسيلهى پيروزى است، منتها كسانى كه مقاومت ميكنند، بايد از خطرات مقاومت نترسند. اگر ترسيدند، در مقاومتشان اختلال پيدا خواهد شد و پيروزى به دست نخواهد آمد و اين، آفت اغلب ملتها و جماعات است، كه وسط راه دچار ترس ميشوند. اگر آن گروه، ملت و جماعتى كه ميخواهد مقاومت كند، از فقدان لذايذ زندگى، از فقدان حيات و از فقدان راحتى نترسد و ناراحت و آشفته نشود و پيش برود، بدون ترديد مقاومت با پيروزى همراه است. اين مقاومت وقتى با ايمان باشد، ادامه پيدا خواهد كرد. لذا ميگوييم و هميشه گفتيم كه ايمانِ همراه با مقاومت، به دنبالش پيروزى است. مراد ما فقط ايمان دينى هم نيست؛ ايمان به هر اصلى. البته اگر ايمان دينى باشد، آن وقت خداى متعال وعده كرده است كه همهى قوانين طبيعت و تاريخ در خدمت اين مقاومان قرار خواهد گرفت: «من كان يريد العاجلة عجلنا له فيها و نشاء لمن نريد»؛ اين مربوط به كسانى است كه دنيا را ميخواهند، نيّتشان دنيايى است؛ اما اراده دارند، ميخواهند و خدا ميدهد؛ و كسى كه ارادهى دين دارد، همينطور است. «كلّاً نمد، هؤلاء و هؤلاء». اين سنّت الهى است.
اين حادثهى لبنان، درسى به همهى مسلمانها داد و شما برادران و خواهران عزيز بدانيد كه بعد از قضيهى لبنان، صفحهى حوادث در اين منطقه ورق خورده است و ممكن است آثارش بهزودى معلوم نشود؛ اما بتدريج و در بلند مدت براى همه روشن خواهد شد. ملتها يك بار ديگر بعد از انقلاب اسلامى - كه پيروزى انقلاب اسلامى در آنجا تجربه شده بود - به چشم خودشان ديدند و تجربه كردند كه راه پيروز شدن و راه نجات، جز مقاومت در مقابل زورگويان، متجاوزان و ستمگران نيست.
آن چيزى كه من ميخواهم عرض بكنم اين است كه شكست خوردگان اين حادثه بيكار نماندهاند و نخواهند ماند؛ ماجرا پايان نيافته است. آنها مشغول فعاليت و تلاشند تا بتوانند نتايج اين ناكامى و شكست را مهار كنند؛ چون ضربهاى كه بر آنها وارد شده است، ضربهى سختى است. ضربه بر دولت مجعولِ اسرائيل است كه غرب يكپارچه - اروپا، امريكا و ديگران - هميشه در طول اين پنجاه سال، سعى كردهاند اين را سرپا نگه دارند. قوام اين دولت هم به ارتش آن است. ارتش بايد مورد اعتماد مردمش باشد. آنچه در اين حادثه مفتضح شد، ارتش اسرائيل بود كه دولت و تشكيلات و همهى روحيات ملى آنها وابستهى به آن است. اين ارتش پا در گل ماند و از يك گروه غيرنظامىِ با امكانات بسيار محدود و كم شكست خورد. لذا تكان شديد است و امريكا و فعالان صهيونيست بينالملل و بقيهى پشتيبانانشان، همه در تلاشند كه به شكلى اين شكست را مهار و جبران كنند و ترميم كنند. ما بايد مراقب باشيم و ببينيم آنچه را كه عليه دنياى اسلام، عليه امت اسلامى و عليه ملتهاى مختلف مسلمان - به تنهايى يا با هم - تدارك شده است، چيست؛ ما بايد هوشيار و بيدار باشيم. اولاً برنامهى اينها در خود لبنان، تضعيف حزباللَّه است. نتوانستند، ليكن رها نكردند. از لحاظ سياسى در صددند هر چه بتوانند حزباللَّه را تضعيف كنند. ميخواهند از قدرتمند و قوىتر شدنِ حزباللَّه جلوگيرى كنند؛ فشارهاى سياسى روى آن وارد كنند. اين نيروهاى سازمان ملل به نام «يونيفل» كه از كشورهاى مختلف آمدند و مأموريتشان اين است كه از مردم لبنان در مقابل تجاوز بيگانه حمايت كنند، ميخواهند مأموريت اينها را تغيير بدهند و اينها را در مقابل حزباللَّه - كه نيروى زندهى لبنان است - به حركت وادار كنند. اين كارها جزوِ برنامههايشان است. البته آن كشورهايى كه اين نيروها را فرستادهاند، حواسشان هست كه نبايد با ملت لبنان در افتاد و نبايد با حزباللَّه مواجه شد، ليكن سياستهاى امريكايى دنبال اين چيزهاست.
ملت لبنان حزباللَّه را دوست ميدارند. اغلب سياستمداران برجستهى لبنانى - چه شيعه، چه سنى و چه مسيحى - به حزباللَّه علاقهمندند و به آن افتخار ميكنند، ليكن دشمنانى هم هستند و تلاش ميكنند.
يكى از كارهايى كه دنبال ميكنند، مسائل فلسطين است. آنچه كه دارد در فلسطين اتفاق مىافتد، مقدارى براى جبران بىآبرويى اسرائيل در قضيهى لبنان است. بخش مهمى از اين فشارها، اين كشتار روزانهى مردم در فلسطين، اين حملهى به نقاط مختلف - چه در ساحل شرقى، چه در غزّه - به خاطر جبران آن بىآبرويى است و سعى دارند دولت حماس را ساقط كنند. آنچه كه من در اينجا ميخواهم برادران فلسطينى را به آن توجه بدهم - كه آن در بيانات عربى هم آمده است - اين است كه ما و مردم فلسطين و همهى ملتهاى مسلمان بايد توجه كنند كه واقعيت مردم عليه اشغالگر را به مردم عليه مردم تبديل نكنند. سعى دشمن اين است؛ فلسطينيها در مقابل فلسطينيها؛ در عراق هم عراقيها در مقابل عراقيها. اين را بايد همه مواظب و مراقب باشند. امروز اتحاد، مهمترين نياز مردم فلسطين است مثل بقيهى مناطق عالم...
روز قدس در پيش است؛ روز فرياد امت اسلامى بر عليه ظلم و عدوان پنجاه سالهى دشمنان امت اسلامى است. روز قدس را بايد همهى امت اسلام و همهى ملتهاى اسلامى گرامى بدارند و شما مردم عزيز ايران نيز مثل هر سال، به توفيق الهى اين روز را گرامى خواهيد داشت






تصاویری از راهپیمایی روز قدس در نجف اشرف:




مطالبی که در پی می آید واکنشی است به اظهارات آقای مسیح مهاجری درروزنامه جمهوری اسلامی و نیز در کلاسهای درس دانشگاه مذاهب اسلامی: که ایشان در این سخنان مسجد جمکران را خرافات و بدعت نامیده و گفته اند آیه الله فاضل لنکرانی نیز در خرافه بودن مسجد جمکران با ما هم عقیده اند. ایشان در اثبات مدعای خود اموری را نیز به امام خمینی (رض)نسبت داده اند . از این رو در صدد بر آمدیم نظر این بزرگان را در وبلاگ بیاوریم .منتظر پیامهای گرم شما عزیزان هستیم.
جمكران از نظر بزرگان
- مقام معظم رهبری
- آية اللّه بهجت
- آية الله سيد محمد باقر ابطحى اصفهانى (دام ظله)
- آية الله شيخ محمد تقى بافقى (رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى آقاى بروجردى (رحمه الله)
- حضرت آية الله حاج شيخ على پناه اشتهاردى (دام ظله)
- حضرت آية الله العظمى گلپايگانى (رحمه الله)
- آية الله آقاى سيد محمد على علوى (دام ظله)
- حضرت آية الله شيخ حسين نورى همدانى (دام ظله)
- حضرت آية الله العظمى آقاى شيخ عبدالكريم حائرى (رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ مرتضى حائرى (رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى حجّت (قدس سره)
- حجة الاسلام والمسلمين شيخ حسين كريمى قمى
- آية الله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى (رحمه الله)
- آية الله خرازى (مد ظله)
- حضرت آية الله العظمى امام خمينى (رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى (قدس سره)
- حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى (دام ظله)
- حضرت حجة الاسلام و المسلمين محسنى ملايرى (رحمه الله)
- آية الله آقا ميرزا جواد ملكى تبريزى (رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى نجفى مرعشى (رحمه الله)
- حاج شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى (رحمه الله)
- حضرت آية الله پايانى(رحمه الله)
- حضرت آية الله العظمى صافى گلپايگانى (دام ظله)
- آية الله مجتهدى تهرانى (دام ظله)
- آية الله العظمى فاضل لنكرانى (دام ظله)
- آية الله احمدى ميانجى (قدس سرهم)
- آية اللّه شيخ مرتضى حائرى (رحمه الله)
- آية الله العظمى شيخ محمّد على اراكى (رحمه الله)
- حضرت آية الله مصباح يزدى (دامت بركاته)
مسجد مقدس جمکران گنجینه فنا ناپذیر شیعه (مقام معظم رهبری)

اداره کشور با تکیه بر مولا
جمکران حلال مشکلات
آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم ایشان به ما امید دادند و فرمودند: شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست پس اضافه کردند:
من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گیوم که آماده شوید به جمکران برویم، راه قم را پیش میگیریم و راهی مسجد جمکران می شویم.
سروده مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى (مدّ ظله العالى) :
دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو ***سپند وار زكف داده ام عنان بى تو
ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ ***زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى ***پر است سينه ام از اندوه گران بى تو
نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق ***سر بهار ندارند بلبلان بى تو
لب از حكايت شب هاى تار مى بندم ***اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو
چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان ***نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو
ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم ***نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو
عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم ***چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو
گزارش غم دل را مگر كنم چون امين(*)***جدا از خلق به محراب جمكران بى تو
- تخلص شعرى مقام معظم رهبرى در اين شعر «امين» مى باشد.
آية الله العظمى بهجت (دام ظله)

خود اين مسجد افراد را راهنمايى مى كند، كسانى كه آنجا (مسجد جمكران) مى روند مسجد خودش آنها را راهنمايى مى كند چيزى خاص بيشتر از آنكه در زمينه مسجد جمكران بيان كرده اند ندارم كه بيان كنم، همه مطالب مربوط به مسجد را بزرگان گفته اند يا در كتابهايشان نوشته اند. منتهى حرف من اين است كه ما معتقديم اين مشاهد مباركه و مساجدى نظير مسجد جمكران مستغنى از معرفى هستند، ما بر اين اعتقاد هستيم.
اگر كسى بگويد رفتيم و چيزى در آنجا نديديم به حسب ظاهر بايد گفت از روى اعتقاد صحيح نرفته است يا براى امتحان رفته يا همينطورى رفته است. بهر حال بهترين معرف اين اماكن خودشان هستند(*).
- ملاقات برادران امور فرهنگى مسجد مقدّس جمكران با ايشان در مورخه 6/8/78، در بيت معظم له.
آية الله سيد محمد باقر ابطحى اصفهانى (دام ظله)
آية الله سيد محمّد باقر ابطحى اصفهانى فرمودند: شبى در عالم رؤيا ديدم فضاى ما بين قم و مسجد جمكران گويا تمام چمنزار است و داراى درختهاى سبز كه مهتاب بر آن مى تابيد و نهرهاى آب در آن جريان داشت، درختى را ديدم كه داراى شاخه هاى بسيار جذّاب و سر سبز و صداى روح بخشى از ميان آن به گوش مى رسيد كه به ذهنم خطور كرد صداى حضرت داوود است و در وسط آن درخت جايگاهى بود كه در آنجا آقايى نشسته و به نظرم آمد آقا حضرت بقية الله الأعظم امام زمان(عليه السلام) است، صحبتى را به ميان آوردم كه از ذكر آن معذورم، زيرا اشاره به عهد و پيمانى بود و سپس عرض كردم: «چه كنم كه به شما قرب پيدا كنم؟» به زبان فارسى فرمود: «عملت را عمل امام زمان قرار بده». من به خاطرم اين معنى رسيد يعنى آنچه را به ذهنت مى آيد اگر امام زمان بود عمل مى كرد تو هم همان را عمل كن. به عربى به حضرت عرض كردم: وهو الأمل، يعنى اين آرزوى من است. گفتم: چه كنم كه در اين امر موفق باشم؟ به عربى فرمود: «الاخلاص في العمل» از خواب بيدار شدم، چراغ خاموش بود، قلم و دفتر حاضر كردم و آن دو جمله سؤال و جواب را نوشتم، فردا درباره اين دوجمله سؤال و جواب او فكر كردم، به نظرم آمد در جمله اول حقيقت تشيع و در جمله دوم راه موفقيت را كه همان توحيد ذاتى و عملى باشد يافتم، اين دو جمله توصيه حضرت بود.
آية الله شيخ محمد تقى بافقى (رحمه الله)
عالم ربانى حضرت آية الله حاج شيخ محمّد تقى بافقى كه بارها خدمت امام زمان(عليه السلام) مشرف شدند و سهم بسزايى در رونق دادن به مسجد مقدّس جمكران قم دارند.
يكى از علماء حوزه از حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد محمّد رضا گلپايگانى نقل كرد كه ايشان فرمودند: در عصر آية الله العظمى مرحوم شيخ عبد الكريم حائرى كه عده محصلين حوزه علميه قم به چهارصد نفر رسيده بود، در زمستانى طلاب از حاج شيخ محمّد تقى بافقى كه مقسم شهريه مرحوم حاج شيخ بود عباء زمستانى خواستند و ايشان از مرحوم حائرى خواستند آية الله حائرى فرمودند: چهارصد عبا از كجا بياورم، گفت: از حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) بگير.
فرمود: من راهى ندارم، گفت: پس من انشاء الله مى گيرم و شب جمعه به مسجد مقدّس جمكران رفته و روز جمعه به مرحوم حاج شيخ حائرى گفت: آقا صاحب الزمان(عليه السلام) وعده فرمودند فردا كه شنبه است چهارصد عبا را مرحمت كنند.
و روز شنبه به وسيله مردى از تجار عباء رسيد و بين طلاب تقسيم كردند.
حضرت آية الله العظمى آقاى بروجردى (رحمه الله)

حضرت آية الله العظمى آقاى بروجردى(قدس سره)متوفى 1380 هـ . ق فرمودند: اگر موفق بشوم، در قم دو كار انجام خواهم داد، يكى راه مسجد جمكران را باز خواهم كرد، دومى بيمارستانى در شهر قم بنا خواهم نمود *.
اينجانب (آقاى شمس) شاهد تشرف مرحوم آية الله العظمى حاج آقا حسين بروجردى طباطبائى(رحمه الله)بودم كه چون محل پدرى ما نزديك به دروازه كاشان قم بود و راه نزديك جمكران از آنجا مى گذشت آن مرجع جهانى به وسيله درشكه تشرف به مسجد پيدا كردند و اهالى محل بخصوص ائمه جماعات اطراف آن محل آماده شدند كه در مراجعت آن مرحوم نماز مغرب و عشاء را به امامت آن مرجع در مسجد كيهانى برقرار سازند، حقير هم كه حدود 18 سال داشتم يعنى حدوداً سال 1330 بود حضور داشتم و ديدم كه بعد از نماز مغرب به عالمى امر كردند كه به مردم توصيه نمايند كه به مسجد جمكران رغبت نمايند و فرمودند: اگر براى من مقدور بود نمازهاى واجب روزانه را در مسجد جمكران ادا مى كردم.
ـ متن نامه حضرت حجة الاسلام واعظ شهير مرحوم آقاى سيد صادق شمس الدينى (معروف به شمس).
حضرت آية الله حاج شيخ على پناه اشتهاردى (دام ظله)
اين مسجد مبارك كه در بيش از يك فرسخى شهرستان قم واقع شده از روز اول تأسيس مورد توجه علاقه مندان به حضرت بقية الله روحى له الفداء بوده و هست و از آنجا بعضى كرامات هم مشاهده شده بالخصوص از زمانى كه تأسيس حوزه در اين بلده طيبه با همت مؤسس آن (مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى (قدس سره)) شده است.
مرحوم آية الله العظمى گلپايگانى توجه خاصى به آن مسجد شريف داشت و كراراً حوادث غير مترقبه كه پيش مى آمد، حقير به بيت آية الله گلپايگانى مى رفتم، مى گفتند آقا جمكران رفته تا متوسل به حضرت شود.
حضرت آية الله العظمى گلپايگانى (رحمه الله)
حجة الاسلام سيد محمّد باقر گلپايگانى فرمودند: براى پدرم هر زمانى كه بعضى مسائل پيش مى آمد به مسجد جمكران مى رفتند، گاهى اوقات صبح جمعه و گاهى ظهر و يا بعد از ظهر هم كه بود مى فرمود: مى خواهم بروم جمكران، حالا يا چهارشنبه يا سه شنبه يا دوشنبه يعنى معتقد به چيزى نبود. و گاهى اوقات نماز جماعت در آنجا برپا مى كردند.
در ايام جنگ تحميلى يك شب آقاى خليليان زنگ زد و گفت خدمت آقا (آية الله گلپايگانى (رحمه الله)) عرض كنيد كه الان در يكى از محورهاى مهم بچه ها در حال محاصره گازانبرى دشمن قرار گرفتند كه اگر دشمن موفق شود ديگر چيزى از ما باقى نمى ماند به آقا بگوئيد دعا كنند وقتى به آقا عرض كرديم دقيقاً خاطرم نيست كه بعد از نماز صبح بود يا وقت ديگر بود كه آقا مشرف شدند مسجد جمكران صبح دو مرتبه آقاى خليليان زنگ زد و گفت: بصورت معجزه آسائى عمليات دشمن با شكست مواجه شد و رزمندگان ما از محاصره بيرون آمدند و تعداد زيادى از دشمن اسير و كشته شدند.
يكى از علماء حوزه از حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد محمّد رضا گلپايگانى نقل كرد كه ايشان فرمودند: در عصر آية الله العظمى مرحوم شيخ عبد الكريم حائرى كه عده محصلين حوزه علميه قم به چهارصد نفر رسيده بود، در زمستانى طلاب از حاج شيخ محمّد تقى بافقى كه مقسم شهريه مرحوم حاج شيخ بود عباء زمستانى خواستند و ايشان از مرحوم حائرى خواستند آية الله حائرى فرمودند: چهارصد عبا از كجا بياورم، گفت: از حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) بگير.
فرمود: من راهى ندارم، گفت: پس من انشاء الله مى گيرم و شب جمعه به مسجد مقدّس جمكران رفته و روز جمعه به مرحوم حاج شيخ حائرى گفت: آقا صاحب الزمان(عليه السلام) وعده فرمودند فردا كه شنبه است چهارصد عبا را مرحمت كنند.
و روز شنبه به وسيله مردى از تجار عباء رسيد و بين طلاب تقسيم كردند.
آية الله آقاى سيد محمد على علوى (دام ظله)
بهتر آن است كه مقدارى درباره مسجد جمكران توضيح داده شود تا مؤمنين اهميت بيشترى بدهند، در كتاب مونس الحزين به سند معتبر از امير المؤمنين على صلواة المصلّين از جمكران و مسجد آن خبر داده و فرموده كه اين زمين از زمينهاى ديگر جداست و مقدّس مى باشد.
چه گويم در حق مسجدى كه حضرت بقية الله ارواح من سواه فداء بر حسب نقل محدث نورى و غيره درباره اش چنين فرمودند: «من صلّى فيه كمن صلّى في البيت العتيق». يعنى خواندن نماز در اين مسجد همانند خواندن نماز در كعبه است.
و چه مناسبت خوبى است بين مسجد جمكران در كنار حرم اهل البيت(عليهم السلام)و عش آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين كه شيعيان شبهاى چهارشنبه در آنجا جمع شوند و مشغول به ذكر و دعا و نماز براى آن حضرت باشند، و بين مسجد سهله در كنار حرم امير المؤمنين (عليه السلام) و كوفه كه شيعيان آنجا هم نيز در شبهاى چهارشنبه مشغول به زيارت هستند گرچه بسيارى از مردم از عظمت و فضيلت اين مكان مقدّس غافلند و به آن توجهى كه بايد داشته باشند ندارند، و در پيام حضرت حجّت (عج) آمده است كه به مردم بگوئيد قدر اين مسجد را بدانند و در همين راستا است كه مراجع بزرگ و آيات عظام مانند آية الله حائرى و مؤسس حوزه علميه قم و بروجردى و حجّت و گلپايگانى و مرعشى نجفى و شيخ مرتضى حائرى (قدس سره) براى اين مسجد اهميت زيادى قائل بودند. فضائل و مناقب و بركات اين مسجد بيش از اين است كه بتوان در اين مختصر گنجاند.
حضرت آية الله شيخ حسين نورى همدانى (دام ظله)
بنده كه در اواخر سال 1362 قمرى به حوزه مقدسه قم آمدم، پس از چند روزى سخت مريض شدم و چون در مضيقه اقتصادى بودم از مراجعه به طبيب هم ناتوان بودم، با زحمت زياد به مسجد مقدس جمكران به قصد استشفاء رفتم، پس از انجام اعمال مسجد و توسل به حضرت ولى عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء از مسجد خارج شدم و چند دقيقه اى ـ چون آن روز غير از يك مسجد كوچك با چند اطاقى كه در جوار مسجد بود چيز ديگرى نبود ـ نشستم كه خوابم گرفت، و چون بيدار شدم اثرى از آن بيمارى در خود نديدم.
در سال 1378 براى نماز استسقاء و طلب باران مرتبه اول به خاكفرج رفتيم و نماز را در آنجا خوانديم ولى من اثرى نديدم. اما دفعه دوم كه مى خواستيم نماز استسقاء را بخوانيم به جمكران آمديم، چون ماه رمضان بود و مردم همه روزه بودند و البته نماز باران سه روز روزه لازم دارد، با آنكه در آن روز يك لكه ابرى هم در آسمان نبود، همان شب باران حسابى نازل شد و دليلش اين بود كه اين دفعه ما به امام عصر (عليه السلام)پناه آورده بوديم. همان شب خيلى ها به من تلفن زدند كه آقا اين چه كرامتى است؟!
و من مطمئن بودم ـ ما خودمان كه لياقتش را نداريم ـ ولى در ميان مستمعين و حضار كه بيشتر پيرمرد و زن و زوّار بودند حتماً افراد دل شكسته و مستجاب الدعوة وجود داشت.
مرحوم حضرت آية اللّه العظمى آقاى حاج شيخ محمّدى على اراكى(طاب ثراه) در نماز جمعه قم فرمودند:
چند روز به اول ماه مانده عالم ربانى آقاى حاج شيخ محمّد تقى بافقى محضر مبارك آية اللّه العظمى شيخ عبدالكريم حائرى متوفاى 1355هـ.ق مى رسيدند جهت شريه طلاب حوزه، سؤال مى كردند وضع شهريه چطور است؟
مرحوم حائرى مى فرمودند: جز سرمايه توكل چيزى در دست نيست، ايشان «آقاى بافقى» راهى مسجد مقدّس جمكران مى شدند، از توجهات حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) مشكل شهريه حل مى شد.
حضرت آية الله العظمى آقاى شيخ عبدالكريم حائرى (رحمه الله)

مرحوم حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمّد على اراكى طاب ثراه در نماز جمعه قم فرمودند: چند روز به اول ماه مانده عالم ربّانى آقاى حاج شيخ محمّد تقى بافقى محضر مبارك آية الله العظمى شيخ عبد الكريم حائرى متوفاى 1355 هـ . ق مى رسيدند جهت شهريه طلاب حوزه، سؤال مى كردند وضع شهريه چطور است؟ مرحوم حائرى مى فرمودند: جز سرمايه توكل چيزى در دست نيست، ايشان «آقاى بافقى» راهى مسجد مقدّس جمكران مى شدند، از توجهات صاحب الزمان(عليه السلام) مشكل شهريه حل مى شد.
حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ مرتضى حائرى (رحمه الله)
ايشان مى نويسند: مسجد جمكران يكى از آيات باهرات عنايت آن حضرت است، و توضيح اين مطلب در ضمن چند جهت ـ كه شايد خيلى ها از آن غافل باشند ـ مذكور مى شود:
1 ـ داستان مسجد جمكران كه در بيدارى واقع شده، در كتاب تاريخ قم كه كتاب معتبرى است، از صدوق عليه الرحمة نقل شده است.
2 ـ داستان مشتمل بر جريانى است كه مربوط به يك نفر نيست، براى اين كه صبح كه مردم بيدار مى شوند مى بينند با زنجير علامت گذاشته شده است كه مردم باور كنند. و اين زنجير مدتى در منزل سيد محترمى ظاهراً به نام سيد ابو الحسن الرضا بوده است، و مردم استشفاء به آن مى نموده اند. و بعداً بدون هيچ جهت طبيعى مفقود مى شود.
3 ـ جاى دور از شهر و در وسط بيابان جائى نيست كه مورد جعل يك فرد جمكرانى بشود، آن هم دست تنها در يك شب ماه رمضان.
4 ـ نوعاً مردم عادى به واسطه خواب يك امامزاده را معين مى كنند، و مسجد از تصور مردم عادى دور است.
5 ـ اگر پيدايش اين مسجد روى احساسات مذهبى و علاقه مفرط به حضرت صاحب الأمر(عليه السلام)بود، مى بايست سراسر توسل به آن بزرگوار باشد، چنانكه در اين عصر مردم بيشتر زيارت حضرتش در آن مسجد مى خوانند و متوسل به آن حضرت مى شوند، در صورتى كه در اين دستور معنوى اصلاً اسمى از آن حضرت نيست، حتى تا به حال هم بيشتر معروف به مسجد جمكران است، نه مسجد صاحب الزمان(عليه السلام).
6 ـ متن دستور موافق با ادله ديگر است، براى اينكه هم نماز تحيت مسجد وارد شده است و هم نماز صد بار اياك نعبد و اياك نستعين، و هم تهليل و تسبيح فاطمه زهرا(عليها السلام).
7 ـ اين دو داستان كه نقل شد، مشهود و يا مثل مشهود خودم بود، و داستانهاى ديگرى هست كه فعلاً تمام خصوصيات آن را در نظر ندارم، بعداً انشاء الله تحقيق نموده در اين دفتر ـ باذنه تعالى ـ ذكر مى كنم.
8 ـ در آن موقع كه زمين اين قدر بى ارزش بوده است، فقط يك مساحت كوچكى را مورد اين دستور قرار داده اند، كه ظاهراً حدود سه چشمه از مسجد فعلى است، كه در زمان ما خيلى بزرگ شده است (ظاهراً آن چشمه اى كه در آن محراب هست، و دو چشمه طرفين باشد).
نگارنده كه خالى از وسوسه نيستم، و خيلى به نقليات مردم خوش بين نيستم، از آن امارات به صحت اين مسجد مبارك قطع دارم، والحمد الله على ذلك، وعلى غيره من النعم الّتي لا تحصى.
حضرت آية الله العظمى حجّت (قدس سره)
آية الله العظمى آقا سيد محمّد حجّت كوه كمرى(قدس سره) متوفى 1372 هـ . ق چهل نفر از فضلاء حوزه علميه قم را انتخاب نمودند و دستور فرمودند به مسجد مقدّس جمكران بروند و در آنجا بعد از نماز صاحب الزمان(عليه السلام)زيارت عاشورا بخوانند و دعا كنند كه از عنايت حضرت ولى عصر (عج) خداوند متعال باران بفرستد.
طلاب محترم صبح پياده عازم مسجد جمكران شدند و بعد از نماز و زيارت عاشورا و دعا جهت باران كه مدتى بود باران نيامده بود از مسجد جمكران بيرون آمدند به طرف شهر مذهبى قم، وسط راه باران چنان گرفت كه قابل تحمل نبود، وقتى وارد منزل شدند جهت نهار كه خود آقا دستور داده بود گوسفندى بكشند و آبگوشت درست كنند تمام لباسهاى آقايان خيس شده بود به طورى كه فشار مى دادند از لباس و عمامه ها آب جارى مى شد.
از بركات مسجد جمكران و عنايت حضرت صاحب الزمان(عليه السلام)نسبت به سربازان خود در آن روز بارندگى مفصلى شد.
حضرت آية الله العظمى آقاى حجّت; كه براى طلاب حوزه علميه شهريه مى دادند روز آخر ماه بود براى فردا كه اول ماه باشد زمينه براى شهريه نداشتند، به خادم مى فرمايد: مركب را آماده كن تا بروم به مسجد جمكران، معظم له عازم
مسجد مى شوند، بعد از نماز صاحب الزمان(عليه السلام) و دعا عرض مى كنند: آقا امام زمان(عليه السلام)! اين حوزه علميه مال شما است، اين طلبه ها سربازان حضرتعالى هستند، آبروى ما مربوط به شما است، راجع به شهريه حوزه عنايتى فرمائيد، وقتى به منزل تشريف مى آورند خادم عرض مى كند: آقا بعد از شما دو نفر آمدند و منتظر شما هستند، معلوم مى شود جهت دادن وجوه شرعيه آمده اند و مبلغى پول خدمت آية الله العظمى آقاى حجّت مى دهند، وقتى مى شمارند مى بينند به اندازه شهريه همين ماه است.
حجة الاسلام والمسلمين شيخ حسين كريمى قمى
درست است كه در غيبت كبرى بعضى از نفوس قدسيه چون سيد بن طاووس و علامه بحر العلوم و شيخ محمد كوفى موفق به ديدار يوسف فاطمه، حضرت مهدى موعود روحى فداه گرديده اند، اما اين لياقت نصيب هر كسى نشود، تا كسى خود را مهذّب ننمايد و سنخيّت با آن نيّر وجود پيدا نكند چنين نعمتى نصيب او نمى شود (مقصود ملاقات اختيارى توأم با شناسايى است).
آية الله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى (رحمه الله)
از جمله بزرگان كه به مسجد مقدّس جمكران خيلى علاقه داشتند حضرت آية الله العظمى آقاى سيد محمّد تقى خوانسارى (رحمه الله) متوفاى 1372 هـ . ق كه با مرحوم حضرت آية الله العظمى آقاى اراكى متوفاى 1415 هـ . ق پياده به مسجد شريف جمكران مى رفتند.
آية الله خرازى (مد ظله)
مسجد جمكران در واقع به صورت يك مركزى براى توسلات مردم به امام زمان (عليه السلام) تبديل شده است و بسيارى از مردم از اين توسلات نتيجه ديده اند و شواهد زيادى هم هست يكى از دوستان ما آقاى شهاب شميرانى كه فرد متدين و شريف و بزرگوارى بودند و مورد علاقه بعضى از مراجع بودند نقل مى كرد كه من روز جمعه اى كه در مسجد جمكران مشرف بودم و در حالى كه دعاى ندبه مى خواندم به اين جمله رسيدم كه:
فاغث يا غياث المستغيثين عبيدك المبتلى واره سيده يا شديد القوى ـ ترجمه: به داد ما برس اى فرياد رس فريادخواهان و بنده كوچك گرفتارت را درياب و ظاهر نما به او آقايش را، اى خداى بسيار قوى و مقتدر.
بنده در حالى كه آهسته و با خودم زمزمه مى كردم، ديدم شخصى بالاى سرم است و به من گفت: اين جمله را تكرار كن: «واره سيده يا شديد القوى» ملاحظه كردم كه چه شد؟! چگونه متوجه شد؟!! من كه آهسته مى گفتم اين چه كسى بود؟!!برگشتم و نگاه كردم ولى كسى را نديدم.
حضرت آية الله العظمى امام خمينى (رحمه الله)

حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاى شيخ على اصغر احمدى خمينى فرمودند: اينجانب از زمانى كه وارد حوزه علميه قم شدم و روزهاى جمعه به مسجد جمكران مى آمدم و نمازهاى اين مسجد را انجام مى دادم و مى ديدم زوار بسيار در اين مسجد مى آمدند و طلب حاجت مى كردند، حتى در اوائل هم يك روز اهالى جمكران از امام خمينى (رحمه الله) دعوت كردند وايشان هم قبول كردند و من هم با آقايان ديگردر خدمتشان به جمكران رفتيم و در آن مسجد مقدّس نماز بجا آوردند، اميد است مؤمنين اين مكان را بيشتر مورد توجه قرار دهند.
مصاحبه با حضرت آية الله جعفر سبحانى (دام ظله):
امام مى فرمودند: «در دوران جوانى، ما پنجشنبه و جمعه اى بر ما نگذشت مگر اينكه با دوستان جلسه انسى تشكيل دهيم و به خارج از قم و بيشتر به سوى جمكران برويم.
در فصل برف و باران در خود حجره به برنامه انسى مشغول مى شديم و هنگامى كه صداى مؤذن به گوش مى رسيد، همگى به نماز مى ايستاديم» .
حضرت آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره)
مرحوم آية الله حائرى بواسطه يكى از مراجع قم و حضرت آية الله وحيد خراسانى (دام ظله) بدون واسطه از شيخ محمد كوفى كه نژاد او از شوشتر است نقل كرده اند كه براى مرحوم آية الله سيد ابوالحسن اصفهانى توسط او (شيخ كوفى) توقيعى از حضرت ولى عصر (عليه السلام)صادر مى شود مبنى بر اين كه (ارخص نفسك، و أجعل مجلسك فى الدهليز، واقض حوائج الناس، نحن ننصرك) خودت را ارزان كن (فروتنى پيشه كن) و در دهليز خانه ات بنشين (در دسترس مردم باش) و حاجت و نيازهاى مردم را برآورده ساز، ما ياريت مى كنيم.
حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى (دام ظله)

جاذبه نيرومند معنوى (مسجد مقدّس جمكران) به اضافه قضاء حوائج و حل مشكلات فراوانى كه مردم از عبادت در آن و توسل به حضرت مهدى ارواحنا فداه ديده اند، سبب شده كه روز به روز بر شكوه دامنه آن افزوده شود و خيل مشتاقان از سراسر اين كشور پهناور اسلامى، بلكه از خارج از كشور در مواقع مختلف به سوى آن بشتابند و از اين چشمه كوثر و منبع خير و بركت هر كدام به مقدار استعداد خود بهره گيرند. علماى بزرگ همواره براى اين مسجد احترام خاصى قائل بوده اند و در آن راز و نياز فراوان داشته اند و هم اكنون نيز مورد توجه علما و فضلا و مراجع بزرگ است.
مسجد جمكران مطابق روايت موجود به فرمان حضرت مهدى مولانا صاحب العصر و الزمان براى هدف بزرگى در اين منطقه خاص از شهر تاريخى، مذهبى قم ساخته شده و حسن بن مثله جمكرانى كه مردى پاكدل و پاك سرشت بود، در بيدارى (و نه در خواب) اين دستور را دريافت كرده و با تشريفات خاصى اين مسجد را بنا نمود.
به همين دليل هر كس در فضاى ملكوتى آن قرار مى گيرد احساس روحانيّتى عجيب و جاذبه معنوى فوق العاده مى كند.
حضرت حجة الاسلام و المسلمين محسنى ملايرى (رحمه الله)
مسجد مقدّس جمكران، همواره مورد توجه بزرگان بود، و در شدائد به آن مكان مقدّس پناه مى بردند و حلّ مشكل خود را از پيشگاه حضرت ولى عصر ارواحنا فداه مى خواستند و نتيجه مى يافتند، اينجانب در دوران جوانى مكرر به اين مسجد مقدّس شرفياب مى شدم.
يكبار به درد پاى بسيار شديدى مبتلا شدم به مسجد مقدّس جمكران شرفياب شده به حضرت بقية الله ـ ارواحنا فداه ـ متوسل شدم و از عنايات بيكران آن حضرت به هنگام مراجعت كلا درد پار بر طرف شده بود. و اين چيزى است كه خودم ديدم و به اصطلاح درايت است و اما آنچه از ديگران روايت شده بسيار فراوان است، بزرگانى مانند مرحوم آية الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى و مرحوم آية الله بروجردى و مرحوم آية الله حجّت و مرحوم آية اللّه گلپايگانى توجه خاصى به مسجد مقدّس جمكران داشتند، و همواره در مشكلات حوزه به آن مكان مقدّس ملتجى مى شدند و حل مشكل خود را مى يافتند.
و اما بناى فعلى مسجد به طورى كه مباشرين توسعه و تجديد بناى مسجد مقدّس جمكران شخصاً به اين جانب بيان كردند به امر حضرت بقية الله ـ ارواحنا فداه ـ مى باشد و انشاءالله مورد توجه آن حضرت بوده و خواهد بود.
اميد است مؤمنين از هر فرصتى براى تشرف به اين مسجد و تقرب به حضرت ولى عصر ـ اوراحنا فداه ـ استفاده كنند و قدر موقف را بدانند.
آية الله آقا ميرزا جواد ملكى تبريزى (رحمه الله)
ايشان فرمودند: عموى من به همراه چند نفر از خانمها و محارمشان براى تشرف به مسجد جمكران آمده بودند وقتى به مسجد رسيدند شب شده بود تصميم مى گيرند كه شب را در مسجد بمانند.
چون چند زن همراه ايشان بودند بخاطر امنيت و اطمينان خاطر خانمها، درهاى مسجد را بستند و از داخل سنگهائى پشت در گذاشتند تا محكم شود. مقدارى از شب گذشته بود كه با كمال تعجب مى بينند جوانى وارد مسجد شد با ظاهرى بسيار آراسته و نورانى كه مسجد از نور رخ ايشان روشن شد و مشغول عبادت شد.
تا اينكه ايشان با اين صحنه مواجه مى شوند همه دچار غشوه مى شوند و از هوش مى روند. صبح كه مردم براى عبادت به مسجد مى آيند، مى بينند درهاى مسجد از داخل بسته شده است به هر وسيله كه شده در را باز مى كنند و آنها را با آن حالت مى يابند.
حضرت آية الله العظمى نجفى مرعشى (رحمه الله)

در اين مسجد شريف مكرر كراماتى ديده شده است كه مرحوم شيخ محمّد على كجوئى معروف به قمى در كتاب تاريخ قم در جلد اول و دوم اشاره كرده به كراماتى كه در آنجا اتفاق افتاده است و اشخاصى كه شرفياب حضور
مبارك حضرت ولى عصر(عليه السلام) شده اند.
حقير خودم مكرر كراماتى در آنجا «مسجد جمكران» مشاهده كرده ام، چهل شب چهارشنبه مكرر موفق شدم كه در آن مسجد بيتوته كنم و جاى ترديد نيست كه از امكنه اى كه مورد توجه و منزول بركات الهى مى باشد و بعد از مسجد سهله اين بهترين مقام و بهترين جائى است كه منتسب به حضرت ولى عصر (عج) مى باشد.
حاج شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى (رحمه الله)
مرحوم آية الله حائرى مرقوم داشته اند كه جناب آقاى حاج شيخ عبدالله مهرجردى كه از وعاظ مشهور خراسان است و متجاوز از چهل سال است كه ايشان را به خوبى مى شناسم و آدم فاضل و درست و با محبتى است گفت: در زمان رضاشاه پهلوى در اواخر سلطنت او كه بر اهل علم خيلى سخت گرفته بود به مرحوم حاج شيخ حسنعلى مراجعه مى كند كه ايشان حاج شيخ معظم له (شيخ عبدالله واعظ) را راهنماى معنوى كند چون مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى معروف به دستگيرى معنوى بود ...
خلاصه ايشان به آقاى اصفهانى (حاج شيخ حسنعلى) مراجعه مى نمايد. ايشان ظاهراً پس از اعمال قدرت خاصى مى گويند حل مشكل شما براى اينكه به نظام وظيفه نروى و معاف شوى منوط به اين است كه به قم بروى و به مسجد جمكران قم رفته و به حضرت صاحب الامر (عليه آلاف التحية و الثناء) متوسل شوى.
ايشان به قم مى آيند و به مسجد جمكران مى روند و به حضرت متوسل مى شوند. در نتيجه خواب مى بينند كه در مسجد يا حياط آن هستند و ظاهراً خادمه اى به ايشان مى گويد كه حضرت حجت (عليه السلام)در همين مجاور مسجد تشريف دارند و حاج شيخ مزبور را خدمت امام (عليه السلام)راهنمائى مى كند ... يادم نيست كه خود آقا يا من صحبت معافيت از نظام وظيفه را پيش كشيدم، فرمود ما آن را درست كرديم. از خواب بيدار شدم و از سابق يك معافيت يك ساله به عنوان مرض يا عذر ديگر (كه يادم نيست) داشتم. هر موقع كه نياز به نشان دادن مى شد همان برگ موقت را كه مدتها وقت آن تمام شده بود را نشان مى دادم و رفع گرفتارى مى شد. تا چند سال به اين نحو بود تا آنكه مشمول بخشودگى گرديد.
حضرت آية الله پايانى(رحمه الله)
توسل به حضرت سيره علماء بوده و حتى در مواقع زيادى با پاى پياده به مسجد مقدّس جمكران مشرف مى شدند. در طى سالهايى كه با فضلا جلسه تفسير داشتيم، پياده به جمكران مشرف مى شديم يك روز كه به همراه اعضاء تفسير كه چند تن از علما بودند با پاى پياده به مسجد جمكران مى رفتيم، آية الله سيد ابوالفضل مير محمدى گفت: من حاجتى دارم از امام زمان(عليه السلام)كه عنايت فرمايد پدرم مريض است حال ايشان خوب شود; و آية الله موسوى زنجانى فرمودند: من هم خانه ندارم، حضرت يك خانه به ما مرحمت فرمايد، چند روز نگذشت كه پدر آقاى مير محمدى با يك قرص كه دكتر نوشته بود خوب شد و در مدت كوتاه آقاى موسوى نيز صاحب خانه شد.
حضرت آية الله العظمى صافى گلپايگانى (دام ظله)

اللّهمّ كن لوليّك ...
حقير از طفوليت كه در خدمت مرحوم آية الله والد اعلى الله مقامه مشرف به قم مى شدم و به سعادت تشرف به مسجد مقدّس جمكران نايل مى گشتم، آن مرحوم كه در ارادت و چاكرى به آستان ملائك پاسبان حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفدا مشار بالبنان بودند و مصدر خدماتى به آن حضرت شده بودند و توجهاتى مشاهده كرده بودند، اصرار داشتند كه مهما امكن پياده به مسجد مشرف شوند و به فيض نماز و عبادت در آن مكان مبارك نائل مى گشتند.
از اشعار بسيار ايشان در عرض اشتياق و مدح آن قطب عالم امكان اين چند شعر را كه تضمينى از شعر حافظ است در اينجا يادآور مى شوم.
اى زيب دو عالم مجموعه زيبايى سر حلقه جن و انس*** سر دفتردانائى در پرده غيبت چند اى مهر جهان باقى
اى پادشه خوبان داد از غم تنهايى***دل بى تو به جان آمد وقت است كه باز آئى
اميد وصال تو اى دوست جوانم كرد***عشق تو مرا فارغ از هر دو جهانم كرد
باز آ كه فراق تو بى تاب و توانم كرد***مشتاقى و مهجورى دور از تو چنانم كرد
كز دست بخواهد شد پايان شكيبايى
از جمله بزرگانى كه حسن عقيده خود را به مسجد جمكران اظهار مى فرمودند در اينجا به نام نامى بزرگ فقيه عالم اسلامى مرحوم آية الله العظمى استاد اعظم آقاى بروجردى و مرحوم مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى گلپايگانى اشاره مى نمايم. اميد است خداوند متعال ما را از فيض تشرف به اين مسجد تا حياتى باقى است محروم نفرمايد.
آية الله مجتهدى تهرانى (دام ظله)
مسجد شريف جمكران كه از يكهزار سال پيش به دستور امام زمان (عليه السلام) به وسيله شيح حسن بن مثله جمكرانى ساخته شده از اول تأسيس مسجد تا به امروز معجزات و كرامات زيادى ديده و شنيده شده، همينطورى كه مرحوم نورى در نجم الثاقب نوشته علماء اعلام و آيات عظام چه در زمان گذشته و چه در زمان ما علاقه زيادى به اين مسجد داشته و دارند، حقير هم بارها پياده با رفقا و دوستان مشرف شده ام كه يك بار هم 18 نفر از طلاب علوم دينيه و سربازان امام زمان(عليه السلام)، 25 رجب بود شب تا صبح با چراغ زيتونى مشغول دعا بوديم.
آية الله العظمى فاضل لنكرانى (دام ظله)

حضرت آية اللّه فاضل لنكرانى فرمودند: در دوران طلبگى من خيلى به مسجد جمكران مى رفتم شايد بيشتر از پانصد مرتبه باشد وكرامات زيادى در اين مسجد مقدّس ديده و شنيده ام.
ايشان فرمودند: هر وقت براى حضرت آية اللّه العظمى بروجردى مشكل پيش مى آمد مرحوم پدرم كه خود از عاشقان امام زمان(عليه السلام) بود و علاقه زيادى به مسجد جمكران داشت به محضر آقا (آية اللّه العظمى بروجردى) عرض مى كردند، يك قربانى براى مسجد جمكران بفرستيد تا رفع مشكل شود.
ايشان فرمودند: مرحوم والد به مسجد مقدّس جمكران معتقد بودند و مى فرمودند من قبل از آمدن آية اللّه بروجردى به قم خواب ديدم كه در مسجد جمكران هستم، روى سقف آب انبار منبرى گذاشته اند و شيخ طوسى(رحمه الله) روى آن نشسته و تمام حياط مسجد مملو از طلبه است پدرم فرمود: تعبير اين خواب اين بود كه شخصيتى به قم خواهد آمد و طلاب گرد او جمع خواهند شد و حوزه رونق خواهد گرفت، طولى نكشيد كه آية اللّه بروجردى به قم آمدند. اين كه چرا شيخ طوسى را خواب ديده و آن هم در مسجد جمكران؟ تعبير آن بعدها مشخص شد. شايد مسجد جمكران كاشف از اين باشد كه اصل آمدن ايشان به قم و رسيدن به مقام مرجعيت مطلقه با عنايت امام زمان(عليه السلام) بوده است.
آية الله احمدى ميانجى (قدس سرهم)
ايشان فرمودند: از جمله بزرگان كه به مسجد مقدّس جمكران خيلى علاقه داشتند حضرت آية اللّه العظمى آقاى سيد محمّد تقى خوانسارى(رحمه الله) متوفاى 1372هـق كه با مرحوم حضرت آية اللّه العظمى آقاى اراكى متوفاى 1415هـق پياده به مسجد شريف جمكران مى رفتند.
آية اللّه شيخ مرتضى حائرى (رحمه الله)
مرحوم آية الله حائرى مرقوم داشته اند كه جناب آقاى حاج شيخ عبدالله مهرجردى كه از وعاظ مشهور خراسان است و متجاوز از چهل سال است كه ايشان را به خوبى مى شناسم و آدم فاضل و درست و با محبتى است گفت: در زمان رضاشاه پهلوى در اواخر سلطنت او كه بر اهل علم خيلى سخت گرفته بود به مرحوم حاج شيخ حسنعلى مراجعه مى كند كه ايشان حاج شيخ معظم له (شيخ عبدالله واعظ) را راهنماى معنوى كند چون مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى معروف به دستگيرى معنوى بود ...
خلاصه ايشان به آقاى اصفهانى (حاج شيخ حسنعلى) مراجعه مى نمايد. ايشان ظاهراً پس از اعمال قدرت خاصى مى گويند حل مشكل شما براى اينكه به نظام وظيفه نروى و معاف شوى منوط به اين است كه به قم بروى و به مسجد جمكران قم رفته و به حضرت صاحب الامر (عليه آلاف التحية و الثناء) متوسل شوى.
ايشان به قم مى آيند و به مسجد جمكران مى روند و به حضرت متوسل مى شوند. در نتيجه خواب مى بينند كه در مسجد يا حياط آن هستند و ظاهراً خادمه اى به ايشان مى گويد كه حضرت حجت (عليه السلام)در همين مجاور مسجد تشريف دارند و حاج شيخ مزبور را خدمت امام (عليه السلام)راهنمائى مى كند ... يادم نيست كه خود آقا يا من صحبت معافيت از نظام وظيفه را پيش كشيدم، فرمود ما آن را درست كرديم. از خواب بيدار شدم و از سابق يك معافيت يك ساله به عنوان مرض يا عذر ديگر (كه يادم نيست) داشتم. هر موقع كه نياز به نشان دادن مى شد همان برگ موقت را كه مدتها وقت آن تمام شده بود را نشان مى دادم و رفع گرفتارى مى شد. تا چند سال به اين نحو بود تا آنكه مشمول بخشودگى گرديد.
آية الله العظمى شيخ محمّد على اراكى (رحمه الله)
از جمله بزرگان كه به مسجد مقدّس جمكران خيلى علاقه داشتند حضرت آية الله العظمى آقاى سيد محمّد تقى خوانسارى(رحمه الله)متوفاى 1372 هـ . ق كه با مرحوم حضرت آية الله العظمى آقاى اراكى متوفاى 1415 هـ . ق پياده به مسجد شريف جمكران مى رفتند.
حضرت آية الله مصباح يزدى (دامت بركاته)

در سالهاى نخستين ورود ما به قم (1 ـ 1332) اگر شب جمعه اى مى خواستيم به مسجد جمكران برويم وسيله نقليه نبود و هركس مى خواست، پياده مى رفت. بعد از چند سال يك ماشين جيپ آن هم بدون دَرِ و پيكر مى آمد مقابل قبرستان نو مى ايستاد و يك ساعت طول مى كشيد كه مسافر پيدا كند و حركت كند آنجا هم كه مى رفتيم نه برق بود و نه چراغى و كم و بيش شمار زائران به ده تا پانزده تن مى رسيد امّا امروز مى بينيد از گوشه و كنار و حتى دورترين نقاط كشور عاشقان و زائران بى شمارى به اين مركز عشق و انتظار گسيل مى شوند.
انتشار نامه محرمانه امام توسط دفترهاشمی رفسنجانی
در پی گفتوگوهای منتشر شده در باره دلایل پایان جنگ تحمیلی، كه در هفته دفاع مقدس صورت گرفته بود، دفتر اکبرهاشمی رفسنجانی در یک اقدام بیسابقه، متن نامه محرمانه امام خمینی به مسئولان کشور برای پذیرش قطعنامه 598 را منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاریها، متن نامه امام خمینی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات علیهم اجعمین حال كه مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ میباشند، صریحاً اعتراف میكنند كه ارتش اسلام به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این كه مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح كشور نمیدانند و با قاطعیت میگویند كه یك دهم سلاحهایی را كه استكبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاردهاند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمیشود در جهان تهیه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه یكی از دهها گزارش نظامی سیاسی است كه بعد از شكستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده كل نیروهای مسلح،فرمانده سپاه یكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ میباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی كننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت مینمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره میشود، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیكوپتر...كه از ضرورتهای جنگ در آن موقع است - داشته باشیم میتوان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی میگوید قابل ذكر است كه باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا كند، او آورده است البته آمریكا را هم باید از خلیج فارس بیرون كنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعید به نظر میرسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر این مطالب میگوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كردهاند، مسئولان جنگ میگویند تنها سلاحهائی را كه در شكستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهای است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی میگویند از آنجا كه مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزیزان از هر كس بهتر میدانید كه این تصمیم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشم خرج میكنم، خداوندا ما برای دین تو قیام كردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول میكنیم.
خداوندا تو خود شاهدی كه ما لحظهای با آمریكا و شوروی و تمام قدرتهای جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامی خود میدانیم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دوروئی ما غریبیم، تو خود یاریمان كن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیا و علماء تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعهای دور از فساد و تباهی تشكیل دهند با مخالفتهای ابوجهلها و ابوسفیانهای زمان خود مواجه شدهاند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی كردیم غیر از تو هیچكس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوندا از تو میخواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمائی.
گفتم جلسهای تشكیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند.
مواظب باشید ممكن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صریحا میگویم باید تمام همتتان در توجیه این كار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عكس العمل میشود. شما میدانید كه مسئولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامیمان چنین تصمیمی گرفتهاند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق میافتد از دوست بدانید، و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.
روحالله الموسوی الخمینی
شنبه 25/تیر/67
|
|
|
![]() |
"جرج بوش" پس از واقعه 11سپتامبر گفته بود:اینک جنگ صلیبی جدید بین مسلمانان و مسیحیان آغاز شده است .
درست در پنجمین سالگشت آن سخن جنجالی ، "پاپ" همان سخن را به گونه ای عیان تر و بی پرواتر بر زبان می راند تا قطعات "پازل" تکمیل تر شود و اسلام و مسیحیت ، یک گام بلند دیگر به تقابل نزدیک تر شوند؛ تقابلی که هیچ کدام از پیروان ادیان الهی از آن سود نخواهند برد ، هرچند که گروهی معتقدند تندروهای یهودی در آرزوی تضعیف هر دو دین به نفع یهود و مشخصا قرائت صهیونیستی آن هستند .
هر چند اظهارات موهن "پاپ بندیکت شانزدهم" به هیچ روی مورد پذیرش عقل سلیم و سنت واتیکان _ به ویژه در چهل سال اخیر _ نبوده است ،ولی این ، یک خطای راهبردی خواهد بود اگر به سخنان پاپ ، به طور منفرد و جدای از یک جریان به هم پیوسته بنگریم و در نهایت آن را محصول یک غفلت یا بروز یک دیدگاه شخصی بدانیم .
خود فریبی ، آفتی است که اگر در دام آن بیفتیم ، دچار "جهل مرکب"ی خواهیم شد که بیدار شدن از آن به سادگی میسر نخواهد بود .
از زمانی که طالبان ، به عنوان یک جریان نو ظهور در پاکستان شکل گرفت و به طور مرموزی به قدرت نظامی فوق العاده ای دست یافت و نیروهای با سابقه جهادی افغانستان را شکست داد و آن حکومت متحجرانه را در 95 در صد از خاک این کشور بنا نهاد ، تحلیلگران دورنگر ، هشدار دادند که طالبان ، ماموریتی فراتر از تشکیل حکومت در کابل و اجرای احکام شریعت دارد.
عملکرد ضد انسانی طالبان ، که به نام " اسلام اصیل" صورت می گرفت، خمیرمایه مناسبی برای تخریب چهره اسلام در جهان بود و به همین دلیل ، تا سال ها حکومت طالبان ، از سوی غرب اجازه استمرار یافت تا به اندازه مورد نیاز ، مواد لازم برای نفرت از اسلام ،جمع شود و در نهایت با شوک بزرگی به نام "حملات 11 سپتامبر" انفجار عقده ها علیه اسلام شکل بگیرد .
از آن پس اسلام ستیزی در غرب تشدید شد و در کنار آن جریان های تندرو و بی منطقی در جهان اسلام به طور بی سابقه و" پشتیبانی شده" ای شکل گرفتند تا دستان تندروهای جهان غرب ، برای گسترش وحشت از اسلام ، خالی از بهانه نباشد.
در این میان ، شگفت انگیز و تاثرآور "انفعال میانه روها و عقلمداران جهان اسلام" بوده و هست که به جریان طرفدار جنگ های صلیبی ، مجال مانور بیشتری می دهد .
به هر روی ، اگر از روزمرگی ها ، فاصله بگیریم و از زاویه دید بالاتری به ماجرا بنگریم درخواهیم یافت که جریان احیای جنگ های صلیبی تا کنون به خوبی پیش آمده و در ساماندهی افکار عمومی غرب علیه اسلام ، عملکردی قرین توفیق داشته است .
این حرکت، در ایستگاه جدید خود به واتیکان رسده است و این ، نشانه خوبی نیست ، چه آنکه وقتی عالی ترین مقام رسمی جهان مسیحیت ، چنین بی پروا علیه یکی از ادیان آسمانی سخن می گوید ، معنایش این است که احیاگران پروژه جنگ های صلیبی ، به موفقيت خود اميدوارتر شده اند.
البته ، به نظر می رسد ، واتیکان هنوز نقش نهایی خود را در این سناریو ایفا نکرده است ؛ پاپ در سخنان اخیر خود ، ترجیح داد مکنونات قلبی خود را در قالب یک نقل قول از يکی از امپراتوران بيزانس (روم شرقی) در باره اسلام و حضرت محمد (ص) بیان کند و به نقل از او پامبر اسلام را به خشونت ورزی و رویکردهای غیر انسانی متهم نمايد.
بی گمان ازگر این روند ادامه یابد ، دور نخواهد بود روزی که شمشیر ها از رو بسته شود و پاپ برای حمله به اسلام آنقدر جرات بیابد که از امپراتوران قرن های گذشته بی نیاز باشد.
در چنین شرایطی که جهان، در حال آماده شدن برای "مواجهه ای با آینده نامعلوم "است ، روشنفکران جهان ، اعم از مسلمان و مسیحی يهودي، وظیفه سترگی بر دوش دارند تا نگذارند افراطیون هر دو طرف که از تریبون های دینی یا سیاسی تخم نفرت می پاشند ، بیش از این بشریت را به سمت دشمنی و همدیگر کشی سوق دهند .
مروری بر رویکردهای پاپ بندیکت شانزدهم ، نشان می دهد که او از همان ابتدای روی کار آمدنش ، رویکردی سرد به اسلام داشته و در سخنان خود در باره اسلام به گونه ای مغرضانه رفتار کرده است ولی در قبال یهودیان همواره نرمش نشان داده و حتی نگرانی خود را از آنچه یهودستیزی نامیده ، بیان داشته است.
"پاپ ژان پل دوم" که بندیکت به جای او نشسته است ، بسیار پخته تر و منطقی تر رفتار می کرد و در تعامل با ادیان الهی _ چه اسلام و چه یهود _ با احترام و وقار عمل می کرد . او حتی قرآن را بوسید تا این پیام را به صریح ترین شکل ممکن بیان کند که دوره همدلی خداپرستان فرا رسیده است ولی بندیکت، به طرز غیر مسوولانه ای در حال پنبه کردن تمام رشته های سلف خویش است تا در تاریخ کلیسا از او به عنوان جانشینی ناخلف یاد شود .





