تبليغاتX
مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم بسیج جهانی
بسیج جهانی
ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

بیانات مقام معظم رهبری در مورد اظهارات پاپ:

يك جمله راجع به اين حرفى كه از قول پاپ نقل شده است؛ عرض بكنيم كه دنياى اسلام بحق در مقابل اين حرف عكس‏العمل نشان داد. اين اظهارنظرى كه از يك شخصيتِ روحانى مسيحى درباره‏ى اسلام با يك ميليارد و نيم انسانِ متدينِ به اسلام و با ميليونها كتابِ نوشته‏شده‏ى درباره‏ى اسلام، صادر شد، از دو جنبه قابل توجه است:

جنبه‏ى اول كه بيشتر هم امروز در دنياى اسلام و در اين چند روز به آن توجه شده، مسأله‏ى تهمتى است كه به اسلام متوجه شده است و اين ايراد و اين تهمت، ظلم به اسلام و بى‏انصافى درباره‏ى اسلام است. اسلام را متهم كردن به اينكه از عقلانيت جداست و نسبت به عقل بى‏اعتناست، همان‏قدر ظالمانه است كه انكارِ يك امر بديهى؛ انكار منافع خورشيد يا انكار نور خورشيد. در كدام كتاب آسمانى اين همه مخاطبان امر شده‏اند به تفكر، به تعقل؛ «لعلّكم تتفكّرون»، «لعلّكم تعقلون»؛ به تدبر در آيات تكوينى الهى. در كدام كتاب آسمانى در اولين خطاب به علم، به قلم، به تعليم، توجه شده و اهميت داده شده است. و امروز اگر دنياى غرب در كار علم و پيشرفت علمى موفقيتى دارد، كدام مورخ و مطلعِ باانصافى است كه تصديق نكند كه اين را از دنياى اسلام گرفته است. قرون وسطى‏ كه قرون تاريكى و ظلمت و سياهى دنياى غرب و اروپا بود، دوران شكوفايى علم و تعقل و انديشه و فلسفه و ابن‏سيناها و فارابى‏ها و افرادى اين‏چنين، در دنياى اسلام است.

مسأله‏ى جهاد اسلام را هم نفهميدن و بد معرفى كردن، يك بى‏انصافى ديگر است. جهاد اسلام براى تحميل عقيده نيست؛ براى مبارزه‏ى با كسانى است كه انسانها را به بردگى مى‏كشند. جهاد اسلام جنگ با ملتها نيست؛ بلكه جنگ با قدرتهاى ستمگر و ظالم است. اين، تاريخ اسلام است؛ اين، عملكرد پيشوايان اسلام است؛ اين، توصيه‏ى پيشوايان اسلام است. اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلوةوالسّلام) در خطاب و فرمان خود به مالك‏اشتر اين جمله‏ى جاودانه و فراموش‏نشدنى را دارند كه مى‏فرمايند: كسانى كه تو با اينها در آنجا مواجه مى‏شوى، يا با تو از لحاظ عقيده يكسانند، يا «و امّا شريك لك فى الخلق»؛ يا در انسان بودن با تو شريك هستند. حتى كسانى كه از لحاظ عقيده با تو همراه نيستند، ولى انسانند، بايد با انسان برخورد تكريم‏آميز داشت. «لا ينهاكم اللَّه عن الّذين لم يقاتلوكم فى الدّين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم و تقسطوا اليهم انّ اللَّه يحبّ المقسطين» - اين دستور قرآن است - با كفار، با كسانى كه با شما همعقيده نيستند، اما به شما تجاوز نكردند؛ تعرض نكردند؛ تعدى نكردند؛ با شما ظالمانه برخورد نمى‏كنند، به اينها اعمال قسط كنيد؛ نيكى كنيد. «و ان تبرّوهم»؛ به آنها نيكى كنيد. دستور اسلام اين است. چطور كسى اين را نفهمد و جهاد اسلامى را كه مبارزه‏ى آزادى‏بخش ملتهاست؛ مبارزه‏ى رها كردن ملتها از چنگال قدرتهاى ستمگر ظالم است، اين را اين‏طور تفسير كند، كه متأسفانه در اين بيانات تفسير شده و متعلق به امروز هم البته نيست؛ قرنها روحانيهاى اروپايى اين حرفها را نسبت به اسلام مى‏گفتند و ما در دورانهاى اخير تصورمان اين بود كه اين حرفها تمام شده و روشنگرىِ حقيقت كار خودش را كرده است؛ اما انسان متأسفانه باز مى‏بيند كه از اين حرفها بر زبانهايى كه نبايد جارى شود، جارى مى‏شود.

جنبه‏ى دوم قضيه، به نظر من از جنبه‏ى اول مهمتر است و آن، سياستهاى پشت‏پرده‏ى اينگونه بيانات است، كه مسأله را براى ما روشن مى‏كند. مسأله‏ى بحران‏آفرينى مذهبى در دنيا، قرار دادن اصحاب اديان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگيرى از همكارى ملتهايى كه داراى عقايد مختلفند، ايجاد جنگ، ايجاد درگيرى و ايجاد بحران، كه اين خواست قدرتهايى است كه ادامه‏ى حياتشان منوط به بحران‏آفرينى است؛ بايد بحران‏آفرينى كنند تا بتوانند مقاصد خبيث خودشان را در ميان جامعه‏ى بين‏المللى دنبال بكنند. من از اين نگرانم كه پشت سر اين بيانات، بدبينى مسلمانان و مسيحيان نسبت به يكديگر، كينه‏ورزى ملتهاى مسيحى و مسلمان با يكديگر، زشت كردن چهره‏ى مسلمين - بخصوص در كشورهايى كه در آنجا در اقليتند؛ مثل كشورهاى اروپايى و امريكا - ايجاد بهانه‏هايى براى سركوب جوامع مسلمان در اين كشورها با اتهام واهى تروريست و امثال اينها فراهم شود. آنچه كه پشت سرِ اين قضيه هست، اين‏جور سياستهاست؛ اين را بايد توجه داشت. و گمان مى‏كنم خود پاپ هم در اين زمينه فريب خورده و توجه نكرده كه پشت سر اين حرف چيست و آن كسانى كه وادار مى‏كنند؛ زمينه‏سازى مى‏كنند براى بيان اين حرفها، چه مقاصدى دارند.

چند سال قبل يكى از رؤساى اروپايى آمده بود تهران و در ملاقات با من، با يك تعبيرى، اشاره‏اى كرد به جنگ مسيحى و مسلمان. من در مخاطبه‏ى با او اظهار تعجب كردم و گفتم مگر بناست جنگى بين مسلمانان و مسيحى‏ها بشود! گفتم مسلمانها انگيزه‏ى جنگيدن با مسيحيان را ندارند. در اين صدسال اخير هم - شايد هم بيشتر - هر چه جنگ در دنيا - جنگهاى بزرگ - اتفاق افتاده است، جنگِ بين خود مسيحى‏ها بوده است؛ جنگ اول جهانى، جنگ دوم جهانى، جنگهاى فرانسه و آلمان؛ اسم آوردم و به او گفتم كه اين جنگها بين دولتهاى مسيحى بوده و بين مسيحيان و مسلمانان نبوده است. آن وقت، تعجب كردم از اين كه چرا اين حرف را مطرح كرد. بعد از چندى اين ماجراى برجهاى نيويورك اتفاق افتاد و اظهارنظر رئيس‏جمهور امريكا كه: جنگ صليبى شروع شده است! اين شخصى كه مورد بحث ماست - كه با من صحبت مى‏كرد - يكى از كسانِ اصلى‏اى بود كه پس از بيانات جورج بوش در پروژه‏ى امريكايى - صهيونيستىِ حمله‏ى به عراق، دخالت مستقيم داشت. من آنجا توجه كردم كه اين حرفى كه با من در اينجا مطرح شده بود، مسبوقِ به يك مذاكره، به يك گفتگو، به يك قرار در بين سران استكبار جهانى بوده است. آن كسانى كه حلقه‏ى توطئه‏ى امريكايى - صهيونيستى را در مورد خاورميانه تشكيل داده بودند، كه قدم اولشان هم حمله‏ى به عراق بود. آنجا معناى آن حرف براى من آشكار شد؛ جنگ صليبى! جنگ مسلمانان و مسيحيان! البته موفق نشدند.

از آن روز تا امروز تلاشهاى زيادى كردند. ماجراى كاريكاتورهاى اهانت‏آميز در همين سلسله است. ماجراى اظهارات اهانت‏آميز بعضى از سياستمداران و مطبوعاتيها نسبت به اسلام و مسلمين در امريكا و اروپا از همين مقوله است. اين هم آخرين حلقه‏ى اين سلسله است تا امروز، كه متأسفانه اين دفعه از زبان پاپ، از زبان يك روحانى مسيحى، صادر مى‏شود. از بوش ما خلاف توقعمان نمى‏شود؛ چون بوش همين است. رئيس‏جمهور امريكا يعنى عنصرى كه براى قدرتها، كارتلها و تراستهاى غارتگر جهانى كار مى‏كند و به وسيله‏ى آنها انتخاب شده است و دستش در كارهاى آنهاست. انسان از او تعجب نمى‏كند؛ اما از يك مقام روحانى خيلى تعجب‏آور است؛ خيلى مايه‏ى تأسف است كه يك مقام روحانىِ ارشد در عالم مسيحيت وسيله‏اى بشود براى آن چيزى كه سياست عمده‏ى مستكبران و قدرتمندان و تجار زر و زور در سطح دنياست! وسيله‏اى بشود براى سياست عمده‏ى به غارت برندگان ثروتهاى ملى و بحران‏سازها و براى آن چيزى كه هدف آنهاست. مسلمانها بايد به اين توجه كنند.

آن كسانى كه در قبال اين اظهارنظر غيرمنصفانه موضع مى‏گيرند، توجه كنند كه جهت حمله و حركت آنها چه كسى بايد باشد. آن كسى كه اين حركت را در دنيا راه مى‏اندازد و انگيزه دارد و منتفع و ذى‏نفع در اين حركت هست، پاپ و امثال پاپ نيستند، آنها قدرتهاى جهانى و صهيونيستها و امريكا هستند. در اين قضيه هم شيطان بزرگ است كه در پشت پرده، نقش‏آفرينى مى‏كند.

درمورد اظهارات پاپ:

  سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com


اظهارات پاپ، تهديد يا فرصت تاريخي؟


دكتر حميدرضا آيت‌اللهي

هرچند چالش دنياي غرب و اسلام پس از پيروزي انقلاب اسلامي ‌و تحولات پس از آن، موضوعي محوري در سياست غرب شده است، ولي به نظر مي‌رسد اين چالش، که ناشي از گسترش رويكرد به اسلام بوده است، نبايد تنها با واکنش انفعالي مسلمانان رو‌به‌ شده و نبايد آنان با موضعي تدافعي به آن بينديشند.

در ربع قرن گذشته که اسلام حضور توانمند خويش را در جامعه و حل مشکلات بنيادين بشر امروز نشان داده و حضوري جدي در جوامع گوناگون يافته، توانسته است توجه بسياري را به خود جلب کند؛ از يک سو، غرب با غير مسلمانان بسياري رو‌به‌روست که با اقرار به توان اسلام در حل مشکلات بشر امروز، به دين اسلام رو مي‌کنند و از سوي ديگر، با انبوه نسل‌هاي جديدي از مسلمانان رو‌به‌رو مي‌شوند که از اسلام ‌اسمي ‌و شناسنامه‌اي دوري گزيده و با تأکيد بر پايبندي به اسلام در همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي به گروه‌هايي قوي در جامعه جهاني به ويژه در غرب تبديل شده‌اند.

انواع واکنش‌هاي غرب در ساليان گذشته، نشان از ضربه‌پذيري آن از اين جريان رو به گسترش دارد. غرب که در صدد بود تا نگاه سکولار خويش را حاکميت جهاني بخشد، در رويارويي با اين جريان رو به رشد، از انواع حيله‌ها همچون استفاده از غول‌هاي رسانه‌اي خود و تضييقات براي هرگونه حضور اجتماعي اسلام تا ساختن و پرداختن گروه‌هايي چون ««القاعده»» و «طالبان» استفاده کرد تا به نحوي مسير اين جريان قوي را تغيير دهد. هرچند غرب سکولار چند قرن در صدد بوده است تا حضور مسيحيت در نظام سياسي جوامع خويش را حذف کند و حتي علاوه بر سعي در حذف دين‌مداري، از زندگي شخصي مردم به بي‌رنگ کردن همان مسيحيت شخصي نيز همت گماشته است، ولي با تهديدي که از ناحيه اسلام احساس مي‌کند، راهي جز به صحنه در آوردن مسيحيت براي مقابله با اسلام نديده است.

رفتار پاپ در ادامه اين جريان قابل درک است، اما اين نوع مقابله‌ها که يقينا واكنش‌هاي آن توسط صحنه‌گردانان ـ و نه چندان از سوي دستگاه پاپ ـ از پيش مشخص بود و شايد به شکاف متخاصمانه اسلام و مسيحيت دلخوش کرده بودند، نبايد ما مسلمانان را فقط در موضع انفعالي قرار داده و صرفا آن را تهديدي عليه خود قلمداد كنيم، بلكه به نظر مي‌رسد در تعاملات اسلام و مسيحيت، اين حركت، فرصت تاريخي بسيار مناسبي را براي اسلام به وجود آورده که تا کنون اين امکان براي آن فراهم نبوده است.

تأکيد پاپ به عنوان بالاترين شخصيت مسيحي، بر نفي عقلانيت در اسلام او را مجبور به پذيرش ملاک عقل براي ارزيابي اديان و حقانيت آنان كرده است. اين ملاک در تاريخ مسيحي که با تکيه بر ايمان‌گرايي در بسياري از آموزه‌هاي خود، حساب عقل را از ايمان مسيحي جدا مي‌کرد، محک خوبي براي توانايي يا ناتواني مسيحيت در پاسخ به نياز ديني بشر امروز خواهد بود. آموزه‌هاي بنيادين مسيحي همچون تجسد، گناه ذاتي بشر، مرگ فديه وار مسيح و تثليث که در 20 قرن با نفي امکان دستيابي عقل به حقانيت آن به مسيحيان القا مي‌شد، اگر بتواند فرصت ارزيابي عقلاني را پيدا کند، چالش‌هاي جدي براي مسيحيت خواهد داشت.
از سوي ديگر، تأکيد اسلام بر ملاک عقل در ارزيابي حقانيت بنيادهاي ديني خود، مي‌تواند در چالش بين اسلام و مسيحيت، نقطه برتري آن را به خوبي نشان دهد.

تفاوت اساسي مسيحيت و اسلام در اين است که مسيحيت، ذاتا ديني تاريخي و اسلام، اساسا ديني گزاره‌اي است. مسيحيت با برداشت خاص خود از تاريخ بشريت که آن را در هبوط آدم و گناه ذاتي بشر و تجسد خداوند به صورت مسيح و زندگي پر از رنج او و سرانجام مرگ فديه‌وار او بر صليب براي پاک کردن گناه بشر مي‌بيند و تنها اين تاريخ را بدون هرگونه مبناي عقلاني براي بشريت مسلم مي‌داند، نمي‌تواند درباره اين آموزه‌ها، پاي بحث عقلي را پيش بکشاند و اصلا اگر براي ديگر اديان هم جايگاهي قايل باشد، در اين تحليل تاريخي خواهد بود. به همين جهت است که هرگونه بحث عقلي بين مسلمانان و مسيحيان براي آنان معني نداشته و ميز مذاکره‌اي براي تشخيص حقانيت يک دين بر اساس مباني عقلي قايل نبوده است. هرچند ما تاکنون گفت‌وگوهاي بسياري بين مسيحيت و اسلام داشته‌ايم، اين گفت‌وگوها براي پيدا کردن نوعي همزيستي مسالمت‌آميز و همکاري در تحقق اهداف مشترک بوده است و نه فرصتي براي ارزيابي حقانيت.

اکنون فرصت بسيار خوبي پيش آمده است که اين گفت‌وگوها در فضايي سالم و منطقي، بدون پيش داوري برتري حق را نشان دهد.
اصول بنيادين دين اسلام که گزاره‌هاي ناظر به توحيد و نبوت و معاد است، از اساس تنها مبنايي عقلي را براي حقانيت خويش مي‌پذيرد و تقليد را ملاکي براي پذيرش آن نمي‌داند. در اين ميان، نگرش اشعري که در ميان برخي اهل تسنن، همچون وهابيان رواج دارد، نيز در بسياري امور، راه عقل را بسيار محدود مي‌سازد. شيعه که با اعتقاد خويش به اصل «عدل»، حسن و قبح عقلي را مبناي آموزه‌هاي ديني خويش قرار مي‌دهد و در بسياري از فروعات نيز قايل به مستقلات عقليه است، فرصت مناسب‌تري را در اين نوع گفت‌وگوها خواهد يافت. اميد است اين مسير همچون دوران حضرت رضا ـ عليه‌السلام ـ که مناظرات بسياري را بين اديان فراهم آورد، فرصتي براي نشان دادن عقلانيت اسلام فراهم آورد. بدين جهت توصيه مي‌شود، پذيرش عقل را براي ارزيابي حقانيت اديان از سوي پاپ با جديت و سرعت پيگيري کرده و مبنايي براي مناظرات جدي بعدي قرار داد. بدين ترتيب، قطعا گفت‌وگوي اديان، وارد مرحلة فعال و عملي جديدي خواهد شد.

 

سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

                                                         رسول جعفريان

دشمني غرب مسيحي با اسلام، جداي از آن که ميراث ماقبل مسيحي در برخورد شرق و غرب دارد، در نخستين قدم، محصول پيشرفت اسلام در محدوده قدرت امپراتوري روم شرقي از يک طرف و نفوذ اسلام در جنوب اروپا از سوي ديگر در قرون نخستين اسلامي بود.

آن زمان هنوز کليساي ارتدوکس از کليساي کاتوليک جدا نشده بود و غرب يکپارچه در تاريکي و جهل، روزگارش را سپري مي‌کرد. در تمام اين دوره آنچه غرب از اسلام مي‌دانست، بسيار اندک و بر اساس دشمني تمام عيار با آن بود. غرب تا قرن‌ها پس از آن، نه ترجمه‌اي از قرآن مي‌شناخت و نه با شخصيت حضرت محمد (ص) آشنايي داشت. مبناي قضاوت آنان از اسلام ومحمد (ص) افسانه‌ها و شايعات پوچي بود که مبلغان بي سواد وابسته به کليسا ميان مردم منتشر مي‌کردند.

غرب در تمام اين مدت، محمد را به نام «محوند» مي‌شناخت و اين کلمه را – نعوذ بالله مساوق با شيادي و دروغگويي مي‌دانست. در اين دوره بود که به گفته يک محقق، «اسامي محوند يا در مواردي محون، محومت و در فرانسه ماحون و در آلماني ماخمت که با مفاهيمي چون ديو و عفريت و بت مترادفند - از جمله نام‌هايي بودند که توسط نويسندگان دوره‌هاي نمايشي مسيحي و داستان‌هاي عاشقانه و حماسي (رومانس) اروپاي سده دوازدهم ابداع شدند».

در تمام قرون وسطي، حضرت محمد (ص) مظهر شيطان و دجال شناخته مي‌شد و بدترين و رکيک ترين افسانه‌ها توسط کليسا در باره حضرت ختمي مرتبت ميان مردم اروپا انتشار مي‌يافت.

و درست همين حس بود که جنگهاي صليبي را به هدف بازپس گيري سرزمين‌هاي مسيحي از دست مسلمانان به راه انداخت و براي دو قرن و نيم به نام جهاد مقدس و با علامت صليب، عامل قتل صدها بلکه ميليونها انسان شد.
اين زمان بردن نام محمد (ص) همراه با دشنام و هتاکي بود و کسي آن اسم را بدون پسوندهاي دشنام گونه نمي آورد. در اثر شاعر انگليسي ويليام لنگلند با عنوان Piers Plowman که سال 1362 ميلادي به چاپ رسيده «محمد (ص) را مي‌بينم در حالي که در ميان نيروهاي دوزخي در اسفل دوزخ جاي دارد». در اين متن، محمد، يک کاردينال بدعت گزار است که در عربستان مرتد شده و آييني درست کرده است. از نظر اين شاعر، محمد (ص) طلايه دار خيل دجال‌هاست.

يک صد و پنجاه سال پس از آن شاعر انگليسي، ويليام دَنبار شاعر اسکاتلندي، محمد (ص) را رئيس تشريفات جهنم وصف مي‌کند.

در اين دوره، داستانهاي حماسي که در آنها به ستايش اروپا پرداخته مي‌شد، فراوان ساخته شد و دشمن مشترک در همه آنها، مسلمانان بودند. در برخي از اين داستانها آمده بود که محون يعني همان محمد(ص) حکم بتي را دارد که ساراسن‌ها – يعني مسلمانان - آن را پرستش مي‌کنند و مثل مسيحيان که خداي پدر را و يهوديان که يهوه را به کمک مي‌خوانند آنان هم دست به دامن محون مي‌شوند. بدين ترتيب محمد (ص) در ترانه‌ها و متون نمايشي قرون وسطايي اروپا به عنوان يک بت تصوير مي‌شد.

از همه اينها شگفت تر آن که در زبان انگليسي واژه «ممتري» ( Mammetry) از محومت گرفته شده و معناي آن پرستش مجسمه‌ها و تصاوير و يا همان بت پرستي است.

از رکيک‌ترين نوشته‌هاي غرب مسيحي، «کمدي الهي» دانته است. دانته در اين کمدي که آن را تحت تأثير شکست‌هاي صليبي نوشته است، - نعوذ بالله - حضرت محمد (ص) را چون گناهکاري که با دستان خود سينه چاک شده اش را از هم مي‌درد به تصوير کشيده است. از نظر دانته، گناه محمد عبارت بود از: ترويج مذهب دروغين، دعوي نزول وحي که نوعي شيادي کفرآميز بود و بذر اختلاف را در جهان پاشيد.

در آستانه قرون جديد، مهم ترين تهديد براي اروپا، ترکان عثماني بودند. شکست‌هاي فاحش غرب مسيحي که به سقوط مرکز کليساي ارتدوکس به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453 منجر شد، بار ديگر شعله‌هاي خشم نويسندگان کليسايي را عليه شخصيت حضرت محمد (ص) بر افروخت. غربي‌ها تقريبا تا قرن هيجدهم بلکه نوزدهم، هيچ تلاشي براي شناخت شخصيت واقعي آن پيامبر (ص) انجام ندادند.

تاريخ جهان اثر هيگدن – يک راهب بنديکتي – که فقط سه بار به انگليسي در سالهاي 1387، 1495 و 1527 ترجمه شد، داستان کبوتري را مي‌آورد که محمد (ص) او را تربيت کرده بود تا براي دانه بالاي سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود که به او وحي مي‌فرستد. داستان ديگر، داستان شتري است که محمد (ص) تربيت کرده بود که فقط از دست او غذايش را بگيرد. محمد (ص) قرآن را بر گردن اين شتر آويخته بود و وقتي نزديک او مي‌شد، زانو مي‌زد و محمد آن را مي‌گرفت و به مردم مي‌گفت که اين پيامي آسماني است. جذابيت‌هاي جنسي از ديدگاه هيگدن، يکي از راه‌هايي است که محمد (ص) براي تضعيف مسيحيت و تقويت اسلام انتخاب کرده بود.

لوتر به رغم آن که تلاش کرد تا پاپ را مظهر «دجال» بداند و بدين ترتيب اين صفت را از حضرت محمد (ص) برداشت، در اين باره اصرار مداوم داشت و باز هم تلاشي براي شناخت درست از اسلام و حضرت محمد (ص) نكرد و همچنان ايشان را آماج حملات تند خود قرار مي‌داد.

در حالي که در قرن نوزدهم، کساني مانند کارلايل يا واشنگتن اروينگ تلاش مي‌کردند تا نقش حضرت محمد (ص) را در کاروان تمدن بشري نشان دهند، يا گوته که تصويري زيبا از محمد (ص) در اشعارش نشان مي‌داد، از نظر کليسا مطرود و محکوم بود. آثار فراواني که شماري از روشن انديشان اين دوره در باره اسلام نوشتند، از نظر کليسا آثار ممنوعه و در شمار کتب ضاله به حساب مي‌آمد.

بدين ترتيب مي‌توان دريافت که گرايش به دشمني با اسلام و محمد (ص) در بنياد کليساي کاتوليک ريشه دارد و پاپ‌ها و قيصرها در ادوار مختلف، دشنام به محمد (ص) را به عنوان قافيه اصلي نوشته‌هاي خود انتخاب مي‌کردند.
در يک دوره کوتاه، و بيشتر در قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم غرب توانست آثاري عرضه کند که با نگاهي واقع بينانه تر به اسلام نگاه کند، اما حتي آن آثار هم به استثناي اندک، به هيچ روي تمايلي به دادن امتيازات اساسي به اسلام نداشت. داستان شرق شناسي، خود افسانه ديگري است که به قول ادوارد سعيد، کنه و بُنهش، تحقير شرق برابر غرب است.

به نظر مي‌رسد، امروز غرب به همان نقطه بازگشته است. اين تصادفي نيست که بوش پس از 11 سپتامبر بحث جنگ صليبي را مطرح مي‌کند. چند سالي بعد از آن، آن کاريکاتور وحشتناک در باره حضرت محمد (ص) کشيده مي‌شود. و امروز پاپ که خود و کليسايش را مظهر آرامش و صلح مي‌خواند، اين چنين به آتش جنگي که غرب مسيحي و نظامي شعله ور کرده، دامن مي‌زند.

البته و صد البته، تصور اين که پاپ بدون برنامه اين مسائل را مطرح کرده، تصوري واهي است. به طور قطع، دانشمندان و سياستمداران ما بايد اهداف اصلي اين قبيل اظهارات را روشن کنند، اظهاراتي که باز هم مي‌تواند رسالت سربازگيري براي القاعده را بر دوش بکشد، و زمينه برخوردهاي بيشتر دنياي اسلام را با غرب تا بن دندان مسلح فراهم کرده و همه انرژي دنياي اسلام را به ميدان کشيده و آن را به هدر دهد.

يکي از جنايتکارانه ترين اقدامات غرب مسيحي، آن است که دشمني ميان يهوديان و مسلمانان را با ايجاد اسرائيل پديد آورد و امروز آقايي خود را با جنگهاي ميان اين دو گروه بر همه تحميل مي‌کند. يهوديان که قرن‌ها در شرق با مسلمانان زيست مسالمت آميز داشتند، فريب غرب مسيحي را خورده و اينچنين در جنگي که عاقبت آن بر هيچ کس روشن نيست، فرو غلتيدند. اين را بايد يکي از اساسي ترين جنايات غرب در حق مسلمانان و يهوديان دانست.

بدون ترديد مسؤوليت هر نوع خشونت ناشي از اين اقدامات غير مسؤولانه متوجه دستگاه عريض و طويل کليساي کاتوليک و در رأس آن پاپ بوده و مسلمانان بايد با درک درست شرايط، اجازه ندهند باز هم دنياي اسلام دچار محدوديت‌هاي بيشتر شود.

سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

پيشينه مسيحيت و اظهارات پاپ
                                                               محسن قبادي

در روزهاي گذشته، شاهد اظهارات آقاي پاپ بنديکت شانزدهم در آلمان در نقد اسلام به عنوان ديني بي‌منطق و همراه با خشونت بوديم.

هرچند بلافاصله پس از اين اظهارات، «فدريکو لونباردي»، رئيس دفتر مطبوعاتي واتيکان، در بيانيه‌اي عنوان نمود که منظور آقاي پاپ، توهين به اسلام و مسلمانان نبوده و ايشان اين مطالب را به نقل از امپراتور بيزانس ـ روم شرقي ـ بيان كرده‌‌اند، وليکن بهره‌گيري از نظريات اين فرد در سخنراني آقاي پاپ، اگر در مقام تأييد نظريات ايشان نبوده، پس علت بيان آن چه بوده است؟ براي همين، اين بيانيه قابل توجيه نبوده و نيست.

اين موضوع بلافاصله احساسات مردم مسلمان بسياري از کشورهاي جهان را برانگيخت؛ اندونزي، مصر، ايران، پاکستان، ترکيه، عربستان و بسياري از مردم آزاده و شخصيت‌هاي مذهبي اسلامي ‌و حتي مسيحي نسبت به اين سخنان، واکنش نشان دادند، چرا که اسلام، دين رحمت است و در کتاب آسماني مسلمانان، قرآن کريم، اصل بعثت پيامبر اسلام(ص)، ايجاد رحمت براي جهانيان گفته شده است. سراسر زندگي اين پيامبر الهي، سرشار از بخشش و عطوفت، حتي در برابر دشمنان ايشان بوده است و اسلام نيز همواره ديني پر از مهرورزي بوده و اعتقاد مسلمانان نيز زندگي همراه با صلح و دوستي حتي با غيرمسلمانان بوده است.

در حال حاضر نيز گذري بر زندگي مسيحيان و يهوديان در کشور اسلامي ‌ايران و بررسي زندگي پر از مهر و دوستي مسلمانان ايراني با پيروان واقعي مسيح(ع)، نمونه‌اي از عدم خشونت و مهرورزي مسلمانان با ديگر اديان بوده و هست.

از سوي ديگر، تاريخ پر از عصبيت و خشونت کليسا در دوران تفتيش عقايد است که براي حفظ قدرت مسيحيت، هزاران نفر را در زندان‌ها به قتل رساند.
تاريخ فراموش نکرده است که بنا بر مدارک و اسناد تاريخي، «برونو جوردانيو» و بسياري از فيلسوفان رم و ديگر کشورها، چگونه صرفا به دليل نظريات منطقي خود که خلاف نظريات کليسا بود، چگونه در آتش سوزانده شدند.
شمار محکومان به مرگ در اين دوران، تنها در کشور آلمان، 25 هزار نفر بوده است. اين موضوع آنچنان زشت بود که در سال 1383، پاپ قبلي، ژان پل دوم، تاريخ خشن مسيحيت در دوران تفتيش عقايد را رسواکننده خواند.

سخنان آقاي پاپ بنديکت دوم، انسان را ياد سخنان رهبران خشن مسيحي در قرن دوازدهم ميلادي مي‌اندازد که موجبات بروز و شدت يافتن جنگ‌هاي صليبي شدند.

اين خشونت کليسا در تاريخ فراموش نشده است، وليکن مسلمانان هيچ‌گاه در صدد بزرگ‌نمايي اين خشونت‌ها برنيامده‌‌اند و فرهيختگان مسلمان، به جاي دست گذاشتن بر اين تاريخ سراسر بي‌منطقي و خشونت، به دنبال راهي ديگر بوده‌‌اند و آن تأکيد بر اشتراکات مذهبي ـ تقريب بين مذاهب و تلاش در راستاي انس و الفت ميان پيروان اديان الهي، اعم از مسيحيت ـ اسلام و يهوديت، فارغ از گذشته آنان بوده است.

جناب پاپ با اين سخنان به طور غيرمنتظره‌اي، وارد قلمرويي شده‌‌اند که از جايگاه ايشان فاصله زيادي دارد و آن، ورود به قلمرو حساس احساسات مذهبيون است.

سخنان اخير آقاي پاپ از دو حال خارج نيست؛ يا ايشان از شناخت کافي از اسلام و شخصيت پيامبر اکرم(ص) آگاه نيستند که جدا مايه تأسف خواهد بود که رهبر بزرگ کليساي کاتوليک جهان از درک و شناخت اين دين بزرگ که يک ميليارد پيرو دارد، غافل بوده‌ و يا آن كه رهبر مذهبي، متأسفانه تحت تأثير سخنان برخي مقامات سياسي معتقد به جنگهاي صليبي قرار گرفته‌ که در اين صورت از شأن و جايگاه ايشان بسيار به دور است.

موضوع ديگر سخنان غيرکارشناسي آقاي پاپ، آن هم با موضوعي کاملا تخصصي؛ يعني بررسي تطبيقي اسلام و مسيحيت به طور يک‌طرفه بوده است، براي همين، واتيکان در آينده، مجبور خواهد شد براي اين سخنان در جستجوي پاسخ برايد، چرا که در زماني که جنگ و خشونت توسط برخي از قدرت‌هاي مادي و استثماري شدت يافته است و پيروان اديان الهي، درصدد چاره‌جويي برآمده‌‌اند تا جلوي اين زياده‌خواهي و جنگ‌افروزي را بگيرند، اين نوع سخنان تفرقه‌افکنانه بسيار سؤال برانگيز بوده است؛ سخناني که شباهت بسياري به سخنان برخي از رهبران سياسي جنگ طلب دارد.

نهايتا اين موضوع، دست‌كم دو پيامد اساسي را به دنبال خواهد داشت:

1ـ تنزل جايگاه مذهبي پاپ و کليساي کاتوليک
در حالي که جهان در عرصه کنوني در آتش جنگ مي‌سوزد و پيروان فهيم مسيح(ع)، همگام با ديگر اديان الهي در انتظار تلاش کليسا براي رهايي از اين خشونت هستند، اين سخنان تفرقه‌افکنانه اول از همه، موجب تنزل جايگاه ايشان و اين کليسا در ميان اديان الهي خواهد شد.

2ـ تخريب روند تقريب بين مذاهب
در حالي که بسياري از انديشمندان اديان الهي، به ويژه فرهيختگان مسلمان جهان با برگزاري سمينارها، کنگره‌ها و تلاش‌هاي ديگر، در صدد ايجاد تفاهم و گفت‌وگوي ميان اديان الهي و برپايي صلح و دوستي ميان مذاهب دارند، اين سخنان از زبان بزرگ‌ترين مقام مذهبي کليساي کاتوليک، موجبات تخريب اين تلاش‌ها خواهد شد.

ارسال در تاريخ جمعه 31 شهریور1385 توسط روح الله امین آبادی

پاپ به شدت از اهانت به مسلمانان ابراز تأسف کرد

واتیکان اعلام کرد پاپ بندیکت شانزدهم به شدت نسبت به مورد اهانت قرار گرفتن مسلمانان در سخنرانی روز سه شنبه دانشگاه رگنزبرگ ابراز تأسف کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، تارکیسیو برتون وزیر امور خارجه جدید واتیکان گفت: پاپ بندیکت شانزدهم به شدت نسبت به اینکه بخشهای خاصی از سخنرانی وی به نظر مؤمنان مسلمان اهانت آمیز آمده و بر اساس نیت وی مورد تفسیر قرار نگرفته، ابراز تأسف کرد.

وزیر امور خارجه واتیکان امروز در نخستین بیانیه خود از روز جمعه تاکنون که به این سمت منصوب شده است یادآور شد: پاپ به وضوح به گفتگوی بین ادیان و فرهنگها علاقمند است.

وی افزود: پاپ در سخنرانی روز سه شنبه خود صریحاً ارتباط میان اسلام و خشونت را مورد انتقاد قرار داده بود.

رهبر کاتولیکهای جهان طی سخنانی در دانشگاه رگنزبرگ به نقل و قول از امپراطور قرن چهاردهم پرداخت و موافقت یا مخالفت خود را با این نقل و قول اعلام نکرد.

 پیام آیه الله مکارم شیرازی در مورد اظهارات پاپ:

بسم الله الرحمن الرحيم

چندى قبل كاريكاتوريست هاى دانمارك براى توهين به اسلام و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)به ميدان آمدند كه با آن اعتراض يكپارچه مسلمانان روبرو شدند، اين بار پاپ رهبر كاتوليك هاى جهان را اغفال كردند و او را به ميدان آوردند تا جهاد اسلامى را زير سؤال برده و مسلمين جهان را به خشونت متهم سازد و از آئين الهى دور بشمرد كه با اعتراض شديد و گسترده مسلمانان جهان روبرو شد.

البتّه چنين هجمه اى بعد از پيروزى قهرمانانه حزب الله لبنان بر اسرائيل (در سايه همين حكم جهاد اسلامى) دور از انتظار نبود; ولى چرا يك رهبر بزرگ مسيحى فريب سياستمداران خودكامه و ظالم را بخورد و در عمل ثابت كند هيچ اطلاعى از احكام اسلام ندارد، آيا باوركردنى است كه رهبر بزرگ كاتوليك ها تا اين اندازه از مذهب بزرگى همچون اسلام با يك ميليارد و چهارصد ميليون پيرو بى خبر باشد.

ما ضمن محكوم كردن شديد اين اهانت بزرگ به اسلام و مسلمين جهان كه سبب ناامنى بيشتر در جهان مى شود يادآور مى شويم كه: قرآن مجيد در آيه 61 سوره انفال با صراحت مى فرمايد: هر كس دست صلح و دوستى را به سوى شما دراز كرد، دست دوستى و صلح به سوى او بگشاييد. (و ان جنحوا للسلم فاجنح لها)

و در آيه 19 بقره مى گويد: با كسانى پيكار كنيد كه با شما پيكار مى كنند و از حد تجاوز نكنيد، خداوند تجاوزكاران را دوست ندارد. (وقاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم فلا تعتدوا إنّ الله لا يحب المعتدين) و آيات فراوان ديگر.

آيا پاپ انتظار دارد صهيونيست، از آن طرف دنيا بيايند و كشور فلسطين را از دست صاحبانش بگيرند و آواره بيابان ها كنند و آنها سكوت كنند، يا اين كه مردم لبنان كشورشان مورد تجاوز صهيونيستها قرار گيرد، همه چيز را ويران كنند، همه كس را اعم از كودك و پير و جوان، قتل عام نمايند و حزب الله ساكت بنشيند. زهى تصور باطل، زهى خيال محال.

آقاى پاپ شما به جاى حمله به مسلمانان جهان، سياستمداران بى رحم و خونخوار خودتان را نصيحت كنيد كه دوران استعمار پايان يافته و به استقلال كشورهاى اسلامى و مسلمين جهان احترام بگذاريد تا به شما احترام بگذارند.

شما با پيروى از خواسته هاى سياستمداران جهان خوار مرتكب اشتباه بزرگى شده ايد سعى كنيد هر چه زودتر آن را جبران نماييد و مطمئن باشيد حمله بى منطق شما به اسلام و مسلمين اثرى جز فشرده

شدن صفوف آنها نخواهد داشت

والسلام على من اتبع الهدى

پيام مهم مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله العالي در پی اهانت پاپ به ساحت مقدس دين اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: و ما ارسناک الا رحمة ا للعالمين

اهانت بسيار مغرضانه پاپ به مقام اقدس شخص اول انسانيت، پيغمبر رحمت و بزرگ منادي حق و مساوات و عدالت رسول اکرم اسلام، صلي الله عليه و آله و سلم، پرده از روي فريب کاري‌ها و ادعاهای صلح طلبي واتيکان برداشت. در دنيايي که استضعاف‌گران و زورمندان اکثريت جامعه بشري را از حقوق حقّه خود محروم نموده‌اند و پاپ اعمال آنان را با سکوت معنا دار خود امضا نموده است و اعتراضي نمي‌کند وی براي تملق از صهيونيسم همان قومي که حضرت مريم عذرا، مادر بزرگوار حضرت مسيح را متهم مي‌دانند،اين گونه غير مسئولانه خشم و نفرت بيش از يک ميليارد مسلمانان جهان را برمي‌انگيزد و به جاي اينکه از صلح و هم زيستي در دو جامعه بزرگ اسلام و مسيحيت سخن بگويد، بذر نفاق و دشمني مي‌پاشد. به جاي اصلاح کليسا و قبايح و شنايعي که در داخل کليسا صورت مي‌گيرد و مسيحيان را از روحانيت و معنويت منزجر مي‌سازد، به دين مقدس اسلام اعتراض مي‌نمايد. او مگر تاريخ کليسا و جنايات پاپ‌ها را در اسپانيا و کشتار و سوزاندن خلق و محکمه و تفتيش پاپ را فراموش نموده‌ است؟

ما مي‌دانيم پاپ از گسترش اسلام و استقبالي که در جهان از قرآن و احکام نوراني آن مي‌شود عصباني است، ولي او چه بخواهد و چه نخواهد روز کليسا به پايان و اسلام يگانه دين توحيد در جهان عالمتاب است.

ما از دولت‌هاي اسلامي مي‌خواهيم تا پاپ رسماً از مسلمانان عذرخواهي نکرده است حداقل روابط سياسي خود را با واتيکان قطع نمايند. که (ان العزة لله و لرسوله و للمؤمنين)

22 شعبان المعظم 1427

مطابق با 25/6/85

لطف الله صافي

پيام مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى فاضل لنکرانى
در مورد سخنان و اتهامات بى اساس پاپ

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنان و اتهامات بى اساس پاپ که برحسب ظاهر رهبرى بخشى از مسيحيان را عهده دار است موجب تعجب و رنجش و نگرانى شديد گرديد. مع الاسف آنچه را که بيان نموده به هيچوجه با منطق و روح اسلام سازگارى ندارد و اين امر حاکى از آن است که چنين مطالبى را يا به او ديکته نموده اند و يا آنقدر نسبت به دين مبين اسلام جاهل و بى اطلاع است که بايد براى پيروان او تأسف خورد. در شرايطى که رهبران اديان آسمانى بايد با هوشيارى خود در دام استعمارگران و جنگ طلبان قرار نگيرند اين سؤال اساسى مطرح است که چرا چنين اتهامات واهى و بى اساس و دور از خرد و تاريخ را مطرح ساخته است؟ آگاهان به تاريخ اديان و خبيران به متون مقدس به خوبى مى دانند که امروزه مهمترين دليل معتبر بر اساس مسيحيت و سائر کتب و پيامبران آسمانى اسلام و قرآن کريم است. ما از ايشان دعوت مى کنيم تا مدتى در مدارس دينى و در خدمت اسلام شناسان واقعى زانوى ادب زده و آگاهى خود را نسبت به اين دين تحصيل نمايد. ما براى ايشان به راحتى اثبات مى کنيم که دين مبين اسلام دين رحمت و عطوفت است و از آيه هاى هميشه درخشان قرآن کريم و از مهمترين محکمات اين کتاب آيه شريفه (کتب على نفسه الرحمه) است. پاپ بايد ساليان درازى را در فهم همين آيه کوتاه از قرآن سپرى نمايد. گفتار او در باب جهاد ناشى از عدم درک حقيقت نورانى جهاد است و او جهاد اسلام را با آنچه را که آمريکا به نام تروريسم خلق نموده است، اشتباه گرفته است. تعجب آن است که چگونه کسى که خود را رهبر دين آسمانى مى داند در کلام خويش صريحا اراده خدا را به بهانه عقل و منطق انکار مى کند. به او توصيه مى نمايم در اين اواخر عمر دست از اين اواخر عمر دست از اين انحراف و توطئه برداشته و هدايت صحيحى را براى خود و مسيحيان رقم زند.

محمد فاضل لنکراني
25/06/85

رئیس دفتر آسیایی اتحادیه جهانی آشوری ها در نامه ای به پاپ:

دین باوران دنیا در سوک داوری خصمانه پاپ نسبت به اسلام نشسته اند

یوناتن بت کلیا در نامه ای به پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک ‌های جهان نسبت به اظهارات اخیر او درباره دین مبین اسلام ابراز تاسف کرد و گفت که آشوری ها همچون دین باوران میلیاردی در دنیا در سوک داوری خصمانه پاپ نشسته اند.

به گزارش خبرگزاری "مهر"، در نامه بت کلیا به پاپ آمده است: برای جامعه مسیحی و جهانی آشوری حیرت آور بود که با برداشتی تفاوت و البته خصمانه، همه باورهای اسلام و مسلمانان جهان را به نقدی تند بکشانید.

وی افزود: در یادما هست که آنجناب بر مسندی تکیه داده است که پاپ ژان پل دوم به عنوان نماد صلح و گفتمان بین ادیان نه تنها هرگز سخنی به گزاف علیه اسلام و مسلمانان به زبان نیاورد، که حتی مسلمان ترک تباری که به او شلیک کرد، بخشود.

نماینده آشوری ها و کلدانی ها در مجلس شورای اسلامی در ادامه نامه خود آورده است: مسخره کردن جهاد و اسلام را دینی خشونت آمیز خواندن، داوری سئوال برانگیزی است که در این مقطع حساس از زمانه بی پروا بر زبان می آورید؛ مگر سلف شما نبود که در بیانیه ای اثر گذار به مسیحیان یاد آور شد که حمیت و حمایت از دین را باید از مسلمانان و خلوص و عبودیت آنان بیاموزند.

بت کلیا اضافه کرد: برای جامعه مسیحیان جهان حیرت آور است که چگونه آنجناب به یاد سخنان تفرقه برانگیز امپراتور مسیحی بیزانس مانوئل دوم پلالوگوس در قرن های گذشته و زخم کهنه جنگ های صلیبی که جهان متمدن امروز مرحمی بر آن گذاشته، جانی تازه می بخشید.

"اگر قرار است آن زخم های کهنه را باز کنید، طبیعی است تا مسلمانان جهان هم از جنایات جنگجویان صلیبی کلیسای کاتولیک در قرون وسطی علیه دیگر مسیحیان، یهودیان و مسلمانان سخن گویند".

رئیس دفتر آسیایی اتحادیه جهانی آشوری ها تاکید کرد: آشوری ها به عنوان جامعه ای مسیحی و ملتی گسترده در شرق که هنگام ظهور مسیحیت، این دین را پذیرفته، قرن های متمادی در سرزمین های اسلامی و به ویژه میهن مادری مان ایران زیسته ایم و هرگز به سبب باورهای دینی مان مورد خشم و ستم مسلمانان نبوده و حتی از ارج و قربی ستودنی نزد این هموطنان برخوردار بوده ایم.

وی ادامه داد: ما در صدر اسلام به عنوان مسیحیان آشوری بیشترین داد و ستد فرهنگی و علمی را داشته و بیشترین خدمات را به خلفای اسلامی و مسلمان ارائه داده ایم؛ اکنون که زمانه گفتمان است و آن داد و ستد بین ادیان در آغاز ظهور اسلام می تواند نمادی زنده برای گفتمان ها باشد و دریغ که نگاه آنجناب به دور از تمدن پویا و پر تحرک است.

بت کلیا تصریح کرد: آشوری ها با باورهای خود با دین مسیحی و به ویژه مذهب شرقی با یاد کلیسای شرق که تا امروز در میهن شان ایران زنده مانده اند، زبانشان و خطشان مانده است؛ آن هم در سرزمینی که قرن ها با باور اسلام زیسته است.

این نماینده آشوری ها و کلدانی ها در مجلس شورای اسلامی در ادامه نامه خود به پاپ متذکر شد: هرگز خشونت و خصمی که از آن سخن می رانید، نه شنیده و نه دیده ایم و این به باور ما سخنی راستین نیست؛ ما همچون دیگر دین باوران به ویژه مسلمانان به انتظاریم تا آنجناب از یک جامعه پویای میلیاردی پوزش بخواهید که این خواست عیسی مسیح (ع) منجی مان است که می گوید در شادی و سوک همسایه ات سهیم باش.

رئیس دفتر آسیایی اتحادیه جهانی آشوری ها در پایان این نامه بار دیگر تاکید کرد که آشوری ها همچون دین باوران میلیاردی در سوک داوری خصمانه پاپ نسبت به دین اسلام نشسته اند.

خشم مسلمانان از سخنان توهين‌آميز پاپ

 

اظهارات پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کاتوليک های جهان، در مورد مسلمانان که به عقيده برخی در ضديت با دين اسلام بيان شده، انتقادات رو به افزايشی را در ميان تعدادی از کشورهای اسلامی موجب شده است. به گزارش بي بي سي، پاپ روز سه شنبه (12 سپتامبر)، در جريان سفر يک هفته ای خود به آلمان سخنانی بيان کرد که ظاهرا مفهوم جهاد در اسلام را زير سوال برده است. 

وی در نطق خود در دانشگاه "رگنزبورگ" آلمان از يک امپراتور مسيحی قرن چهاردهم (مانوئل دوم قسطنطنيه) نقل کرده که به يک مسافر ايرانی گفته است که پيامبر اسلام برای جهان ارمغانی جز خشونت نداشته است. 

پاپ در نطق پايان سفر شش روزه خود به آلمان به نقل از اين امپراتور دوره بيزانس گفته است: "پيامبر اسلام برای جهان فقط شرارت و اعمال غيرانسانی به ارمغان آورده و از جمله دستور داده که دين را با زبان شمشير گسترش دهيد."

جاويد احمد گامدی، از روحانيون ارشد مسلمان پاکستان، اظهارات پاپ بنديکت شانزدهم را غيرمسئولانه خوانده و تاکيد داشته است که مفهوم جهاد از ديد اسلام اين نيست که دين را بايد با قدرت شمشير گسترش داد.

 

 

گزارشگر بی بی سی می گويد يکی از روزنامه های ترکيه نوشته است که پاپ از اين امپراتور قرن چهاردهم ميلادی به عنوان وسيله ای برای ابراز نظرات شخصی خود استفاده کرده است. 

پليس در کشمير تحت کنترل هند روزنامه هايی را که متن سخنرانی پاپ را منتشر کرده بود، جمع آوری کرده است تا از بروز هرگونه تنش در اين منطقه مورد مناقشه پيشگيری کند.

 

 

در ترکيه، "علی بارداک اوغلو"، رييس سازمان امور ديانت اين کشور، گفت که اظهارات رهبر کاتوليک های جهان خصمانه بوده و از وی خواست تا از مسلمانان جهان عذرخواهی کند. 

وی گفت "اميدوار است که اظهارات پاپ منعکس کننده نفرت قلبی وی از اسلام نباشد.

 

 

فردريکو لومباردی، يکی از سخنگويان واتيکان، مقر حکومتی رهبر کاتوليک های جهان، گفت به نظر وی منظور پاپ از ابراز اين اظهارات انتقاد از اسلام نبوده است؛ اين اظهارات يادآور اين موضوع بوده است که اگر فردی از مذهب تعبير خشونت آميز داشته باشد، در واقع با ذات پروردگار در تضاد بوده است.

 

 

پاپ قرار است در ماه نوامبر از ترکيه ديدن کند.

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 26 شهریور1385 توسط روح الله امین آبادی

در پناه گل نرگس باشید...سلام و عرض ادب و احترام محضر شما دوست بزرگوار.
ضمن عرض تبریک فرا رسیدن میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (عج) خدمت رسیدم تا ضمن عرض تبریک این ایام خجسته ، از شما جهت شرکت در مسابقه فرهنگی انتظار سبز دعوت بعمل آورم . بسی موجب خوشحالیست که شاهدحضور شما در جمع دیگر شرکت کنندگان این مسابقه فرهنگی باشم.
همچنین بمنظور نشر و گسترش آشنايي هر چه بيشتر با فرهنگ مهدويت ، در صورت امکان ، لينك یا لوگو اين مسابقه را در وبلاگ خود قرار دهید . پيشاپيش از حضور و همكاري شما صميمانه تشكر و قدر داني مي كنم .
آدرس لوگو : http://i1.tinypic.com/27zvqyt.jpg
برایتان آرزوی موفقیت و سر بلندی دارم ...
در پناه گل نرگس باشید...

یا علی مدد .. التماس دعا .... حاج حمید

آدرس وب سایت : http://www.hajhamid.com/

ارسال در تاريخ دوشنبه 13 شهریور1385 توسط روح الله امین آبادی

فان حزب ا هم الغالبون

هک شدن 100 سایت اسرائیلی توسط گروه آشیانه

در پروژه جدید گروه امنیتی آشیانه،  حدود 100 سایت اسرائیلی که اکثرا سایت های مهم دولتی و سایت های شرکت ها و کمپانی های اسرائیل بودند توسط گروه امنیتی آشیانه هک و چهره تمامی این سایت ها به صفحه ای با نماد ایران تغییر پیدا کرد. هدف از این کار محکوم کردن جنایات اسرائیل در کشورهای لبنان و فلسطین بود. در این پروژه ما به دو سرور اسرائیلی که در خود کشور اسرائیل و شهر Tel Aviv بودند نفوذ کردیم. در روز دوشنبه 23 مرداد عمليات نفوذ به سرور وب سايت هاي فوق الذكر شروع شد كه پس از 5 روز فعاليت شبانه روزي در صبح روز شنبه 28 مرداد 85 آیه مبارک " فان حزب ا.. هم الغالبون " در كليه وب سايتهاي فوق الذكر اسرائیلی قرار گرفت.

برای دیدن سایت گروه آشیانه می توانید به آئرس زیر سر بز نید:

http://www.ashiyane.com

 

ارسال در تاريخ شنبه 4 شهریور1385 توسط روح الله امین آبادی
قالب وبلاگ